تاثیر سیستم بازخورد مناسب در پیشبرد نظام مدیریت

در فرآیند سیستم بازخورد مناسب، متغیر موجب تقویت رشد یا اضمحلال آن فرآیند می‌شود. این ساختار، فرآیند را به گونه‌ای سازماندهی کرده است که تغییری در یک عنصر آن در حلقه بسته، تغییری بیشتر در همان جهت به صورت مستمر به وجود آورد. در حالت مدل با بازخورد مثبت، نرخ با تناسب مستقیم، با حالت ارتباط می‌یابد. رشد نمایی متداول‌ترین وضعیت رفتار نرخ و حالت است. حلقه بازخورد مثبت نشانگر فرآیندهای مشخصی هستند که در آن‌ها وجود یک سیستم خود فشار تجدید شونده، باعث رشد نمایی سیستم پویا به صورت افزایشی یا کاهشی می‌شود؛ به عبارت دیگر، در این فرآیندها تغییرات (کاهشی یا افزایشی) ایجادشده در سیستم، به تدریج باعث تشدید انحراف سیستم پویا از حالت تعادلی می‌شود.  در مجموع، ساختار بازخورد مثبت بیانگر این است که افزايش(کاهش) در يک متغير، بعد از يک تأخيرباعث افزايش(کاهش) همان متغير مي‌شود. پیتر سنگه رقابت تسلیحاتی را به عنوان مثالی بارز از تفکر سیستماتیک ذکر می‌کند(استیون[1]، 2014، 52). رقابت تسلیحاتی آمریکا و شوروی در دوران جنگ سرد، از ساختار بازخورد مثبت تبعیت می‌کند. دیدگاه سیستمی، نتیجه چنین مسابقه‌ای را، افزایش تنش و تهدید نشان می‌دهد. هر یک از طرفین بنا به ادراک خود از وقایع و در جهت تحصیل منافع کوتاه مدت خود، عمل می‌نمایند. غافل از این‌که این اقدامات در درازمدت نتیجه ای کاملا مغایر و مخالف با اهداف کوتاه مدت ببار می‌آورد. بنابراین مانند بسیاری از موارد سیستماتیک دیگر، انجام اعمالی که به ظاهر کاملا بدیهی و ضروری می‌رسند، الزاماً منتج به نتایج مورد نظر و بدیهی نمی‌گردد. در مثال فوق، تلاش طرفین برای افزایش امنیت خود، منجر به ناامنی وسیعی گردید. بازخورد منفی، مشخصه رفتارهای هدف‌‌گرا است. اصطلاحاتی از قبیل خودگردان، خودتنظیم، خودتعادل و انطباق‌پذیر، عموماً با توجیه در جهت هدفی مشخص، سیستم‌های بازخورد منفی را تعریف می‌کنند. ترموستات با نظام کنترل درونی خود، یک سیستم معمول خودگردانی است. به بیان مختصر، ساختار بازخورد منفی بیانگر این است که افزايش(کاهش) در يک متغير، بعد از يک تأخير باعث کاهش (افزايش) همان متغير مي‌شود. بازخورد منفي موجب ظهور رفتار هدف‌جويي مي‌گردد (لاورنس[2]، 2013، 58).

حلقه‌های بازخورد منفی فرآیندهایی را نشان می‌دهند که در آن‌ها سیستم به تدریج به سوی مقدار معینی میل می‌کند. در این فرآیندها معمولاً شرایط ایده‌آل و شرایط موجود سیستم از هم متمایز هستند. تمایز شرایط ایده‌آل و شرایط موجود باعث می‌شود که حلقه‌های منفی فعال‌شده، سیستم را در جهت رسیدن به شرایط ایده‌آل هدایت کنند؛ یعنی هر فرآیندی که دارای حلقه‌های بازخورد باشد، از مکانیزم خود تصحیح کننده‌ای برخوردار است که سیستم را به سوی ثبات و پایداری به پیش می‌برد. البته، حلقه‌های بازخورد منفی ممکن است که منجر به ایجاد شرایط ناپایدار نیز شوند. این وضعیت هنگامی اتفاق می‌افتد که عمل بازخورد منفی (که در واقع، وظیفه تصحیح‌کننده سیستم را برعهده دارند) با تأخیر انجام گیرد و سیستم در زمان مناسب به جایگاه خود باز نگردد (جنسن[3]، 2014، 44). کندی بازخورد منفی سبب می‌گردد که چرخه‌هایی با ابعاد بسیار زیاد یا ابعاد بسیار کم به وجود آید. اگر سیستمی که بازخورد منفی آن با تأخیر عمل می‌کند، با یک یا چند فرآیند با بازخورد مثبت مواجه شود. در آن صورت ناپایداری این سیستم وخیم‌تر می‌گردد و الگوهای شگرفی (انحرافات شدید از نقطه ایده‌آل سیستم) ایجاد می‌شوند؛ زیرا فشار زیادی که درون حلقه بازخورد مثبت وجود دارد، نیروهای عدم تعادل حلقه‌های بازخورد منفی را قوی‌تر کرده، وضعیت ناپایداری و عدم تعادل آن را پیچیده‌تر می کند(پنگ[4]، 2008، 19).

راپس[5](2014، 18) بر این باور است که سازماندهی موثر فعالیت‌های  سازمان ها  به دلیل برخورداری از نظام اجتماعی پیچیده، با تکیه بر نظارت‌هایی که حاوی سیستم بازخودر مناسب باشد، امکان‌پذیر است. بدین معنی که سازوکارهای  سیستم بازخورد مناسب، می تواند بر پیشبرد نظام مدیریتی سازمانی تاثیر داشته باشد.

[1] Steven

[2] Lawrence

[3] Janssen

[4] Peng

[5] Raps