عوامل موثر بر افشاي اطلاعات

همانطور كه مطرح شد تئوري­ها و نظريات مختلفي به بررسي شيوه هاي افشا توسط شركت­ها پرداخته­اند. بر اساس اين مباني نظري و تحقيقات پيشين برخي از  خصوصيات و ويژگي­هاي شركت­ها كه بر شيوه­هاي افشا موثر مي­باشند در ادامه توضيح داده خواهند شد.

2-8-1- اندازه شركت

در رابطه با ارتباط بين اندازه شركت و سطح افشا، استدلال­هاي گوناگوني وجود دارد، همانطور كه واتز و زيمرمن(1990) استدلال مي­كنند، هزينه هاي سياسي در شركت­هاي بزرگتر بيشتر هستند و بنابراين شركت­هاي بزرگتر احتمالا براي افزايش اعتماد و كاهش هزينه­هاي سياسي سطح بيشتري از افشا را ارائه خواهند داد. همچنين تصور مي­شود كه شركت­هاي بزرگتر داراي سيستم هاي اطلاعاتي بهتر مي­باشند، لذا ارائه و افشاي اطلاعات بيشتر در شركت­هاي بزرگتر نسبت به شركت­هاي كوچكتر داراي هزينه كمتري است. حسينوهمامي، (2009) بهنقلاز احمد و نيكلز[1]، (1994) نيز معتقدند كه اين احتمال وجود دارد كه شركت­هاي بزرگ منابع و مهارت لازم براي توليد و انتشار صورت­هاي مالي در سطح بالاتري را دارند و بنابراين سطح بيشتري از افشا را ارائه مي­دهند.

همچنين انتظار مي­رود كه رسانه­ها و تحليل­گران مالي تمركز بيشتري به صورت­هاي مالي و گزارش­هاي شركت­هاي بزرگ داشته باشند و ممكن است سطح پايين افشا توسط چنين شركت­هايي را علامتي براي پنهان كردن اخبار بد در نظر بگيرند. بنابراين شركت­هاي بزرگ به منظور به دست آوردن اطمينان سرمايه­گذاران، انگيزه­هاي بيشتري براي افشاي اطلاعات دارند (الجفري[2]، 2008).

2-8-2- اهرم مالي

انتظار مي­رود كه با افزايش اهرم در شركت­ها، هزينه هاي سياسي و هزينه هاي نظارتي نيز افزايش يابند( جنسن و مكلينگ[3]، 1976)‌. زيرا انتقال ثروت از اعتبار دهندگان به مديران و سهامداران با اهرم افزايش مي­يابد. لذا شركت­هاي با اهرم بالا ممكن است انگيزه بيشتري به منظور پاسخگويي به نيازهاي اطلاعاتي اعتباردهندگان خود براي افشاي اطلاعات مالي داشته باشند. علاوه بر اين والاس و همكاران(1974)‌، استدلال مي­كنند كه شركت­هاي با اهرم بالا تعهد بيشتري در قبال راضي نگه داشتن نيازهاي اطلاعاتي اعتباردهندگان بلندمدت دارند.

به گونه­اي مشابه نيز استدلال مي­شود شركت­هاي با نسبت بدهي بالا ممكن است براي افشاي اطلاعات مالي انگيزه­ي بيشتري داشته باشند تا از اين طريق به نياز هاي اعتبار دهندگان خود پاسخ دهند. علاوه بر آن، انتظار مي­رود كه چنين شركت­هايي توسط موسسات تامين مالي بيشتر مورد بازبيني قرار گيرند، كه آنها را به افشاي بيشتر اطلاعات نسبت به شركت­هاي كوچك سوق مي­دهد (الجفري، 2008).

بسياري از مطالعات رابطه بين اهرم مالي و سطح افشا را آزمون كرده­اند. حسين و همكاران[4] (1995)؛ احمد و نيكلز(1994)؛ جاگي و لاو[5](2000)؛ مالون و همكاران[6] (1993) در مطالعات خود دريافتند كه يك رابطه مثبت و معني داري بين اهرم مالي و افشا وجود دارد. در مقابل، چو و ونگ بورن[7] (1987)؛ حسين و همكاران (1994)؛ ميك و همكاران[8] (1995)، رافرنير[9] (1995) و اينچائوستي[10] (1997) هيچ رابطه معني داري را مشاهده نكردند.

 

2-8-3- سودآوری

در رابطه با سودآوري چنين استدلال مي­شود كه شركت­هاي با سود بالاتر، بيشتر در معرض اعمال نظارت هستند و لذا چنين شركت­هايي بيشتر تمايل دارندكه اطلاعات جزئي تري را به منظور توجيه عملكرد مالي خود و كاهش هزينه­هاي سياسي افشا كنند (واتز و زيمرمن، 1986). سينگاوي و دساي[11](1971) معتقدند كه سودآوري بالاتر ممكن است مديريت را وادار كند تا اطلاعات بيشتري را به جهت نشان دادن توانايي­هايشان براي حداكثر كردن ارزش سهامداران و افزايش پاداش­هاي مديريتي خودشان افشا كنند. به طور مشابه، مديران شركت­هاي سودآور ممكن است بخواهند اطلاعات بيشتري را به عموم به جهت بالا بردن درك مثبت از عملكرد خودشان افشا كنند. در مقابل لنگ و لندهلم[12] (1993)، معتقدند كه افشا تحت تاثير عملكرد نسبي شركت مي­باشد و لذا رابطه مستقيم بين عملكرد و افشا نسبتاً غير واضح است. به عنوان مثال شركت­هاي با اطلاعات منفي (به ويژه اطلاعات مربوط به درآمد) ممكن است بخواهند اطلاعات بيشتري را به منظور افزايش اعتبار و كاهش احتمال مسئوليت قانوني، افشا كنند.

اگرچه بيشتر تحقيقات يك رابطه مثبت بين سودآوري و سطح افشا يافته­اند ( به عنوان مثال؛ سرف[13]، 1961؛ سينگاوي، 1967؛ سينگاوي و دساي، 1971؛ بلكويي و خال، 1981؛ والاس، 1987؛ والاس و همكاران، 1994؛ والاس و ناصر 1995؛ رافورنير، 1995؛ اينچائوستي، 1997؛ حسين، 2001 )، اما اين مورد نيز ممكن است وجود داشته باشد كه شركت­هاي با سودآوري كمتر ممكن است به منظور تشريح دلايل عملكرد منفي خود و اطمينان بخشيدن به بازار براي رشد آتي اطلاعات بيشتري را افشا كنند.

 

2-8-4. رشد شركت

در رابطه با رشد شركت، روزف[14](1982)‌ معتقد است شركت­هايي كه خواهان رشد سريعي هستند تمايل دارند كه سود تقسيمي كمتري را پرداخت كنند و علاوه بر آن در جستجوي تامين مالي از بازارهاي بيروني نيز هستند، بنابراين مجبورند اطلاعات بيشتري را افشا كنند. علاوه بر آن والاس و ناصر (1995) معتقدند كه رشد شركت همواره با تقاضاي بيشتر براي سرمايه­هاي خارجي بدست مي­آيد و در نتيجه باعث نياز بيشتر به اطلاعات جامعتري خواهد بود.

 

[1].Ahmed and Nicholls

[2].Aljifri

[3].Jensen and Meckling

[4].Hossain et al

[5].Jaggi and Low

[6].Malone et al

[7].Chow and Wong-Boren

[8].Meek et al

[9].Raffournier

[10].Inchausti

[11] .Singhvi and Desai

[12] .Lang and Lundholm

[13] .Cerf

[14].Rozef