دانه دارد.
مولائي و همکاران (1383)، در آزمايش خود به اين نتيجه رسيدند که تعداد دانه در غلاف لوبيا بيشترين اثر مستقيم را بر عملکرد دانه دارد لذا به عنوان بهترين معيار براي انتخاب محسوب مي‌گردد.
جوزا34 (1971)، گزارش داد که تعداد غلاف در بوته متغيرترين صفت در بين اجزاء عملکرد حبوبات است. توانايي بقولات در توليد جوانه‌هاي گل‌ها و غلاف ها بسيار بالا است اما دستيابي به اين پتانسيل به شرايط دروني گياه و عوامل محيطي بستگي دارد. توجه به عوامل زيست محيطي ناشي از مصرف بي‌رويه و نامتعادل كودهاي شيميايي و نيز قيمت بالا و رو به افزايش اين كودها در بازارهاي جهاني، انگيزه استخراج، انتخاب نژادهاي موثر باكتري و تلقيح مناسب آن را بيش از پيش آشكار مي‌سازد. تلقيح بذر نخود با مايه تلقيح مناسب در افزايش عملكرد و بهبود كيفيت آن تاثير بسزايي دارد. تلقيح با نژادهاي موثر و سازگار به عنوان روش مطمئني در زراعت نخود توصيه شده است و در مطالعات متعدد، اغلب تلقيح با افزايش عملكرد همراه بوده است (الهادي و الشيخ35، 1999).
خليليان اكرامي (2006)، استفاده از باكتري‌هاي تثبيت كننده‌ي نيتروژن مانند ازتوباكتر و آزوسپريليوم را سبب اختلاف معني‌دار در عملكرد دانه در سطح احتمال 1% درصد دانسته است و همچنين همبستگي مثبت و معني‌دار عملكرد دانه با تعداد دانه درغلاف، تعداد دانه در بوته، وزن تر دانه در بوته، وزن تر دانه در غلاف، وزن صد دانه تر و عملكرد بيولوژيك تر مي‌تواند افزايش عملكرد دانه را توجيه نمايد. نتايج گزارشات مينال و همكاران36 (2001)، نشان مي دهد كه واكنش حبوبات از جمله باقلا به سطوح مختلف كود نيتروژن متفاوت است و در اغلب تحقيقات افزايش كاربرد كود نيتروژن در مقادير زير 100 كيلوگرم در هكتار باعث افزايش عملكرد شده و عدم كاربرد و يا استفاده بيشتر از كودهاي نيتروژنه عملكرد نهايي را كاهش مي‌دهد. نتايج گزارشات متعدد محققين نشان مي‌دهد كه عملكرد دانه گياهان مختلف به طور معني‌داري تحت تأثير تيمار تلفيقي از كود دامي همراه با كود شيميايي نيتروژن افزايش يافته است، اين نتيجه مي‌تواند به دليل دسترسي بيشتر به مواد غذايي در زمان مورد نياز در طي مراحل حساس رشد گياه باشد (مونير و همکاران37، 2007).
2-2-5- وزن هزار دانه
موسوي جنگلي و همكاران (2006)، اعلام نمودند كه افزايش فسفر قابل جذب به وسيله‌ي باكتري‌هاي حل كننده فسفات تا حد معيني مي‌تواند موجب افزايش وزن هزار دانه ذرت شود. در آزمايشي تلقيح مزرعه نخود با آزوسپريليوم، افزايش فو ق العاده‌اي را در وزن صد دانه و عملكرد دانه داشت (ياهالوم و همکاران38، 1984). محققين نشان دادند كه شاخص برداشت در گياه نخود در صورت وجود ميكروارگانيسم‌ها وميكوريزاها بيشتر بود كه اين افزايش را ناشي از افزايش جذب فسفر و نيتروژن و افزايش فتوسنتز گياه دانستند (جاکوبسن39، 1987).

2-2-6- عملکرد بيولوژيک
كندل و همكاران40 (2002)، نشان دادند كه تلقيح با باكتري‌هاي تثبيت كننده‌ي نيتروژن (ازتوباكتر و آزوسپريليوم) با دوز كاملي از نيتروژن غيرآلي، ارتفاع گياه، تعداد شاخه‌ها در هر گياه و وزن تر و خشك گياه را افزايش مي‌دهد. يوزري و همکاران41 (1978)، پي بردند كه تلقيح نخود سبز با باسيلوس مگاتريوم، بيوماس گياه را 9/10 درصد و كاربرد مخلوط باسيلوس مگاتريوم و كود فسفره، بيوماس گياهي را به ميزان 7/19 درصد افزايش مي‌دهد.

2-3- تاثير کود زيستي نيتروکسين بر عملکرد و اجزاي آن در غلات
لطفي و همکاران (1389)، گزارش نمودند که کاربرد کودهاي بيولوژيک نيتروکسين و دامي باعث بهبود ساختمان خاک و پروسه‌هاي فيزيولوژيکي گياه شده، همچنين ظرفيت نگهداري آب در خاک را بالا مي‌برد و از اين طريق باعث افزايش عملکرد دانه مي‌شود. بخشائي و همکاران (1389)، گزارش نمودند که تيمارهاي نيتروژن همراه با کود بيولوژيک نيتروکسين بيشترين عملکرد دانه در هکتار را از خود نشان دادند. که به نظر مي‌رسد افزايش عملکرد دانه در تيمارهاي کود بيولوژيک نيتروکسين همراه با کود شيميايي مي‌تواند به دليل تاثير توأم باکتري‌هاي محرک رشد و کود شيميايي در فراهمي عناصر غذايي باشد. صابر و همکاران (1389)، گزارش کردند که کودهاي بيولوژيک نيتروکسين و کودهاي نيتروژن در عملکرد دانه، وزن هزاردانه، عملکرد بيولوژيک، تعداد دانه در سنبله، تعداد سنبله در متر مربع و ارتفاع گندم اثر معني دار داشتند ولي بر روي صفت طول سنبله اثر معني دار نداشت. جيانگ دونگ و هتجسد يک42 (2006)، در يک آزمايش 20 ساله اثر کودهاي آلي و غير آلي را بر عملکرد گندم زمستانه و ذرت انجام دادند و عنوان کردند که اثر تلفيق کودهاي آلي و شيميايي بر عملکرد اين گياهان بيشتر از اثر اين کودها به صورت مستقل مي‌باشد.
به طور کلي طبق گزارش نجاري شفاعتي و همکاران (1389)، در تيمارهايي که از کود زيستي نيتروکسين استفاده شده بود، در سطوح پايين کود اوره افزايش در عملکرد دانه ملاحظه شد، ولي با افزايش در مقادير کود اوره يک کاهش هرچند غير معني‌دار در عملکرد به وجود آمد. همچنين در تيمارهاي بدون تلقيح بذر عملکرد دانه در بالاترين سطح نيتروژن، بيشتر بود که اين امر حاکي از آن است که تلقيح بذر گندم با کودهاي بيولوژيک نيتروکسين قبل از کاشت مي‌توان در مصرف کود شيميايي اوره حداقل حدود 33 درصد مقدار توصيه شده آن صرفه جويي کرد. لطفي و همکاران (1389)، گزارش نمودند که به دليل اينکه وزن هزار دانه يک خصوصيت کاملا واريته‌اي است اثر سيستم هاي کودي مثل بيولوژيک بر روي وزن هزار دانه غير معني‌دار است که اين نتيجه را مي‌توان ناشي از کنترل به وسيله ژنتيک و اثر کمتر عوامل محيطي بر اين صفت دانست. از طرف ديگر اختلاف بين وزن هزاردانه در سطح کمتر کودهاي نيتروژنه با سطوح ديگر، را مي‌توان ناشي ازاختلاف سرعت فتوسنتز و تجمع مواد فتوسنتزي يا طول دوره رشد در بين سطوح مختلف نيتروژن بيان کرد.
نجاري صادقي و همکاران (1389)، گزارش نمودند که وقتي بذرها بعد از تلقيح با کود زيستي نيتروکسين کاشته شدند، وزن هزاردانه به طور ميانگين حدود 2 گرم کاهش از خود نشان داد. و دليل اين امر آن است که کود نيتروکسين با افزايش تعداد دانه ناشي از افزايش تعداد پنجه بارور در هر بوته موجب افزايش محل‌هاي مصرف اسيميلاسيون شده و در نتيجه رقابت بين بذرها در يک بوته براي دريافت مواد فتوسنتزي باعث کاهش وزن هزاردانه شده است. در مورد وزن هزاردانه اثرات سطوح مختلف کود بيولوژيکي در سطح 5 درصد اختلاف آماري معني‌دار از خود نشان داده به طوري که بالاترين مقدار وزن هزاردانه از تيمار ازتوباکتر بدست آمد که يکي از ارکان اساسي کود بيولوژيک نيتروکسين مي‌باشد (ارشاد سرابي و همکاران، 1389).
بخشايي و همکاران(1389)، گزارش نمودند که تيمارهاي مختلف کود نيتروژن و نيتروکسين تاثير معني‌داري برجاي گذاشت به طوري که تيمارهاي کود نيتروژن و نيتروکسين داراي بيشترين عملکرد بيولوژيک بودند. همچنين اين محققان گزارش نمودند که استفاده از مقادير مختلف کود شيميايي و تلفيق آن با باکتري‌هاي ازتوباکتر و آزوسپروليوم تأثير مثبتي در افزايش عملکرد بيولوژيک گياه گندم نسبت به شاهد داشته است اما تلفيق باکتري‌هاي محرک رشد و کود شيميايي با هم، اثرات بهتري را نسبت به تيمارهاي مشابه کود شيميايي داشته اند. عيدي زاده و همکاران (1389)، گزارش نمودند که روش‌هاي کاربرد کود بيولوژيک نيتروکسين تأثيري بر توليد ماده خشک ذرت نداشت و همچنين بالاترين شاخص برداشت در تيمار کود شيميايي و کمترين شاخص برداشت در تيمار کود بيولوژيک مشاهده شد. بادي و دوبرينر43 (1988)، گزارش کردند که تلقيح باکتري‌هاي محرک رشد مي‌تواند، سبب افزايش ماده خشک، عملکرد دانه و وزن هزاردانه در غلات گردد. در همين راستا کاربرد کودهاي زيستي و به ويژه باکتري‌هاي محرک رشد گياه به عنوان مهمترين راهبرد در مديريت تلفيقي تغذيه گياهي براي سيستم کشاورزي پايدار با نهاده کافي به صورت تلفيق مصرف کودهاي شيميايي با کاربرد باکتري‌هاي مذکور پيشنهاد شده است. ياهالوم و همکاران44 (1984)، ميزان افزايش ماده خشک گياه ارزن در اثر تلقيح توأم با باکتري‌هاي ازتوباکتر و آزوسپريليوم تا حدود 5/18 درصد گزارش کردند.
لطفي و همکاران (1389)، گزارش نمودند که با افزايش ميزان کود شيميايي به دليل بهبود شرايط رويشي گياه و افزايش ميزان کلش در گياه ميزان شاخص برداشت کاهش مي‌يابد. بخشايي و همکاران (1389)، گزارش نمودند که تيمارهاي تلفيقي کود شيميايي و نيتروکسين داراي بيشترين مقدار شاخص برداشت بودند. طبق نظر اين محققان تغيير سطح کودي و استفاده از کود بيولوژيک، عملکرد دانه به کاه را به يک نسبت افزايش نداد و شاخص برداشت تيمارهاي آزمايش نسبت به شاهد افزايش يافته است. همچنين دوبرينر45 (1997)، اعلام کرد که گونه‌هاي آزوسپيريلوم و ازتوباکتر، باعث افزايش توليد اقتصادي و شاخص برداشت گياهان زراعي مثل ذرت، گندم، برنج، سورگوم و چغندرقند گرديد. نجاري صادقي و همکاران (1389)، اعلام داشتند که تلقيح بذر با کود نيتروکسين توانست مقدار اين صفت را حدود 3/2 درصد افزايش دهد. همچنين افزايش در مقادير مصرف کود اوره از نظر آماري افزايش معني‌داري در حدود 8/8 درصد در صفت شاخص برداشت از خود نشان داد.
شفاعتي و همکاران (1389)، گزارش نمودند که اثر متقابل کود نيتروژنه و باکتري‌هاي محرک رشد نيتروکسين بر صفات عملکرد بيولوژيکي در سطح احتمال يک درصد داراي اختلاف معني‌دار هستند. که تلفيق کودهاي بيولوژيک و کود شيميايي داراي بيشترين اثر را داشته است. همچنين با توجه به تأثير مستقيمي که کودهاي نيتروژن بر عملکرد غلات دارد، رشد غلات تحت تلقيح باکتري هاي محرک رشد و افزايش فراهمي اين عناصر سبب افزايش عملکرد دانه و عملکرد بيولوژيکي و وزن هزاردانه در غلات مي‌شود.

2-4- کود نيتروژن و اجزاي عملکرد
در دسترس بودن نيتروژن از طريق مصرف كود يا تلقيح، به طور مستقيم يا غيرمستقيم بر رشد گياه تأثير دارد. نيتروژن با شركت در تركيبات پروتئيني و آميني (مانند 1و 3-دي آمين پروپان) علاوه بر نقش حفاظتي بر برخي آنزيم‌ها و پايداري pH سلول در جابجايي عناصر ديگر از راه آوند چوبي نقش دارد. در نتيجه، اين واكنش‌ها منجر به افزايش تعداد غلاف در بوته و وزن صد دانه مي‌گردد (مارشنر46، 1995). در تأييد اين موضوع، طي آزمايشي در يك ايستگاه تحقيقاتي در سودان، با تلقيح ريزوبيومي بذر نخود و همچنين مصرف 50 كيلوگرم در هكتار نيتروژن مشاهده شد كه اجزاي عملكرد در اثر تلقيح مزوريزوبيوم نسبت به شاهد افزايش يافتند (احمد، 1996). تغيير پذيري تعداد غلاف در بوته و وزن صد دانه در تيمارهاي مذكور در نهايت منجر به تفاوت در عملكرد دانه در تيمارهاي آزمايشي شد. همچنين اثرات نيتروژن بر رشد رويشي باعث افزايش عملكرد بيولوژيك شد. دو عنصر نيتروژن و روي، علاوه بر شركت در فعاليت‌هاي حياتي و رشد گياه بر فعاليت مزوريزوبيوم‌ها نيز تأثير مثبت دارند (مارشنر47، 1995). ورود نيتروژن در ساختار پلي ساكاريدها و پروتئين‌هاي سازنده ديواره سلولي، موجب استحكام سازمان سلول و افزايش ابعاد آن و در نتيجه گسترش سطح بافت‌هاي گياهي مي‌شود. بر اثر اين تغيير، سطح برگ به تبع از ساير بافت‌ها افزايش مي‌يابد و زمينه را براي دريافت انرژي تشعشعي بيشتر فراهم ميكند (سيسي و شيبلز48، 1980).
توکر و کاکيران49 (1998)، اعلام نمودند تعداد دانه در غلاف و تعداد غلاف در بوته به ترتيب داراي همبستگي مثبت و بسيار معني‌داري با عملکرد دانه هستند، از آنجا که عملکرد گياه تحت تاثير تعداد دانه و تعداد غلاف قرار مي‌گيرد بنابراين هر تغييري در اين

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید