دانلود پایان نامه

، وجود ابهام و اعتقاد به شانس ، کمبود اطلاعات برای تصمیم گیری می باشد.
کانون کنترل: در این تحقیق منظور از کانون کنترل؛ دسترسی به اهداف ، نیل به پاداش ، اعتقاد به شانس ، نادانی و ناتوانی و تنبلی ، عبرت از شکست و نا امید نشدن می باشد.
نیاز به موفقیت: در این تحقیق منظور از نیاز به موفقیت؛ دنبال کردن اهداف ، توجه تمام به کار، خستگی ناپذیری می باشد.
سلاست فکری: در این تحقیق منظور از سلاست فکری؛ آمادگی لازم برای پیدا کردن راه حل های مختلف برای حل یک مسئله، توصیف اشیا و موقعیت ها می باشد.
عملگرایی: در این تحقیق منظور از عملگرایی؛ رسیدن به نتیجه مطلوب، لذت بردن از انجام مسئولیت ها ، تحسین موفقیت دیگران ، داشتن پشتکار برای انجام کارها می باشد.
تحمل ابهام : در این تحقیق منظور از تحمل ابهام؛ داشتن اطلاعات لازم و کامل برای انجام کارها ، انجام کارها بدون کمبود یا نقصی در اطلاعات، ریسک پذیرش انجام کار با نداشتن اطلاعات ، پذیرش شکست می باشد.
رویا پردازی: در این تحقیق منظور از رویاپردازی قدرت تخیل بالا ، داشتن ایده های نو و تازه ، بررسی ایده ها به صورت ذهنی می باشد.
چالش طلبی: در این تحقیق منظور از چالش طلبی؛ علاقه به مسائل پیچیده ، علاقه به اهداف سخت ، پیدا کردن راه حل هاب مناسب می باشد.

فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1 مقدمه

از عمده ترين جريان هاي حاكم بر حيات بشري در آغاز هزاره سوم ميلادي فرايند كارآفريني است كه اساس و بسترساز تغير و تحول و دگرگوني است. افراد، سازمان ها و جوامعي كه نتوانند خود را با اين تحولات پرشتاب همگام كنند دچار توقف، سكون و اضمحلال مي شوند. در اين ميان افرادي هستند كه در زماني كه همگان بر هرج و مرج ، نابساماني، تناقض و عدم تعادل اذعان دارند، به دنبال به دست آوردن فرصتي هستند تا بتوانند با ارائه محصول و يا خدمت جديدي به جامعه، تعادل را برقرار كرده و اوضاع را سامان بخشند و ارزشي از خود بر جاي گذارند. اين افراد كه محور توسعه اقتصادي هستند، كارآفرين خوانده ميشوند. كارآفرينان موجب مي شوند تا سازماني از سازمانهاي ديگر پيشي بگيرد و كشوري نسبت به كشور هاي ديگر به نحو چشمگير پيشرفت نمايد. مسلماً با توجه به پيچيده شدن سازمانها، رشد تكنولوژي، نو و بديع بودن علم سازمان ها، مديران به طور روزافزون تلاش مي كنند، دريابند چگونه سازمانهاي خود را كارآفرين و خلاق سازند تا باعث رشد و موفقيت سازمان هايشان شوند]40[. زيرا اگر ايده نو وارد سازمان ها نشود رو به زوال ميروند. در واقع براي سازمان هاي امروز خلاقيت و نوآوري و كارآفريني هر كدام به مثابه پله هاي نردبان ترقي هستند كه بايد با آگاهي كامل و موفقيت طي شود]55[.
هرسي و بلانچارد (1988) معتقدند كه وظيفه ي مدير يا رهبر سازمان از اين نظر اهميت دارد كه با همه ي متغيرهاي محيطي پيرامون خود در تعامل است. مديران بايد داراي ويژگي ها ي برجسته كارآفريني باشند و با تكيه بر يافته ها و مطالعات انجام شده درباره مسايل مديريت، روش هاي مناسب را با توجه به موقعيت سازمان عملي كنند تا زمينه ي دست يابي به هدف هاي سازمان فراهم شود. اين امر در مديران مياني سازماني اهميت بيش تري مي يابد]53[. مديران مياني برنامه ريزي هاي ميان مدت كرده و براي اظهار نظر مديريت عالي برنامه هاي جامعتر و بلندمدت آماده مي كنند. عملكرد مديران رده پايين را تحليل كرده، توانايي و آمادگي آنان را براي ارتقاء تعيين و در مسائل مختلف به آن ها خدمات مشاورهاي مي دهند]74[.
کوششهای اقتصادی انسان همیشه و همواره معطوف بر آن بوده است که حداکثر نتیجه را از حداقل تلاشها و امکانات بدست آورد. این تمایل را میتوان اشتیاق وصول به بهرهوری افزونتر نام نهاد. جمع اختراعات و ابداعات بشر از ابتداییترین ابزار کار در اعصار بدوی گرفته ، تا پیچیدهترین و بغرنج ترین تجهیزات مکانیکی و الکنرونیکی زمان حاضر ، متأثر از همیت تمایل و اشتیاق میباشد.
رسالت اصلی علم مدیریت دستیابی به بهرهوری بیشتر است و این امر همواره مورد توجه دولتمردان، سازمانها و موسسات و … بوده و حتی در سطح کوچکترین واحد اجتماعی یعنی خانواده رسوخ کرده و دسترسی به بهبود کیفی زندگی و رفاه بیشتر که نمودهایی از بهرهوری است ، سبب تلاش بیشتر و هدفمندتر خانوادهها گردیده است.
بهرهوری مفهومی است جامع و کلی که افزایش آن به عنوان یک ضرورت، جهت ارتقای سطح زندگی، رفاه بیشتر و آرامش و آسایش انسانها، که هدفی اساسی برای همه کشورهای جهان محسوب میشود. همواره مدنظر دست اندرکاران سیاست و اقتصاد و دولتمردان بوده و میباشد. مهمترین و بینظیرترین کمک و حسن تأثیر مدیریت در قرن بیستم، پنجاه برابر شدن بهرهوری کارکنان در تولید صنعتی بوده است. به همین ترتیب، مهمترین نقش مدیریت در قرن بیست و یکم، افزایش بهرهوری کارکنان است]88[. در این راستا مدیران باید عوامل انگیزشی موثر در ارتقاء کارکنان را به درستی شناسایی کرده و تلاش کنند که هرچه بیشتر این توان را در مسیر اهداف سازمان به کار گیرند]28[. داشتن نیروی انسانی توانمند و کارآمد که بنیاد ثروت ملی و داراییهای حیاتی سازمان به حساب میآید، منابع بسیار زیادی را برای سازمانها، شرکتها و بنگاههای اقتصادی به دنبال خواهد داشت]29[.
در این فصل محقق با بررسی ادبیات و مبانی نظری تحقیق سعی کرده تا متغیرهای
اساسی تحقیق را به طور مشروح بسط دهد. سپس به بررسی تحقیقات صورت گرفته در داخل و خارج پرداخته و در پایان مدل تحقیق را بسط و شرح داده است.
2-2 مبانی نظری
2-2-1 کارآفرینی
واژهي كارآفريني از كلمه فرانسوي» «Entrepreneur به معناي «متعهد شدن» نشأت گرفته است. اقتصاددانان نخستين كساني بودند كه در نظريههاي اقتصادي خود به تشريح ازكارآفرين1 و كارآفريني پرداختند. كوركت2(2004)، كارآفريني را فرايند پويايي تغيير بينش و بصيرت با ابتكار و نوآوري مي داند. هيسريچ و پيترس3(2002) كارآفريني را فرايند خلق هر چيز نو و با ارزش، با صرف وقت و تلاش با فرض همراه داشتن خطرات مالي، روحي و اجتماعي و به دست آوردن پاداش هاي مالي و رضايت فردي و استقلالي كه از آن ناشي مي شود، تعريف كردهاند. احمد پور دارياني و عرفانيان(1386) معتقدند كارآفرين فردي است داراي ايده و فكر جديد كه از طريق ايجاد يك كسب و كار و با بسيج منابع كه با مخاطرهي مالي، اجتماعي و حيثيتي همراه است محصول يا خدمت جديد به بازار ارائه مي دهد. در تعريف ياد شده چهار نكته وجود دارد]47[.
كارآفرين داراي ايده و فكر جديد است.
كارآفرين در پي ايجاد كسب وكار است. (نه تنها نوشتن طرح تجاري4 بلكه جمع آوري منابع، تشكيل تيم و راه اندازي كسب وكار نيز برعهده اوست).
كارآفرين ريسك پذير است. مخاطره هايي كه كارآفرين تحمل مي كند لزوماً فقط ريسك مالي نبوده و گسترده تر از آن است.
كارآفرين محصول يا خدمت جديد به بازار ارائه مي كند يعني كارآفرين بايد نتيجهي كار خود را در بازار ببيند.
به طور ساده کارآفرین به شخص حقیقی یا حقوقی گفته میشود که توانایی تحمل مخاطره(غلب مالی) را دارد و میتواند یک اندیشه اولیه را به یک فعالیت اقتصادی تبدیل کند. همه میتواننند یک کارآفرین باشید، چه کارمند چه کشاورز و… در هر پست و مقامی که باشند در راه انجام فعالیتهای خود میتوانند کارآفری بوده و اندیشههای خود را برای بهبود انجام کارها به واقعیت، تبدیل کنند]47[.
یک کشاورزمیتواند با راهندازی روشهای جدید کاشت ، آبیاری ، نگهداری و … کمیت یا کیفیت محصولات خود را بالاببرد.. یک کارمند میتواند برای انجام فعالیتهای روزانه و البته در چهارچوب اختیارت خود روشهای جدیدی را اختیار کند تا انجام کارها برای خود و ارباب رجوع سریع تر و با کیفیت بالاتری صورت پذیرد. یک مهندس میتواند با قبول هزینههای تولید آزمایشگاهی، نمونهای از یک محصول را تولید کرده و در صورت مفید بودن آن را به تولید انبوه برساند و به جامعه خود خدمت کند. یک مربی تیم فوتبال میتواند با اتخاذ روشهای مدیریتی و آرایش یک تیم به موفقیت های بسیاری دست یابد. همانطور که در این موارد ملاحظه میگردد در تمام مثالهای آورده شده نوعی مخاطره وجود دارد. این مخاطره ممکن است باعث از بین رفتن محصول کشاورز شود، یا باعث شود که کارمند توبیخ یا اخراج شود و با سرمایهگذاری آن مهندس به هدر برود و دست آخر آنکه مربی تیم ممکن است سمت یا اعتبار خود را از دست بدهد]35[.
تعاریف مختلفی از کارآفرینی ارائه شده است که در زیر به ارائه آن پرداخته شده است.
استیونسون5 کارآفرینی را فرایند خلق ارزش همراه با منابعی منحصر به فرد جهت بهرهبرداری از یک فرصت میداند]35[.
جان باتیس سی6 معتقد است کارآفرینی عاملی است که تمامی ابزار را ترکیب میکند و مسئولیت ارزش تولیدات، بازیافت کل سرمایه را به کار میگیرد، ارزش دستمزدها، بهره و اجارهای که میپردازد و نیز سود حاصله را بر عهده میگیرد]4[.
میلان و همکاران(2014) بر طبق نظر ایشان، کارآفرین نیروی محرکه اصلی در توسعه اقتصادی است و نقش وی عبارت است از : نوآوری با ایجاد ترکیب تازه از مواد. از دیدگاه او نوآوری ملاک کارآفرینی است.
مک کلی لند7 معتقد بود که کارآفرین کسی است که یک شرکت یا واحد اقتصادی را سازماندهی میکند و ظرفیت تولیدی آن را افزایش میدهد. پیتر دراکر8 معتقد است که کارآفرین کسی است که فعالیت اقتصادی کوچک جدیدی را با سرمایه خود شروع میکند]4[.
هیسریچ و پیترز9 (2002)،کارآفرین را به عنوان یک مبتکر مطرح میکند که وظیفه وی شکل دهی مجدد یا تغییر اساسی در الگوی تولید از طریق دستیلبی به یک اختراع جدید، دستیابی به شیوه تکنولوژی ناشناخته تولید یک محصول جدید، تولید یک محصول قدیمی به شیوه جدید، دستیابی به یک بازار جدید عرضه مواد اولیه یا یک بازار فروش جدید برای محصولات یا راهاندازی یک صنعت جدیدمیباشد.
لگ و هایندل10 (1997)معتقدند که کارآفرین فردی است که اقدام به ایجاد یک فعالیت اقتصادی جدید کند چه به صورت یک سازمان جدید و چه به صورت کار ابتکاری در سازمان]75[.
کارافرینان از نوآوری استفاده میکنند تا تغییر ایجاد کنند تا تغییر ایجاد کنند و از فرصت برای کسب سود بهره ببرند. آنها این عمل را از طریق جابه جایی منابع اقتصادی از سطح پایین تر به سطح بالاتری از بهرهوری و بازده انجام میدهند. در این مسیر میزانی از خطر و عدم قطعیت را میپذیرد]35[.
با توجه به تعاریف ذکر شده تعریف جامع و مانعی از کارآفرینی وجود ندارد و هر صاحبنظری از دید خود به تعریف آن پرداخته و برخورد آنان با مقوله کارآفرینی همچون برخورد افراد نابینایی است که با موجودی مواجه میشوند و هر کدام متناسب با عضوی از حیوان لمس میکنند، به توصیف آن میپردازند]4[. اقتصاددانان بیشتر نقشهای کارکردی کارآفرین را مورد توجه قرار داده و جامعه شناسان و روانشناسان ابعاد فرهنگی و اجتماعی تاثیرات محیط بر فرد ویژگیها
ی شخصی کارآفرینان را مورد بررسی قرار دادهاند. با این همه تقریباً در تمامی تعریف کارآفرینی این توافق وجود دارد که ما با نوعی از رفتار مواجهیم که شامل موارد زیر میباشد:
پذیرش پیشگامی
سازماندهی مجدد مکانیزمهای اجتماعی / اقتصادی جهت یهرهبرداری از منابع
قبول خطر یا شکست
کارآفرینان به تغییر به عنوان یک پدیده طبیعی مینگرند و در جستجوی تغییر بوده و از آن به عنوان یک فرصت استفاده میکنند. کارآفرینان منابع را از بخشهایی که راندمان پایین دارند، به بخشهایی که راندمان بالایی دارند، تبدیل میکنند]35[. شومپیترکارآفرینی را به عنوان نیروی بر هم زننده اقتصاد به کار برده و آن را تخریب خلاق مینامد. اصولاً کارآفرینان در در بخشهای مختنلفی فعالیت میکنند که مهم ترین این بخشها عبارتند از]73[:

امور بازرگانی
امور اجتماعی که کارآفرین اجتماعی نامیده میشوند.
امور علمی
امور هنری
امور ورزشی
خدمت سربازی
امور

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید