7 استراتژی‌ها و راهبردهای بهبود کیفیت زندگی کاری

کیفیت زندگی کاری اغلب بر تصور افراد، خط‌مشی‌ها و ساختارهای سازمانی مبتنی است. امروزه بسیاری از مؤسسات به پژوهش‌هائی برای سنجش این برداشت‌ها دست زده‌اند. در این راه شیوه‌های غیررسمی نیز به‌کار گرفته می‌شود تا روابط کاری بهبود یابد. افزون بر این هیئت‌های ایمنی کار و گروه‌های کار نیز در حال تدوین استراتژی برای بهبود محیط کار هستند. بنابراین سازمان‌ها نیاز دارند استراتژی‌هائی به‌کار ببرند جهت گسترش کیفیت زندگی کاری کارکنان تا بدین‌وسیله هم اهداف سازمانی حصول شده و هم نیازهای کارکنان برطرف گردد(شیرآشیانی، 1392).

البته کیفیت زندگی کاری را می‌توان به‌عنوان یک استراتژی منابع انسانی و کالبد نهائی برای توسعه در میان تمام نظام‌های کاری شناخت. اولین استراتژی جهت بهبود کیفیت، در دهه ۱۹۸۰ آغاز شد. اکثر کارخانه‌های متوسط و بزرگ ژاپنی دارای حلقه‌های کیفیت بودند. این کوشش به‌عنوان یک برنامه بهبود کیفیت آغاز شد ولی از آن زمان تاکنون به یک روش عادی برای بسیاری از مدیران و زیربنای کوشش‌هائی برای بهبود کیفیت زندگی کاری تبدیل گردیده است. استراتژی دیگری که برای بهبود کیفیت زندگی کاری می‌توان به‌کار بست، ضرورت پی‌گیری شغل‌های ساختاری با جزئیات کمتر و گروه‌بندی‌ها و پیوستگی‌های بیشتر است. در حالی‌که به عقیده جزئی، استراتژی مؤثر جهت بهبود کیفیت زندگی کاری استفاده از سیستم‌های اجتماعی – فنی است. سیستم‌های اجتماعی – فنی عبارتند از: مداخله در وضعیت کار برای سازماندهی مجدد کار، گروه‌های کاری و ارتباط بین کارگران و فن‌آوری‌هائی که برای انجام کار مورد استفاده آنان قرار می‌گیرد. یکی دیگر از استراتژی‌های مهم برای بهبود کیفیت زندگی کاری ایجاد قوانین کاری است که بتواند کمک کند به حفظ یک محیط منظم که برای کارکنان خوشایند باشد تا کار را به‌طور مؤثر و مفید انجام دهند. ایجاد محیطی که در آن با کارکنان با عزت و احترام رفتار شود. اطمینان دادن به کارکنان که خود هدایتگر به مسیر امن و حرفه‌ای باشند و تشویق به بهبود روابط بین کارفرما و کارمند. نهایتاً استراتژی دیگر؛ دادن اختیارات کاری قابل انعطاف است که ارائه‌کننده رویکردهای خلاق در کار و تعادل بین کار و برخوردهای شخصی است(اسدی، 1390).