اهميت بهره‌وري

انسان از ديرباز، در انديشه استفاده مفيد و كارا و ثمربخش از تواناي يها، امكانات و منابع در دسترس خود بود هاست. در عصر كنوني اين امر بيش از هر زمان ديگري مورد توجه جدي قرار گرفته است. محدوديت منابع در دسترس، افزايش جمعيت و رشد نيازها و خواسته‌هاي بشر باعث شده كه دست اندركاران عرصه اقتصاد، سياست و مديريت جامعه و سازما ن ها، افزايش بهره‌وري را در اولويت برنامه‌هاي خود قرار دهند. (طاهري، ۱۳۷۸)

در اقتصاد خرد نيز م يتوان گفت، عمده ترين هدف يك شركت، هميشه كسب درآمد يا به بيان ديگر سودآوري است. سود يك شركت نيز تا حد زيادي به بهره‌وري آن در درازمدت بستگي دارد. سودآوري مبين و ضعيت مالي شركت در زمان حال است و بهره‌وري، ترسي مكننده وضعيت شركت در آينده. يك شركت، تنها در صورتي م يتواند به سودآوري مستمر خود اميدوار باشد كه موضوع بهره‌وري را ناديده نينگارد (ابطحي، ۱۳۸۰).

كارشناسان توسعه اقتصادي عموماً بر اين باورند كه افزايش توليد ناخالص ملي شرط لازم براي بهره‌مند شدن از يك زندگي با کيفيت برتر و بالاتر است و تنها در صورت افزايش ميزان دستاوردهاي اقتصادي مي‌توان منافع به دست آمده از آن را به طور گسترده‌تر بين افراد جامعه تسهيم و تقسيم كرد. به همين سبب نقش بهره‌وري در دستيابي به استانداردهاي بالاي زندگي، فوق‌العاده و انكارناپذير است.

بهره‌وري، توان توليد مقداري ستاده با ارزش در ازاي هر واحد نهاده، هر روز كار، هر تومان سرمايه‌گذاري و هر واحد از منابع طبيعي است. ملت‌هاي ثروتمند، ملت‌هايي هستند كه بهره‌ور باشند. ملت‌هاي ثروتمند، ملت‌هايي نيستند كه فقط نهاده در اختيار دارند؛ بلكه ملت‌هايي هستند كه به لطف سطح بالاي مهارت و فناوري خود مي‌توانند از نهاده‌هاي خود به نحو بسيار مؤثري استفاده كنند. بهره‌وري، يك ملت و يك سازمان را ثروتمند مي‌کند. بهره‌وري به يك سازمان امكان مي‌دهد تا به كاركنان خود، دستمزد‌هاي بالا پرداخت نمايد. بهره‌وري به مديران يك سازمان امكان مي‌دهد تا بازدهي سرمايه را در سطح بال انگه دارند. دستمزد‌هاي بالا و بازدهي سرمايه، دو عامل اصلي ايجاد ثروت ملي محسوب مي‌شوند. ملت‌هايي كه ثروت خود را افزايش مي‌دهند و روز به ‌روز ثروتمندتر مي‌شوند، ملت‌هايي هستند كه مي‌توانند به سرعت و در هر زمان كه اراده كنند، بهره‌وري خود را بهبود بخشند. ملت‌هايي که موقعيت آن‌ها به تدريج تضعيف مي‌شود و ثروت خود را از دست مي‌دهند، ملت‌هايي هستند كه قادر نيستند ميزان رشد بهره‌وري خود را همزمان با ساير رقباي خود در سطح بين‌المللي افزايش دهند.رشد بهره‌وري، حاصل توان و ظرفيت اقتصاد ملي براي ارتقاي خود است.نتيجه‌گيري كلي اين است كه كشورهايي براي توسعه اقتصادي به افزايش بهره‌وري بيش از افزايش منابع توليد خود تكيه کرده‌اند، رشد سريعتري داشته‌اند و كشورهاي توسعه ‌يافته در اين زمره‌اند؛ لكن اكثر كشورهاي در حال توسعه كه رشد بطيء و كندي دارند بر افزايش منابع توليد اتكا داشته‌اند.به سخن ديگر، رشد بطيء معلول تكيه بر افزايش نهاده يا منابع توليد كميت منابع و اعتقاد به اين روش، و رشد سريع معلول و مرهون تكيه بر افزايش بهره‌وري بهبود كيفيت بهره‌برداري از منابع توليد يا بهبود مديريت است.

به زبان ساده‌تر : مديريت يعني دانش افزايش بهره‌وري كه ثمره بهبود و پيشرفت مديريت است، مورد استفاده نظام‌هاي اقتصادي برخوردار از رشد سريع، و توسعه منابع مورد استفاده نظام‌هاي اقتصادي برخوردار از رشد كند مي‌باشد (ابطحي، ۱۳۸۰).