تعریف نگرانی

قبل از این که نگرانی در ملاک های تشخیصی اختلال اضطراب فراگیر جای بگیرد، با عنوان مولفه ی اضطراب (دیفن باچر[1]، 1980؛ به نقل از بارلو، 2002) و به عنوان عنصری مهم در درک و درمان بی خوابی در نظر گرفته شده بود (بورکووک، 1982؛ به نقل از بارلو، 2002). پس از آن بود که مطالعاتی با تمرکز بر خودِ ساخت نگرانی، پدیدار شد (بورکووک، 1985؛ بورکووک، رابینسون[2]، پروزینسکی[3] و دی پی[4]، 1983؛ به نقل از بارلو، 2002). در واقع تحقیقات اخیر گویای این مساله است که نگرانی بیمارگونه مستقل از اختلال اضطراب فراگیر (GAD)، بسیار شایع تر از آن چیزی است که قبلا تصور می شد (دیوی و ولز، 2006).

یکی از اولین تعاریف در خصوص نگرانی توسط بورکووک، رابینسون، پروزینسکی و دی پی (1983؛ به نقل از بارلو، 2002) مطرح شد:

“نگرانی زنجیره از افکار، تصاویر دارای بار عاطفه منفی و نسبتا غیرقابل کنترلی است، که منجر به تلاش هایی در جهت حل ذهنی مسایل می شود، مسایلی که با وجود نامشخص بودن پیامدهای آن، احتمال یک یا چند پیامد منفی در آن ها وجود دارد. براین اساس، نگرانی ارتباط نزدیکی با فرایند ترس دارد”.

ضابطه بندی های جدید، تعریف نگرانی را گسترده تر ساخته اند و نگرانی را به عنوان درک اضطراب گونه از آینده و اتفاقات منفی توصیف کرده اند (بارلو، 2002). فعالیتی که دربردارنده ی تفوق فعالیت فکری به صورت کلامی و منفی و سطوح پایینی از تصویرسازی ذهنی است (بورکووک، ری[5] و استوبر[6]، 1989؛ به نقل از دیوی و ولز، 2006). این تعاریف عمدتا از گزارشات افراد در خصوص این سوال که “آن ها در هنگام نگرانی چه انجام می دهند؟” به دست آمده است (دیوی و ولز، 2006).

دیوی (1994؛ به نقل از کلارک و فربورن، 1385) ماهیت مساله گشایی نگرانی را مورد تاکید قرار می دهد و اذعان می دارد که نگران بودن نشانه “مساله گشایی” ناکام است.

داگاس نگرانی را به صورت فرایندی شناختی توصیف می کند که مرتبط با اتفاقات آینده است، اتفاقاتی که پیامدهای آن نامشخص است، اما افکار، بیش تر بر پیامدهای منفی آن متمرکز می شود (داگاس، 2004؛ به نقل از استاک[7] و هیرش[8]، 2010).

البته باید توجه داشت که نگرانی عمدتا شامل مجموعه ای از جملات “چه می شود، اگر..” است و به نظر می رسد که به این طریق اولین گام حل مساله را بدون داشتن گام های موفقیت آمیز بعدی در حل یا مقابله با مشکل، ارائه می کند (بورکووک، 1985؛ به نقل از بارلو، 2002).

عموما نگرانی از نظر محتوایی، حول اتفاقات منفی آینده و تلاش برای اجتناب از پیامدهای منفی یا آماده شدن برای بدترین پیامدها می گردد (بورکووک، ری و استوبر، 1998؛ مولینا[9]، بورکووک، پیسلی[10] و پرسون[11]، 1998؛ به نقل از دیوی و ولز، 2006). از نظر فرایندی، عمدتا نگرانی به صورت نشخوار توصیف می شود. نشخواری که بیش تر تفکری است تا تصویری و به صورت مبهم است که این ابهام در تضاد با تفکرات عینی در خصوص تهدید قرار می گیرد و معمولا به جای حل مساله، منجر به پیچیده تر شدن مساله می شود (بورکووک و همکاران، 1998؛ مولینا و همکاران، 1998؛ به نقل از دیوی و ولز، 2006).

  1. 57. Deffenbacher, J. L.
  2. 58. Robinson, E.

59 . Pruzinsky, T.

  1. 60. DePree, J. A.
  2. 61. Ray,W.

  1. 62. Stober, J.
  2. 63. Stokes,C.
  3. 64. Hirsch, C. R.
  4. 65. Molina,S.
  5. 66. Peasley,C.
  6. 67. Person,D.