مهمترين عوامل مؤثّر بر عدم موفّقيّت سازمانها در تحقّق عدالت

موانع توسعه عدالت متعدّد بوده و با هم رابطه پيچيده اي دارند. مهمترين عوامل مؤثّر بر عدم موفّقيّت سازمان ها در تحقّق عدالت را در پرتو مفاهيم ذيل، مي توان رصد كرد:

2-5-1 تعريف نشـدن اهـداف و استراتژيها بر محور عدالت: اگر فضاي تحقّق اهداف سازمان بدون مـانع و بـدون محدوديت در نظر گرفته شود، مديريت چندان كار دشواري نخواهد بود؛ زيرا در عرصه هاي فـاقد محـدوديت، همـواره مـي توان مديـر مـوفّقي بود. در واقع اگر اهداف مادّي، بدون هيچ پيش شرط يا الزامـي تعـريف شـوند، مديريت سـازمان براي نيل به آنها بسيار ساده تر از هنگامي است كه تحقّق اهداف، مشروط به رعايت رويه هاي عادلانه باشد! زيرا « از ظلم نتوان به عدالت رسيد » (نهج البلاغه، نامه53)

بنابرايـن نـوعي تعهـد پذيرفتـه شـده و الزام آور به عدالت، براي عدالت محور شدن رفتار و كردار مديران، موضوعيت و اصـالت دارد؛ يعنـي رعايت عدالت بايد جزئي از هدف و فراگرد نيل به هدف باشد تا عدالت رويه اي در سازمان محقّق گردد(پورعزت، 1387، ص 177).

2-5-2 محيط و تـأثير آن بر رفتارهاي عادلانه: محيط سازمان يكي از مهمترين منابعي است كه براي تحقّق عدالت در آن ظرفيت سـازي مـي شـود و عـدالت سـازمـاني را تحت الشعاع خود قرار مي دهد. آثار محيط گـاهي بـه طـور غيـر مستقيـم(از طـريق تحـولات ساختاري) و گاهي به طور مستقيم، بر روند تحقّق عدالت تأثير مي گذارند(همان منبع، ص178).

2-5-3 فنـاوري و عـدالت سـازماني: فنـاوري نيز به طور غيرمستقيم از طريق تأثير بر ساختار سازماني، (شكل دهي روابط شغل و شاغل و ارتباطات درون سازماني) و بازار كار، بـر فـراگرد تحقّق عدالت سازماني تأثير مي گذارد.

2-5-4 انـدازه سـازمان و امكان اجراي عدالت در آن: اندازه سازمان متغيّري بسيار مهم است كه هم از طريق تأثير بر ساختـار و بـافت ارتبـاطات داخـلي و خـارجـي سـازمـان، و هم از طريق تأثير بر رويه ها و روش ها و دامنه شمول قوانين و مقررات، بر تحقّق عدالت سازماني تأثير دارد.

هرچـه انـدازه سـازمـان كوچكتـر باشد، تعريف عدالت بر حسب تنوّع كمتر مشاغل و تعداد كمتر كاركنان، ساده تر خواهد بود (پورعزت، 1387، ص 178 ).

2-5-5 سـاخت قدرت و كنترل، و عدالت سازماني: هرچه تنوّع افراد و گروههاي قدرتمند مؤثّر بر بافت سـازمـان بيشتر بـاشد، احتمالاً از سطح رفتارهاي استبدادي كاسته شده، بر احتمال توسعه عدالت مراوده اي افزوده مي شود. ساخت قدرت نيز هم به طور غيرمستقيم از طريق تأثير بر ساختار و هم به طور مستقيم از طريق تأثير بر مراودات اجتماعي افراد و گروه ها بر روند تحقّق عدالت سازماني تأثير دارد.

2-5-6 فرهنگ و زبان: هرچه زبان و فرهنگ يك جامعه عدالت پذيرتر باشد، احتمال توسعه رفتارهاي عادلانه در آن افزايش مي يابد. اگر در سازمان از واژگان معرّف متمايل به عدالت بيشتر استفاده شود و انتظارات افراد از همديگـر و از مسئولان سـازمان، شفـاف تر و صريحتر و مبتنـي بر عدالـت و جـلوه هاي گوناگون آن بيان شود، احتمال بروز رفتارهاي عادلانه و تصويب قوانين و مقررات عادلانه تر افزايش مي يابد.