حلاليت يا افزايش جذب، تحريك رشد گياه به وسيله فعاليت هورموني يا آنتي بيوتيكي يا به وسيله تجزيه بقاياي آلي، ارزان بودن آنها و بنابراين كاهش هزينه كاشت، بهبود خصوصيات خاك و پايداري حاصل‌خيزي خاك، غني سازي خاك، ايجاد پايداري دراز مدت، كاهش نياز به نهاده، دوست‌دار طبيعت و مدعي بودن آنها در عدم وارد كردن صدمه به محيط زيست، قابل ذكر است. به اين ترتيب در صورتي كه به طور صحيح مورد استفاده قرار گيرند، هيچ تأثير مضري از كودهاي بيولوژيك وجود ندارد. با اين حال، از معايب آنها اينکه براي گياهان خاصي هستند و مقبوليت كودهاي بيولوژيك به دليل اينكه آنها واكنش‌هاي سريع و چشم‌گيري ندارند، پايين مي‌باشد؛ توليد و به كارگيري آنها نياز به مهارت دارد و همچنين ذخيره آنها سخت و مشكل است. همچنين كودهاي بيولوژيك به دليل بسياري از محدوديت‌ها محبوبيت ندارند. برخي از اين محدوديت‌ها عبارت از اينکه آنها به علت آنكه نمي‌توانند واكنش‌هاي فوري و چشم‌گيري را مانند كودهاي شيميايي نشان دهند، محبوبيت كافي ندارند. همچنين اطلاعات كافي در مورد استفاده و مزاياي آنها وجود ندارد و ترويج، توسعه و تبليغ آنها ناكافي است و همچنين دسترسي به محصولات با كيفيت در زمان مناسب براي كشاورزان روستايي غير قابل دسترس است (فارينگتون19، 2002).

1-10- تلفيق کودهاي شيميايي و زيستي
بررسي‌ها نشان داده‌اند كه كودهاي شيميايي و يا زيستي به تنهايي براي توليد پايدار كشاورزي نمي‌توانند مفيد واقع شوند، از اين رو تأمين تلفيقي عناصر غذايي با استفاده از كودهاي شيميايي و آلي، كمبود مواد غذايي را جبران كرده، حاصل‌خيزي خاك حفظ شده و توليد پايدار محصول را به همراه دارد (محمد، 1999). استفاده از كودهاي زيستي حاوي باكتري‌هاي آزوسپريلوم و ازتوباكتر كه از تثبيت كننده‌هاي اختياري نيتروژن مولکولي بوده و ريزوباکتري‌هاي افزاينده رشد ناميده مي‌شوند، به جاي كودهاي شيميايي موجب فراهم كردن مواد غذايي مورد نياز گياه و افزايش رشد آن مي‌شود. به علاوه آنها به عنوان تحريك كننده‌هاي زيستي، در كاهش سطوح اتيلن در گياه و ايجاد مقاومت سيستميك و استقرار گياهچه نقش دارند و به حفظ سلامتي محيط زيست هم كمك مي‌كنند (وو و همکاران20، 2005). با تلفيق كودهاي آلي و زيستي، جذب نيتروژن از كود شيميايي افزايش مي‌يابد. با توجه به اين كه با افزودن ماده آلي به خاك، ابتدا فرآيند آلي شدن و سپس معدني شدن نيتروژن انجام مي‌گيرد، افزودن هم‌زمان كود آلي و شيميايي، ضمن تأمين نيتروژن مورد نياز گياه، به دليل آلي شدن نيتروژن شيميايي توسط باكتري‌هاي تجزيه كننده ماده آلي خاك، هدر روي نيتروژن (آبشويي، متصاعد شدن يا تثبيت) كاهش يافته و سپس به دليل فرآيند معدني شدن، مجددا نيتروژن به صورت تدريجي به شكل قابل جذب گياه در آمده و سبب فراهمي آن در طول دوره رشد گياه مي‌شود (شاتا و همکاران21، 2007).
1-11- اهداف تحقيق
* مشخص شدن نقش کودهاي بيولوژيک و کود نيتروژن و تلفيق آنها بر صفات ارقام نخود زراعي
* تشويق کشاورزان به منظور ترويج و استفاده از کودهاي بيولوژيک در مزارع نخود و کاهش استفاده از کودهاي شيميايي
* حبوبات از جمله گياهاني هستند که با استفاده از باکتري‌هاي موجود در سطح گره‌هاي خود قادر به تثبيت بيولوژيکي نيتروژن هستند. به همين منظور استفاده از کودهاي نيتروژن تا حدي در حبوبات کمتر است. با توجه به اثرات تخريبي کودهاي شيميايي بر خاک‌هاي زراعي و غيره به نظر مي‌رسد با ترويج استفاده از کودهاي بيولوژيک از جمله نيتروکسين، مصرف کودهاي شيميايي را کاهش داد.

فصل دوم
مروري بر پژوهش‌هاي انجام شده

2-1- مصرف بهينه كود
كودهاي شيميايي نهاده‌هايي هستند كه براي جبران ضعف حاصل‌خيزي خاك و افزايش كمي و كيفي محصولات كشاورزي بكار مي‌روند. افزايش جمعيت دنيا و لزوم مقدار توليد بيشتر محصولات كشاورزي در پنجاه سال اخير، فشار بر زمين‌هاي كشاورزي از طريق كاربرد مقادير بيشتر كودهاي شيميايي را به دنبال داشته است. امروزه مصرف نيتروژن 8 برابر، فسفر 3 برابر و پتاسيم 2 برابر شده است (مرشدي،1382). طي سال‌هاي اخير مصرف غير اصولي و بي‌رويه كودهاي شيميايي تاثير زيان‌باري بر جامعه كشاورزي و محيط زيست تحميل نموده است. آنچه امروزه كشورها را تشويق به توليد و مصرف كودهاي آلي مي‌نمايد توجه جدي به عوارض ناشي از بكارگيري بي‌رويه و نامتعادل كودهاي شيميايي مي‌باشد. كودهاي آلي حاوي باكتري‌ها و قارچ‌هاي مفيدي هستند كه معمولاً با اسيدي كردن خاك و يا ترشح آنزيم‌هاي مختلف، باعث رها سازي عناصر غذايي از تركيبات آن مي‌شوند كه قابل جذب توسط گياهان شده است (شارما22، 2002). به طور كلي، آنچه امروزه كشورها را تشويق به توليد و مصرف كودهاي آلي مي نمايد، توجه جدي به عوارض ناشي از بكارگيري بي رويه و نامتعادل كودهاي شيميايي مي‌باشد. از ديگر مزيت کودهاي زيستي مي‌توان به تقسيم سريع آنها در خاک و به حالت تعادل رسيدن در خاک اشاره کرد و همچنين خاک با ميکروارگانيسم‌هاي مؤثر تلقيح مي‌شود. اين کار تراکم ميکروارگانيسم‌ها را در محيط ريشه افزايش مي‌دهد و نياز گياه را براي بهبود رشد و افزايش عملکرد مرتفع مي‌سازد.

2-2- نقش کودهاي زيستي در افزايش کيفي و کمي حبوبات
كودهاي زيستي متشكل از باكتري‌ها و همچنين قارچ‌هاي مفيدي هستند كه باعث تثبيت ازت و رها سازي يون‌هاي فسفات، پتاسيم و آهن از تركيبات نامحلول و بهبود ساختمان خاك و افزايش كمي و كيفي محصول مي‌شوند. با توجه به بررسي‌هاي به عمل آمده بر روي كودهاي بيولوژيك توسط شريفي و حق نيا در سال 1386 نشان داده شد كه اين كودها بر عملكرد و اجزاي عملكرد تاثير مثبت داشته‌اند و باعث افزايش آن شده‌اند.

2-2-1- تاثير بر ريشه و وزن خشک اندام‌هاي گياهي
طي تحقيقات سالانتور23 (2006)، تأثير تلقيح باكتري زيستي (Azospirillum brasilense)، بر پارامترهاي رشد گندم بهاره، بذرهاي تلقيح شده زودتر به مرحله گلدهي رسيدند. همچنين در تحقيق ديگري تلقيح گندم با باكتري هاي محرك رشد گياه، موجب افزايش وزن خشك اندام هوايي، ريشه و قدرت جوانه زني بذرها شد. اين محققين بين توسعه سيستم ريشه و عملكرد گندم، همبستگي مثبتي را مشاهده كردند. در تحقيقي ديگر مشاهده گرديد كه استفاده از کودهاي زيستي موجب كاهش طول ريشه و افزايش تارهاي كشنده در گياه گندم شدند. توليد اكسين توسط اين باكتري‌ها نقش مهمي در توانايي سويه در افزايش رشد و تغيير ويژيگي‌هاي مورفولوژيكي ريشه داشت. همچنين با افزايش غلظت مايه تلقيح، طول ريشه كاهش و تراكم تارهاي كشنده افزايش يافت. آنها رگرسيون منفي بين غلظت مايه تلقيح و طول ريشه گزارش كردند. نتايج حاصل از اين تحقيق نشان داد كه سويه‌هاي مختلف اين باكتري به دليل تفاوت در ميزان توليد اكسين، اثرات متفاوتي روي خصوصيات مرفولوژيكي ريشه داشتند. كاهش طول ريشه در غلظت‌هاي بالاي باكتري و هورمون اكسين نشان دهنده اثر بازدارنده اكسين در غلظت‌هاي بالا بود (لوگتنبرگ و همکاران24، 2002).
سيوارميه و همكاران25 (2007)، گزارش كرد كه تلقيح با رايزوبيوم به طور معني‌داري موجب افزايش وزن خشك اندام هوايي و عملكرد نخود مي‌گردد. الماس زايدي و همكاران (2003)، بيشترين عملكرد دانه را در تيمار تلقيح با رايزوبيوم گزارش كردند. محمود و عطار (2008)، طي مطالعه‌اي كه روي ماش انجام دادند، به اين نتيجه رسيدند كه تلقيح با باكتري رايزوبيوم موجب افزايش معني‌دار وزن خشك كل اندام هوايي نسبت به تيمار شاهد شد. سيد اختر و صديقي زكي (2008)، گزارش كردند كه كاربرد باكتري مناسب در نخود موجب افزايش معني‌دار در وزن خشك اندام هوايي و عملكرد مي‌شود.
در گياه نخود با تلقيح گيوموس موسه جذب فسفر، تعداد گره‌ها، وزن خشک ريشه، وزن خشک اندام هوايي و فعاليت نيتروژناز افزايش يافت (گارگ و چندل26، 2011).

2-2-2- تاثير کودهاي زيستي بر ميزان پروتئين گياه
طي آزمايش گلداني اوزترک و همکاران27 (2003)، زيست توده، عملكرد دانه، مقدار پروتئين و نيتروژن ناشي از تلقيح باکتري‌هاي زيستي افزايش معني‌داري يافت. آنها جذب نيتروژن را مكانيسم اصلي اين افزايش عملكرد گزارش كردند. طي آزمايشات مزرعه‌اي ظهير و همکاران (1997)، با بررسي کاربرد کودهاي زيستي ازتوباکتر و مصرف کودهاي N-P-K بر رشد گندم مشاهده شد كه تلقيح بذرهاي گندم با ازتوباکتر عملكرد دانه (5/38 درصد)، تعداد پنجه (5/12 درصد)، وزن هزار دانه (3/7 درصد) و غلظت نيتروژن 48 درصد افزايش از خود نشان داد. كود زيستي باكتريايي اثر معني‌داري نيز بر ميزان پروتئين داشته است، به طوري كه ميزان پروتئين دانه گياهان تلقيح شده نسبت به گياهان تلقيح نشده بيشتر بوده است (رام رائو و همكاران28، 2007). تأثير مثبت باكتري‌هاي زيستي در حلاليت فسفر توسط محققان به اثبات رسيده است. علاوه بر توانايي حل كنندگي فسفات، اين باكتري‌ها با خاصيت ضدپاتوژني باعث كاهش بيماري‌ها، بهبود ساختمان خاك و تحريك رشد رويشي گياه نيز مي‌شوند (روساس و همکاران29، 2006).

2-2-3- اثر بر غلظت کلروفيل برگ
راجندران و همكاران30 (2008)، در آزمايش خود مشاهده كردند كه استفاده هم‌زمان از باكتري ريزوبيوم و باسيلوس به افزايش محتوي كلروفيل برگ منجر مي‌گردد. يافته‌هاي رودرش و همكاران31 (2005)، نشان داد كه كاربرد هم‌زمان باكتري‌هاي حل كننده فسفات و قارچ تريكودرما باعث افزايش نيتروژن و كلروفيل برگ گرديد. به نظر مي‌رسد كه فراهمي فسفر تأثير معني‌داري بر افزايش كلروفيل برگ داشته است. فسفر يكي از عناصر ضروري مورد نياز گياهان زراعي است كه قابليت جذب آن به دليل تثبيت توسط يون‌هاي معدني نظير آلومينيوم، آهن در خاك‌هاي اسيدي و كلسيم در خاك‌هاي قليايي به شدت كاهش مي‌يابد و با استفاده از کودهاي زيستي قابليت حلاليت آن در خاک افزايش مي‌يابد (گائور و همکاران32، 1980).
با اعمال روش صحيح در تغذيه گياه و حاصل‌خيزي خاك مي‌توان ضمن حفظ محيط زيست، افزايش كيفيت آب، كاهش فرسايش و حفظ تنوع زيستي، كارآيي نهاده‌ها را افزايش داد و تا حدودي اثرات منفي تنش بر غلظت کلروفيل را كاهش داد. اما به طور كلي تعداد آزمايش‌هايي كه به بررسي سيستم‌هاي مختلف تغذيه در گياهان مي‌پردازد، مخصوصا سيستم‌هاي كود دامي به صورت جدا يا تلفيق آن با كودهاي بيولوژيك بسيار اندك است (حسن زاده قورت تپه و همكاران، 1380).

2-2-4- تاثير بر اجزاي عملکرد
استفاده از کودهاي N-P-K در نخود سبز معمولا رشد رويشي، تعداد گرهك‌ها، عملكرد غلاف سبز و ارتفاع ساقه را افزايش مي‌دهد، همچنين افزايش سطوح فسفر، عملكرد غلاف سبز و اجزاي تشكيل دهنده عملكرد مانند طول غلاف، تعداد دانه در غلاف و وزن دانه در غلاف را افزايش مي‌دهد. همچنين گزارش شده است که تلقيح بذور با باكتري‌هاي حلال فسفر مثل سدوموناس و باسيلوس، عملكرد نخود سبز و جو را افزايش مي دهد (چايکووسکويا و همکاران33، 2001). عباسي سورکي و همکاران (1383)، گزارش دادند که عملکرد دانه عدس همبستگي مثبت و معني‌داري با اجزاء عملکرد مثل تعداد غلاف در بوته و تعداد دانه در غلاف دارد. اسدي و همکاران (1382)، نيز با بررسي همبستگي عملکرد دانه لوبيا با صفات وابسته از طريق تجزيه مسير نشان دادند که عملکرد دانه با کليه صفات به استثناء ارتفاع بوته و وزن صد دانه همبستگي مثبت و معني‌داري دارد. حق نظري و همکاران (1384)، در آزمايش خود به اين نتيجه رسيدند که عملکرد بيولوژيک، شاخص برداشت در عدس و تعداد روز تا رسيدگي صفاتي هستند که 94 درصد از کل تغييرات را توجيه مي‌کنند و از اين ميان عملکرد بيولوژيک بيشترين اثر مستقيم را برروي عملکرد

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید