پیشگیری فعال و پیشگیری انفعالی :
پیشگیری فعال شامل تدابیر اقداماتی است که بصورت ریشه ای با علل وقوع جرم در جامعه به مبارزه می پردازد و با شناخت عوامل مؤثر در وقوع جرم سعی در حذف آنها را دارد .
اما پیشگیری انفعالی شامل مجموعه تدابیر و اقداماتی می شود که درآستانه وقوع جرم و در موقعیت های جرم زا ، با استفاده از نیروی بازدارنده پلیسی به اجرا در می آیند .
ه ) پیشگیری اجتماعی و پیشگیری وضعی :
در پیشگیری اجتماعی علل و عوامل اجتماعی مؤثر در وقوع جرم مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرند تا با شناخت آنها و درک صحیحی از وضعیت محیط اجتماعی به مبارزه ریشه ایی با جرم پرداخته شود. اما در پیشگیری وضعی یا موقعیتی عمدتاً وضعیت ماقبل بزهکاری مورد بررسی قرار می گیرد تا با تغییر و ایجاد موانعی در آخرین مرحله ی قبل از وقوع جرم از به فعلیت رسیدن بزهکاری جلوگیری به عمل آید .
پس از مروری بر انواع پیشگیری از جرم ، موضوع بحث ما در این نوشتار، جایگاه پلیس در پیشگیری از جرم می باشد. به عبارتی سئوال اصلی این است که پلیس با چه نوع مدل پیشگیری می تواند از وقوع جرم جلوگیری نماید. آیا اساساً پلیس می تواند در برقراری امنیت و آسایش عمومی بدون توسل به اقدامات قهری و سرکوب و با استفاده از روش های غیر کیفری به پیشگیری از جرم بپردازد . معمولاً در بحث پیشگیری از جرم، پیشگیری وضعی و انفعالی به ذهن متبادر می شود چرا که ما معمولاً پلیس را در قالب این نوع پیشگیری در جامعه مشاهده نموده ایم. لذا با توجه به سیاست مشارکتی در برقراری امنیت اجتماعی و نظم عمومی که قبلاً به آن پرداختیم آیا امکان پیشگیری اجتماعی توسط پلیس جهت مقابله ریشه ایی و اساسی با جرم و ناهنجاری های اجتماعی وجود دارد؟ برای اجرای پیشگیری اجتماعی، پلیس باید به چه روش هایی متوسل شود ؟ آیا پیشگیری اجتماعی و فعال توسط پلیس می تواند مؤثرتر از پیشگیری وضعی و انفعالی باشد ؟ آیا پلیس به تنهایی می تواند در امر پیشگیری اجتماعی از جرم موفق عمل نماید یا نیازمند برقراری تعامل مناسب و منطقی با سایر ارکان جامعه می باشد ؟ پاسخ به سئوالات فوق موضوع بحث ما را در این فصل تشکیل می دهد .
گفتار سوم : جایگاه پیشگیری در علوم جرم شناسی :
علوم جنایی بر حسب موضوع، روش و هدف آنها به چهار شاخه اصلی تقسیم می شوند :
الف ) علوم حقوقی محض
ب) علوم جنایی ( اثباتی )
ج ) فلسفه کیفری
د ) سیاست جنایی
علوم اثباتی خود به دو شاخه جرم یابی و تفسیری تقسیم می شود. علوم تفسیری خود در دو دسته جرم شناسی و کیفر شناسی دسته بندی می شوند و جرم شناسی دارای دو بخش نظری و کاربردی است. در جرم شناسی نظری، مطالعه بر روی نظریه ها وعلل وعوامل وقوع جرم صورت می گیرد و در جرم شناسی کاربردی روش ها و ابزارهای علمی مبارزه با جرم مورد بررسی قرار می گیرد. جرم شناسی کاربردی بر حسب موضوع خاص آن به سه شاخه تقسیم می شود :
الف ) جرم شناسی حقوقی، که به مطالعه و بررسی قوانین ونهادهای کیفری می پردازد .
ب ) جرم شناسی بالینی ( اصلاح و درمان )، که به مطالعه ی فردی بزهکار می پردازد تا از تکرار جرم او در آینده جلوگیری نماید .
ج ) جرم شناسی پیشگیری، در این رشته از جرم شناسی هدف، بررسی علمی راهکارهای
غیرکیفری به منظور متوقف ساختن جرم قبل از وقوع آن است .

مبحث چهارم : ویژگی های پلیس پیشگیری :
امروزه مسئولین نیروی انتظامی براین باورند که شدت عمل کیفری و سیاست های سخت گیرانه در کاهش نرخ جرم و مبارزه با آن، بویژه اشکال نوین بزهکاری، موفق نبوده است. وقتی جرمی اتفاق می افتد افکار عمومی متوجه ابزارهای کنترل رسمی از جمله پلیس و دستگاه قضایی می شوند، در حالی که اقدامات قضایی و انتظامی در پایان فرآیند قرار می گیرد. هر چند برای داشتن جامعه ای سالم و امن ساده ترین راه برخورد با مجرم می باشد اما مؤثرترین و کم هزینه ترین راه نیست. هرپدیده اجتماعی و از آن جمله جرم معمول علل متعددی می باشد که باید آنها را شناخت و بصورت ریشه ای سعی در حذف آنها نمود. باید بسترهای جرم خیز ومجرم پرور را از بین برد. با اینکه پیشگیریی انتظامی عدم وقوع جرم را در نظر میگیرد اما راه اساسی تر پیشگیری اجتماعی است. چرا که در فرایند اجتماعی شدن وجامعه پذیری فرد، که از تولد تا مرگ استمرار دارد اتفاقاتی رخ می دهد که در نتیجه آن یک فرد سالم به یک عنصر مخل نظم وضد اجتماعی تبدیل می شود.
امروزه پلیس هم در عرصه ی پیشگیری وضعی از جرم و هم در عرصه ی پیشگیری اجتماعی از جرم، بطور جدی فعالیت می نماید. اما در دهه های اخیر بیشتر رویکرد پلیس به سمت پیشگیری اجتماعی است. تشکیل معاونت اجتماعی در سازمان پلیس نیز در این راستا می باشد. اساسا مجوز قانونی برای اقدامات پیشگیرانه پلیس در بند 8 ماده 4 قانون نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران داده شده است که بیان میدارد :انجام وظایفی که برطبق قانون به عنوان ضا بط قوه قضائیه به عهده نیروی انتظامی محول است ، از قبیل : مبارزه با مواد مخدر، مبارزه با قاچاق، مبارزه با منکرات و فساد، پیشگیری از وقوع جرائم، کشف جرائم، بازرسی وتحقیق، حفظ آثار ودلایل جرم، دستگیری متهمین ومجرمین وجلوگیری از فرار و اختفای آنان، اجرا وابلاغ احکام قضایی.
لذا پیشگیریی از جرم از وظایف پلیس به عنوان ضابط قوه قضائیه، در این قانون به رسمیت شناخته شده است. اما آنچه که محل بحث است چگونگی پیشگیری پلیس از وقوع جرم می باشد. همانطور که
گذشت تصور غالب، مبتنی بر پیشگیری وضعی پلیس می باشد و این تصور نادرستی هم نیست. چرا که پیشگری اجتماعی از جرم توسط پلیس امری است که به تازگی ضرورت آن مطرح شده و گام هایی برای تحقق آن برداشته می شود. بنابراین صرف نظر از چگونگی پیشگیری پلیس، روشن شد که پلیس در امر پیشگیری از وقوع جرم که از وظایف اصلی اش می باشد بطور جدی باید اهتمام ورزد و اساساً پیشگیری را مقدم بر سرکوب و اقدامات کیفری بداند تا بتواند در برقراری امنیت پایدار موفق باشد.
پلیس با رویکرد جامعه مداری در کنار دیگر نهادها و مراکزی که مستقیماً در پیشگیری از جرم نقش دارند می تواند با تکیه بر تحقیقات و مطالعات علمی بر تدابیری دست یابد که با یک تعامل علمی و اجرایی در امر پیشگیری نقش مؤثری را ایفا نماید. امروزه با توجه به شرایط موجود جوامع و تحولات سریع در عرصه های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و توسعه فناوری ارتباطات، پیچیدگی جوامع و شیوه های جدید جرائم و بزهکاری، باید سرمایه گذاری زیادی در زمینه پیشگیری از جرائم و بزهکاری صورت گیرد تا هزینه های مادی و معنوی ناشی از بزهکاری، که هزینه های بسیار هنگفتی می باشد که همه آحاد جامعه نیز متحمل آن می شوند، کاهش یابد .
گفتار نخست : مفهوم پلیس جامعه محور :
دو رویکرد را می توان در رفتار پلیس بررسی نمود، یکی رویکرد تهدید محور و دیگری رویکرد جامعه محور. در رویکرد جامعه محور پلیس به جای استفاده از روش های سنتی سرکوب و اقدامات قهرآمیز و اعمال قدرت که نتیجه آن دوری از جامعه است با تمامی نهادها و شهروندان جامعه تعامل و ارتباط مناسبی برقرار می کند و ضمن گسترش خدمات دهی خود ازحمایت های مادی و معنوی جامعه نیز در برقراری نظم و امنیت اجتماعی و آسایش عمومی بهره مند می گردد. لذا در این رویکرد بین پلیس و جامعه ارتباط دو سویه برقرار می باشد. از یک طرف پلیس از نظرات و آراء اقشار مختلف مردم در خصوص نیازهای واقعی خود در حوزه نظم و امنیت بهره مند می گردد تا بتواند خدمات انتظامی مطلوبی ارائه دهد و اعتماد عمومی را نسبت به سازمان پلیس جلب نماید. و از طرف دیگر جامعه نیز در نتیجه تعامل منطقی با پلیس ، دیدگاه های خود را در خصوص نیازهای واقعی حوزه امنیت اجتماعی و نظم عمومی به این سازمان منعکس می نماید و پلیس را در تحقق اهدافش یاری می رساند.
لذا رویکرد جامعه محوری پلیس بر دو پایه اصلی استوار است : یکی ایجاد تعامل پلیس با اجزاء مختلف جامعه جهت ارائه خدمات بهتر به شهروندان که این امر بیانگر فلسفه ی وجودی سازمان پلیس می باشد : « برخاسته از مردم و برای مردم » چرا که پلیس به مثابه نهادی است که از بطن مردم و برای خدمت گذاری به مردم تشکیل شده است. بنابراین پلیس باید در همه حال به همراه شهروندان باشد تا بتواند نیازهای واقعی آنان را درک کند و از میزان رضایت آنها نسبت به عملکرد خود آگاهی یابد و در نتیجه بر پایه ی یافته های حاصل از نیاز سنجی عمومی در حوزه های نظم و امنیت و میزان اثر بخشی اجتماعی عملکرد خود ، جهت ارائه خدمات انتظامی بهتر و جلب رضایت عمومی برنامه ریزی نماید. مبنای دیگر جامعه محوری پلیس نگریستن به مقوله نظم و امنیت اجتماعی به عنوان یک امر عمومی است. یعنی برقراری نظم و امنیت در جامعه یک وظیفه عمومی تلقی می شود که تمام ارکان جامعه در آن سهیم می باشند و پلیس به عنوان تنها عامل نظم و امنیت تلقی نمی شود. به عبارتی پلیس نه می خواهد و نه می تواند که به تنهایی نظم و امنیت را در جامعه برقرار نماید و برای استقرار امنیت در جامعه نیاز به کمک و حمایت شهروندان دارد. پلیس جامعه محور از یک طرف تعاملات خود را با ارکان جامعه جهت افزایش خدمتگذاری خود توسعه می دهد و از طرف دیگر توسعه مشارکت عمومی در حوزه نظم و امنیت را می طلبد. به عبارتی پلیس را در جامعه باید به عنوان یک نیروی خدمتگذار واقعی دانست از آن جهت که پلیس در تعاملات مستقیم خود با مردم بخوبی نیازهای واقعی آنها را درک می کند و مناسب ترین خدمات را به آنها را ارائه می دهد. در این رویکرد کلیه آحاد جامعه در راستای مشارکت اجتماعی عملاً با سازمان پلیس در تولید نظم عمومی و برقراری امنیت اجتماعی همکاری می نمایند .

گفتار دوم: خصوصیات پلیس و جایگاه آن در جامعه
در این مبحث با بررسی مشخصه های پلیس امنیت محور به چگونگی ایفای وظایف آن در جامعه و در ابعاد مختلف می پردازیم تا نقش پلیس در یک رویکرد مشارکتی تبیین گردد .

گفتار سوم: اخلاق مداری پلیس :
توسعه قابل توجه فعالیت ها و وظایف پلیس و اهمیت آن در زندگی مردم و اقتدار قانونی آن در راستای تأمین و آسایش فردی و اجتماعی و عدالت موجب گردیده مأموریت و کار پلیس و رفتار آنان مورد توجه ویژه مردم قرار گیرد. ماهیت وظایف پلیس و ارتباط تنگاتنگ آنها با مسائل خرد و کلان زندگی فردی و اجتماعی ، آنان را از دیگر کارگزاران اجتماع متمایز ساخته است مبارزه آنان با قانون شکنان و بزهکاران از یک سو ، و پناه و مأمن و ملجاء بودن پلیس در چشم مردم که نیازمند امنیت و آسایش می باشند و نیز قربانیان و بزه دیدگان از دیگر ابعاد گسترده مأموریت های پلیسی است . با توجه به اهمیت ویژه فعالیتهای پلیسی و نیازها و انتظارات اجتماع ، طبیعی است سازمان پلیس و مأموران آن از قابلیت های ممتاز و ویژه ایی در ابعاد مختلف اخلاقی و اقتصادی تخصصی برخوردار باشند تا شایستگی پاسخگویی به نیازهای مردم و اجتماع را در مقام عمل داشته باشند لذا در گزینش و استخدام افراد پلیس باید دقت کافی به
عمل آید تا نیروهای استخدامی واجد شرایطی از جمله اصالت خانوادگی،تقوی و پاکدامنی و وضعیت جسمانی مناسب ، برخورداری از ذکاوت و هوشمندی ، تعادل روحی و روانی، برخورداری از انگیزه خدمت به مردم ، دارا بودن صبر وحوصله در رفتاربا مردم و . . . باشند تا افسران پلیس در ذهن شهروندان قهرمان مبارزه با بدی ها و پلیدی ها باشند و در عین اقتدار نماینده خوبی ها و مهربانی باشند .چنانچه موارد متعددی در نهج البلاغه وجوددارد که در آنها امیرالمومنین به کارگزاران خود توصیه می نماید تا با مردم مدارا نمایند و با آنها با فروتنی و گشاده رویی رفتار نمایند و از خشم و تندی و سخت گیری بی مورد بپرهیزند .24
بنابراین شاخصه ها و اصول نظامنامه اخلاقی پلیس باید جامع باشد تا بتواند در عمل موفق باشد و راهنمای افسران و کارکنان پلیس قرارگیرد و در نهایت رضایت شهروندان را تأمین نماید که رجوع به منابع معتبر دینی نیز می تواند یکی از عوامل مؤثر در این زمینه باشد تا شاخصه

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید