باکتريهاي بيماريزاي انساني همچون، Staphylococcus aureus،Streptococcus agalactiae و Entrococcus faecalis با مقادير 256، 192 و 200µg/ml نشان دادند. در نتيجه ختمي خبازي مي‌تواند به عنوان يک داروي ضدعفونيکننده، يا يک عامل شيمي درماني به شمار ‌رود (رضوي و همکاران42، 2010).

2ـ2ـ3 کاربرد ختمي خبازي در کشاورزي:
در پژوهشي تراکم‌هاي مختلف براي تعيين بيشترين عملکرد گياه دارويي پنيرک مورد بررسي قرار گرفت. قوه ناميه بذور تعيين، بذرها در گلدان کشت و پس از رشد به زمين اصلي در قالب طرح بلوک‌هاي کاملا تصادفي طي 3 تيمار منتقل شدند. نتايج نشان داد که تراکم بر تعداد ساقه جانبي، تعداد برگ و عملکرد گل در سطح 5% معني‌دار بود و بر ارتفاع گياه و سطح برگ اثر معني‌دار نداشت (شوشتري و همکاران، 1389).
بررسي حاضر به منظور مطالعه اثر دگرآسيبي عصاره متانولي برگ اكاليپتوس43 بر روي رشد و جوانهزني دو گونه علفهرز به نام‌هاي چاوداركوهي44 و پنيرك در قالب طرح به طور كامل تصادفي با سه تكرار و در شش سطح (0، 5/1، 3، 6، 9 و 18 گرم بر ليتر) و به صورت دو آزمايش به طور كامل جدا انجام شد، مقايسه ميانگين‌ها نيز با آزمون دانكن در سطح 05/0 بود. نتايج حاصل نشان داد كه عصاره متانولي برگ اكاليپتوس بر هر دو گونه اثر بازدارندگي دارد، ولي بر پنيرك اثر بيشتري دارد. صفات اندازهگيري شده در اين بررسي صفتهاي جوانهزني شامل درصد جوانهزني، سرعت جوانهزني، شاخص جوانهزني، شاخص بنيه بذر، طول ساقهچه، طول ريشهچه، وزن خشك و تر آن‌ها بود. در هر دو گونه بيشترين مقادير مربوط به شاهد و كمترين مقادير نيز مربوط به تيمار 18 گرم بر ليتر بود. در پنيرك نتايج تيمارهاي 5/1 و 3 گرم بر ليتر تفاوت فاحشي با يكديگر و با شاهد نشان نداد، ولي تيمار 18 گرم بر ليتر اثر معنيداري بر نمونهها داشت، به طوري كه با شاهد تفاوت زيادي نشان دادند. در چاوداركوهي نيز تيمار 5/1 گرم بر ليتر اثر كمتري بر نمونه‌ها داشت، ولي تيمار 18 گرم بر ليتر بيشترين اثر را گذاشته به طوري كه با شاهد تفاوت معنيداري داشت (حيدري، 1389).
آللوپاتي شامل هرگونه اثر مضر يا مفيد به صورت مستقيم يا غيرمستقيم است، كه توسط يك گياه روي گياهي ديگر از طريق توليد تركيبات شيميايي صورت ميگيرد، كه اين مواد آللوشيميايي داراي قابليت آللوپاتيكي در تمام گياهان هستند و در بيشتر بافت‌ها از جمله برگ‌ها، ساقه‌ها، گل‌ها، ريشه‌ها، بذر‌ها و جوانه‌ها وجود دارند، هم‌چنين داراي اثرات متفاوتي بر رشد و نمو و عملكرد بسياري از گياهان مي‌باشد. در راستاي بررسي اثر آللوپاتي عصاره كورم زعفران، آزمايشي در قالب طرح كاملاً تصادفي در پنج تكرار بر روي بذرهاي پنيرك انجام شد. تيمارهاي آزمايشي شامل غلظت‌‌هاي 0، 15، 25، 35 و 50 درصد بودند. بعد از گذشت 14 روز طول ساقه‌چه و ريشه‌چه، وزن ‌تر و خشك اندازه‌گيري شدند و داده‌هاي بدست آمده با استفاده از نرم‌افزار اس‌پي‌اس‌اس45 آناليز شدند. درصد و سرعت جوانهزني نيز محاسبه شدند. در نهايت، مشاهده شد كه با افزايش درصد غلظت عصاره، درصد و سرعت جوانه‌زني، طول ريشه‌چه، طول ساقه‌چه، وزن‌ تر و خشك كاهش يافتند (ايزادپناه، 1388).

تحقيقي جهت بررسي تاثير دگر‌آسيبي عصاره آفتابگردان بر جوانه‌زني و فعاليت آنزيم كاتالاز46 در كلزا، خردل وحشي و پنيرك به صورت فاكتوريل بر مبناي طرح بلوك كامل تصادفي در چهار تكرار انجام شد. عوامل مورد بررسي عبارت از شامل غلظت عصاره بقاياي آفتابگردان (0، 20، 40 و 60 درصد حجمي) و گياهان مورد مطالعه در سه سطح (كلزا، پنيرك و خردل وحشي) بودند. نتايج نشان دادند كه افزايش غلظت عصاره آفتابگردان سبب كاهش درصد جوانهزني بذر در خردل وحشي و كلزا شد، اما تاثيري بر اين صفت در پنيرك نداشت. عصاره آفتابگردان سبب كاهش معنيدار وزن گياهچه، طول ساقهچه و ريشهچه در كلزا و خردل وحشي شد كه اين كاهش در خردل وحشي شديدتر بود. همچنين عصاره آفتابگردان سبب كاهش معني‌دار فعاليت آنزيم كاتالاز در خردل وحشي شد (فرهودي، 1389).
به منظور ارزيابي تاثير پرايمينگ چند نوع نمک در مدت زمان‌هاي مختلف پژوهشي در آزمايشگاه دانشکده کشاورزي دانشگاه آزاد مشهد انجام شد. عامل نمک در 4 سطح (کلريدسديم، کلريدپتاسيم، نيترات پتاسيم و نيترات کلسيم) به همراه هيدروپرايم و مدت زمان (4، 8 و 12 ساعت) با شاهد تيمارهاي آزمايشي را تشکيل دادند. نتايج تجزيه واريانس مشاهدات اختلاف معني‌داري بين نمک‌هاي مختلف از لحاظ تمامي صفات به جز وزن خشک گياهچه نشان داد و مدت زمان اعمال تيمار بر روي صفات درصد جوانهزني و قدرت جوانهزني اثر معنيداري نداشت و همچنين برهم‌کنش نوع نمک در مدت زمان اعمال تيمار در تمامي صفات به جزء سرعت جوانهزني و وزن خشک گياهچه اثر معنيداري داشت. نتايج نشان داد که با افزايش طول ريشه‌چه و طول ساقهچه در اثر پرايمينگ مي‌توان قدرت جوانهزني را بهبود بخشيد و از اين مورد مي‌توان در افزايش تحمل گياه به شرايط نامساعد محيطي و استقرار بهتر و افزايش سطح سبز و يکنواختي سبز شدن ختمي خبازي استفاده نمود )قديري و همکاران47، 1390).

2ـ3 تاثير تنش خشکي بر رشد گياهان:
يکي از مهمترين مشکلات مناطق خشک و نيمهخشک، وجود تنش‌هاي غيرزنده محيطي، بويژه تنش‌هاي خشکي و شوري مي‌باشد که بر روي رشد و نمو گياهان تاثير منفي دارند. تنش خشکي زماني در گياه حادث مي‌شود که ميزان آب دريافتي گياه کمتر از تلفات آن باشد. تنش شوري نيز علاوه بر سميت آن براي گياه، باعث ايجاد تنش خشکي
در گياه مي‌شود. خشكي به عنوان يكي از پديدههاي طبيعي در جهان به‌ويژه در ايران تاثير غير‌قابل انكاري بر روند توليدات گياهي بخصوص در همان مراحل اوليه توليد يعني جوانه‌زني و سبز شدن مي‌گذارد. در بين روش‌هاي كاهش اثرات خشكي، پرايمينگ بذر يكي از ساده‌ترين و كم هزينه‌ترين روش‌ها مي‌باشد (عباس‌زاده و همکاران، 1390).
در پژوهشي تاثير سطوح مختلف تنش خشکي و شوري بر روي جوانهزني بذور آويشن48 بررسي شد. آويشن بعنوان گياه دارويي چندساله و متعلق به تيره نعناع لابياسه49 مي‌باشد. اين تحقيق به صورت دو آزمايش جداگانه، در قالب طرح کاملا تصادفي انجام شد. بذور هم اندازه و داراي قوه ناميه بالا انتخاب و بعد از ضدعفوني کشت شدند. هر واحد آزمايشي شامل يک عدد پتريديش به قطر 10 سانتيمتر بود. در هر واحد آزمايشي 30 عدد بذر قرار داده شد و سپس از هر محلول تيمار 6 ميليليتر به آن اضافه گرديد. هر 24 ساعت از بذور جوانه‌زده يادداشتبرداري به عمل آمد و پس از اتمام جوانهزني ميانگين طول ساقه‌چه و ريشه‌چه اندازهگيري شد. با توجه به نتايج بدست آمده از اين آزمايش، تنش خشکي به طور معني‌داري درصد جوانه‌زني را کاهش داد، ولي تنش شوري تاثير معني‌داري روي درصد جوانهزني نداشت. نتايج بدست آمده از اين آزمايش نشان داد که طول ساقه‌چه و ريشه‌چه با افزايش سطوح مختلف تنش خشکي و شوري کاهش يافت (آل ابراهيم و همکاران، 1384). در مطالعهاي به بررسي اثر اسموپرايمينگ بر جوانه‌زني بذور مريمگلي يكساله تحت تنش خشكي پرداخته شد. بدين منظور از آزمايش فاكتوريل با طرح پايه كاملا تصادفي با چهار تكرار استفاده شد. فاكتور اول پرايمينگ بذر با نيترات پتاسيم50 و کلسيم‌کلريد51 با غلظت 5/0- مگاپاسكال به مدت 6 ساعت و بدون پرايم به عنوان شاهد و فاكتور دوم تنش خشكي (PEG) در پنج سطح (0، 3/0-، 6/0-، 9/0- و 1/2- مگاپاسكال) بود. در اين آزمايش صفاتي از قبيل درصد جوانه‌زني، بنيه بذر، سرعت جوانه‌زني، طول ساقه‌چه و ريشه‌چه مورد ارزيابي قرار گرفتند. نتايج نشان داد كه پرايمينگ بذر بطور معني‌داري باعث بهبود پارامترهاي اندازهگيري شده در سطوح مختلف خشكي گرديد. نيترات پتاسيم در مقايسه با كلريدكلسيم و شاهد توانست اثرات سوء ناشي از خشكي را بر صفات اندازهگيري شده بطور محسوس كاهش دهد (شفيعزاده و همکاران، 1390).
در پژوهشي اثر تنش خشکي ناشي از پلياتيلنگليکول52 بر درصد و سرعت جوانه‌زني، طول ريشه‌چه و ساقه‌چه در 4 رقم اصلاح شده بابونه آلماني، به صورت فاکتوريل در قالب طرح کاملا تصادفي با دو فاکتور و سه تکرار اجرا گرديد. فاکتور اول شامل سطوح مختلف تنش خشکي (صفر، 1-، 2-، 3-، 4-، 5-، 6-، 8-، 10- و 12- بار) به دست آمده از پلياتيلنگلايکول که پتانسيل صفر بار به عنوان شاهد در نظر گرفته شد، فاکتور دوم شامل 4 رقم اصلاح شده بابونه آلماني: بونا، جرمانيا، گورال و لوتئا بود. نتايج تجزيه واريانس بيانگر اثر معني‌دار سطوح مختلف تنش خشکي و نوع رقم بر مؤلفه‌هاي جوانهزني بود و همچنين اثر متقابل خشکي و رقم نيز بر خصوصيات مورد بررسي معني‌دار گرديد. نتايج نشان داد که با افزايش تنش خشکي، هر يک از صفات اندازه‌گيري شده کاهش معني‌داري يافتند به طوري که در پتانسيل‌هاي 4 و 6- بار درصد جوانهزني به 48 و 16 درصد و سرعت جوانهزني به 7/5 و 8/1 بذر در روز کاهش يافت و در پتانسيلهاي 8-، 10- و 12- جوانهزني به صفر رسيد. طول ساقهچه نيز نسبت به طول ريشهچه کاهش بيشتري در مقابل تنش خشکي نشان داد. ارقام مختلف بابونه به دليل تفاوت‌هاي ژنتيکي نسبت به تنش خشکي عکسالعمل متفاوتي نشان دادند، به طوري که ارقام لوتئا و بونا در بين ارقام مورد مطالعه بيشترين تحمل به خشکي را در مرحله جوانه‌زني نشان دادند (عبادي و همکاران، 2001). آزمايشي جهت بررسي اثر پتانسيل‌هاي مختلف آب بر گياه دارويي اسفرزه در قالب طرح كاملا تصادفي با سه تكرار در مرحله گياهچه اعمال شد. براي اعمال تنش از پلياتيلنگلايكول 6000 با پتانسيل‌هاي صفر، 1/8-، 2-، 2/2-، 2/4- بار استفاده شد. نتايج نشان داد كه صفاتي مانند طول ريشه، طول ساقه، وزن خشك ريشه، وزن خشك اندام هوايي، وزن‌ تر ريشه و وزن ‌تر اندام هوايي كاهش يافتند. در حاليكه با افزايش تنش نسبت طول ريشه به اندام هوايي افزايش يافت. در مورد تمامي فاكتورهاي رشد به جزء نسبت طول ريشه به اندام هوايي تفاوت‌هاي معني‌داري در سطح 5% مشاهده گرديد. بطوري‌ كه كمترين ميزان رشد در پتانسيل 2/4- بار مشاهده گرديد (برگپور و همکاران، 1388).
به منظور بررسي واکنش گياه دارويي شويد به تنش خشکي در مرحله رشد رويشي آزمايشي در قالب طرح کاملاً تصادفي با سه تکرار انجام شد. در اين تحقيق صفات مورفوفيزيولوژيک گياه شويد در شرايط آبکشت و در محيط تنش با پتانسيل‌هاي اسمزي شامل: صفر (شاهد)، 5/1-، 2-، 5/2- و 3- بار مورد بررسي قرار گرفت. نتايج تجزيه واريانس مشاهدات نشان داد که، تنش خشکي تاثير معني‌داري (01/0?p) بر ويژگي‌هاي ظاهري مانند طول ساقه، طول ريشه، سطح برگ و تعداد برگ داشت. مقايسه ميانگين تيمارها نشان داد که، با افزايش تنش خشکي کليه صفات فوق کاهش يافتند. همچنين تنش خشکي تاثير معني‌داري بر ميزان کلروفيل a، b و کل، کاروتنوئيد، پروتئين‌هاي محلول، ترکيبات فنلي و عناصر پتاسيم، فسفر و کلسيم بخش هوايي و ريشه داشت. همچنين تنش خشکي تاثير معني‌داري بر نسبت کلروفيل a/b داشت. مقايسه ميانگين تيمارها نشان داد که، با افزايش تنش، ميزان کلروفيل، کاروتنوئيد، پروتئين‌هاي محلول، غلظت عناصر پتاسيم، فسفر و کلسيم
بافت و نسبت پتاسيم بخش هوايي به ريشه کاهش يافت، در حالي که ميزان ترکيبات فنلي بخش هوايي و ريشه افزايش داشتند. در اين آزمايش نسبت طول ساقه به ريشه و نسبت پتاسيم بخش هوايي به ريشه تحت تاثير تنش خشکي قرار نگرفتند. به طورکلي گياه دارويي شويد به تنش خشکي توسط افزايش سطوح ترکيبات فنلي واکنش نشان مي‌دهند (ستايش‌مهر و گنجعلي، 1391).
اثر تنش خشکي بر شاخص‌هاي رشد بادرنجبويه53 در ايستگاه تحقيقات البرز بررسي شد. اين آزمايش در قالب طرح بلوک‌هاي کامل تصادفي با 5 تيمار و 4 تکرار اجرا شد. در اين بررسي اثر تيمارهاي تنش 1T (بدون تنش، معادل 100% ظرفيت زراعي)، 2 T(آبياري در 80% ظرفيت زراعي)، T3 (آبياري در 60% ظرفيت زراعي)، T4 (آبياري در 40% ظرفيت زراعي) و 5T (آبياري در 20% ظرفيت زراعي) بر برخي از شاخص‌هاي رشد از قبيل شاخص سطح برگ، ماده خشک، سرعت رشد گياه و سرعت رشد نسبي بادرنجبويه براساس درجه روز رشد مطالعه شد. نتايج نشان دادند بيشترين شاخص سطح برگ و تجمع ماده خشک به ترتيب با 5/2 و 650 گرم بر مترمربع مربوط به تيمار شاهد بود. همچنين کمترين شاخص سطح برگ و تجمع ماده خشک مربوط به تيمار تنش شديد (20% ظرفيت زراعي) بود. تيمار شاهد بالاترين سرعت رشد را تا پايان دوره رشد نشان داد. اين تيمار (شاهد) داراي کاهش سريع شاخص سرعت رشد نسبي54 بود. بالاترين سرعت رشد نسبي را تيمارهاي تنش متوسط و به خصوص تيمار تنش 60% ظرفيت زراعي داشت. در اين بررسي بهترين شاخص سطح برگ و تجمع ماده خشک در شرايط بدون تنش خشکي بدست آمدند. اما با توجه به نزديکي شاخص‌هاي بالا در تيمار 60% ظرفيت زراعي با تيمار شاهد و بالا بودن درصد و عملکرد اسانس در 60% ظرفيت زراعي، اعمال تنش‌هاي متوسط براي توليد اين گياه مورد تاييد قرار گرفت (اردكاني و همکاران، 1389).
در پژوهشي اثر سطوح مختلف تنش ‌‌آبي بر رشد، عملكرد و ميزان اسانس گياه بادرشبو بررسي شد. آزمايش گلداني در قالب طرح بلوكهاي كامل تصادفي با چهار تيمار و چهار تكرار انجام گرديد. تيمارهاي تنش آبي عبارت از: 100% ظرفيت مزرعه (بدون تنش)، 85% ظرفيت مزرعه (تنش آبي ملايم)، 70% ظرفيت مزرعه (تنش آبي متوسط) و 55% ظرفيت مزرعه (تنش آبي شديد) بودند. نتايج تجزيه‌هاي آماري نشان دادند كه تنش آبي اثر معني‌داري بر مولفه‌هاي رشدي، عملكرد پيكر رويشي و عملكرد اسانس دارد. با كاهش مقدار آب خاك، ارتفاع بوته، قطر ساقه، تعداد و طول شاخه‌هاي جانبي، عملكرد ماده‌ تر و خشك در گلدان و عملكرد اسانس كاهش يافت. از نظر درصد اسانس اختلاف معني‌داري ميان تيمارهاي مختلف وجود نداشت. بيشترين درصد اسانس (35/0 ميليليتر در صد گرم ماده خشك) و عملكرد اسانس (115/0 ميليليتر در گلدان) به ترتيب در شرايط رطوبتي 70% و 100% ظرفيت مزرعه‌اي بدست آمد (حسني، 1385).
تحقيقي به منظور بررسي اثرات تنش خشکي بر رشد، فتوسنتز و عملکرد اسانس و درصد کامازولن سه رقم گياه بابونه در مزرعه تحقيقاتي دانشگاه آزاد اسلامي واحد شوشتر در سال زراعي 89-1388 براساس طرح کرتهاي خرد شده در قالب طرح بلوک کامل تصادفي در چهار تکرار انجام شد. کرت اصلي شامل سطوح تنش خشکي شامل بدون تنش، تنش متوسط (75 درصد ظرفيت زراعي مزرعه) و تنش شديد (55 درصد ظرفيت زراعي مزرعه) و کرت فرعي شامل سه رقم بابونه (ارقام اصلاح شده پرسو و بودگلد و توده محلي


دیدگاهتان را بنویسید