خود دارند به طور مختصر معرفي مي شود.

2-12 -1 الگوي بسيط يا تک ساخت
الگوي حکومتي بسيط و متمرکز از اروپا به ديگر نقاط جهان بويژه مستعمرات راه يافت. الگوي مثالي حکومت بسيط در جهان، دولت فرانسه است که زاييده سياست ناپلئون مي باشد. پيش از ناپلئون فرانسه دولتي نامتمرکز و غير بسيط داشت. ولي اوکوشيد با طرح سازمان سياسي- فضا وابستگي مکاني و محلي مردم فرانسه را به الگوي ناحيه اي گذشته قطع کرده قدرت را در پاريس متمرکزکند.در فرايند اين نقش آفريني تاريخي پاريس به عنوان هسته سياسي مظهر يکپارچگي ملي شهروندان فرانسوي سهم زيادي داشت. امروزه در نقشه سياسي جهان بيش از صد و پنجاه کشور حکومت و دولت بسيط دارند.(glassner، 1993، ص100، به نقل از حافظ نيا و کاوياني، 1383، ص26)
دولتهاي بسيط از حيث تمرکز گرايي در کنترل اقتدار سياسي به دو گروه تقسيم مي شوند:
1- بسيط متمرکز که نظام سياسي و اداري متمرکزي دارند و تصميمات سياسي و اداري در مرکز گرفته مي‎شود و سطوح پايين تر بيشتر نقش اجرايي دارند نظير ايران.
2- بسيط غير متمرکز که از نظر سياسي و قانوگذاري متمرکز، ولي از نظر اداري و خدماتي غير متمرکزند و براي اداره امور بيشتر به دولتهاي محلي اصالت مي دهند، نظير ژاپن، فرانسه و اندونزي.ساير کشورهاي بسيط از نظر تمرکز سياسي و اداري در طيفي ميان دو وضعيت گفته شده قرار مي گيرند( همان، ص27).

2-12 -2 الگوي ترکيبي و فدرال
الگوي فدرال که به قول رابينسون به جغرافيايي ترين الگوي حکومتي معروف است. راه حل سياسي مناسبي براي اداره سرزمينهايي است. که به وسيله گروههاي مختلف (زباني، مذهبي، قومي و فرهنگي) مسکون شده و تفاوتهاي ناحيه اي تظاهر يافته است (ميرحيدر، 1381، ص153).
الگوي فدرال از به هم پيوستن جماعات انساني و واحدهاي سياسي متمايزپديد مي آيد که تصميم مي گيرند سرنوشت خود را به هم پيوند داده و کشور بزرگتري با امکانات بيشتر به وجود آورند (حافظ نيا، 1381، ص422).

2-12-3 الگوي ناحيه اي
با توجه به کشش دو الگوي فدرال و بسيط به سمت عدم تمرکز و تمرکز خوآن فروراندو صاحبنظر اسپانيايي الگوي دولت ناحيه اي را به عنوان نظام تعديل کننده پيشنهاد کرده است. در اين الگو دولت بسيط بخشي از قدرت سياسي را به نواحي داخلي که از هويت قومي و فرهنگي برخوردارند واگذار مي کند. بهترين شکل دولت ناحيه اي در حال حاضر انگلستان است. دولت مرکزي معمولا بر اساس خواست مسالمت آميز يا قهري اينگونه مناطق جغرافيايي در پيکره کشور به آنها خود مختاري مي دهد. نظير عراق، اسپانيا، آذربايجان، روسيه و غيره (حافظ نيا و کاوياني، 1383، ص31).

2-13 تمرکز و عدم تمرکز در نظام سياسي
تمرکز و عدم تمرکز در رابطه مستقيم با مفهوم توزيع فضايي قدرت سياسي و برخورداري نواحي و مکانهاي جغرافيايي از اقتدار تصميم گيري قرار دارد.توزيع فضايي قدرت سياسي عبارت است از پخش قدرت متمرکز سياسي در پهنه سرزمين و برخوردار کردن نهادها و سازمانهاي مردمي و حکومتي محلي از اقتدار تصميم گيري و اجرا در امور مربوط به نحوي که متضمن وحدت و امنيت ملي و توسعه پايدار همه جانبه و پويا در سطوح ملي، منطقه اي و محلي باشد. قدرت سياسي متمرکز مي تواند در دو بعد توزيع شود.
1- بعد فضايي که بيشتر بر نقش مردم و سکنه مکانها و نواحي جغرافيايي تاکيد مي کند.
2- بعد ساختي که در آن قدرت سياسي و اقتدار تصميم گيري در سطوح مختلف ارکان حکومتي انتشار مي يابد و بر بعد دولتي و حکومتي تاکيد مي کندواقع حکومت اقتدار سياسي خود را بيشتر به نهاد ها و رده‎هاي سازماني مربوط به خود تفويض مي کند.
تمرکز عبارت است از نظام و شيوه اي که در آن تصميمات در زمينه کليه امور عمومي (ملي و محلي) به وسيله مرکز سياسي و اداري واحدي که معمولا در پايتخت مملکت (مرکز) قرار دارد اتخاذ و اجرا مي شود. در اين حالت قدرت و اختيار اداره و اجراي امور نيز کلا در سازمانهاي مرکزي تجمع مي يابد. برعکس عدم تمرکز عبارت است از نظام و شيوه اي که امور عمومي و ملي از سوي سازمانهاي اداري و سياسي مرکزي و امور محلي از سوي سازمانهاي محلي که درمراکز جمعيتي وسطوح مختلف تقسيمات کشوري استقرار دارند انجام مي شود. در اين نظام قدرت مرکزي قسمتي از اختيارات خود را به صراحت قانون اساسي يا قوانين عادي به مقامات و سازمانهاي واجد شرايط محلي واگذار مي کند(طاهري، 1375، ص100).

2-14دولت و حکومت محلي
دولت و حکومت محلي به لحاظ مفهومي سازه سياسي اداري است که در نتيجه فرايند توزيع فضايي قدرت سياسي به وسيله حکومت مرکزي پديد مي آيد . به عبارتي فرايندي است که موجب مي شود تصميم گيري، اجرا و نظارت درباره امور محلي در چهارچوب سياستهاي کلي حکومت مرکزي به نهاد ها و سازمانهاي مردمي نظير شوراها، انجمنها، نهادهاي مدني، نهادهاي داوري و ريش سفيدي) و نيز مقامات و نهادهاي حکومتي محلي (نظير فرمانداري، بخشداري و ادارات دولتي) واگذار شود (نبوي، 1356، ص29 به نقل ازحافظ نيا و کاوياني، 1383، ص 37)

3-1- ويژگي هاي طبيعي
3-1-1- موقعيت جغرافيايي
شهرستان بندرانزلي در حاشيه درياي خزر ودر شمال استان گيلان در بين مدار 37 درجه و 23 دقيقه تا 37 درجه و 34 دقيقه عرض شمالي و مابين نصف النهار 49 درجه و 11 دقيقه تا 49 درجه و 32 دقيقه طول شرقي واقع شده است. ارتفاع از سطح دريا 26- متر مي باشد (مختصات جغرافيايي استان گيلان، 1378، ص 24). مساحت شهرستان معادل 9/308 کيلومتر مربع 1/2 درصد از سطح استان را در بر مي گيرد (آمارنامه استان گيلان، 1379، ص 51). بندر انزلي از سمت شمال به درياي خزر، از سمت شرق به شهرستان رشت، از سمت غرب به شهرستان رضوانشهر و از سمت جنوب به شهرستان صومعه سرا محدود مي شود. شهرستان بندر انزلي براساس آخرين تقسيمات کشوري داراي يک بخش (بخش مرکزي) به طول جغرافيايي 49 درجه و 39 دقيقه و عرض جغرافيايي 37 درجه و 35 دقيقه و دو دهستان (ليجارکي حسن‎رود و دهستان چهارفريضه) با 28 روستا مي باشد که همگي داراي سکنه و با شکلي خطي با يکديگر در ارتباط هستند. (جدول 3-1) (جدول 3-2) شهر بندرانزلي تنها شهر اين شهرستان است که در مرکز شهرستان به صورت يک جزيره درآمده است، بدين گونه که از شمال به درياي خزر و از جنوب به مرداب محدود شده و حالت جزيره اي به خود گرفته است (نقشه 3-1).

جدول3-1- تقسيمات سياسي شهرستان بندرانزلي
شهرستان
مساحت
بخش
مساحت
دهستان
تعداد آبادي
بندر انزلي

318/299
مرکزي
318/299
لبجارکي
7

چهار فريضه
21
مأخذ: معاونت برنامه ريزي و استانداري گيلان 1390

نقشه 3-1 موقعيت محدوده مورد مطالعه

3-1-2- زمين شناسي بندرانزلي
در تقسيمات ساختار زمين شناسي ايران بخش شمالي کوه هاي البرز را با نام منطقه گرگان- رشت مشخص مي کنند. بخش ساحلي آن را به نام دشت ساحلي خزر مي گويند که از گرگان تا آستارا و در بالاي کوه‎هاي خزر قرار دارد. بخش غربي آن را دشت ساحلي گيلان تشکيل مي دهد که وسعتي معادل 2200 کيلومتر داشته و ازآستارا تا جنوب غربي رودسر گسترده شده است ولي پهناي آن متغير و حداکثر پهناي آن از بندر کياشهر تا انزلي مي باشد. شهر انزلي بر روي همين دشت هاي ساحلي قرار داشته و نسبت به نزديکترين ارتفاعات موجود در جنوب آن حدود 37 کيلومتر فاصله دارد، اين همان ارتفاعي است که در افق دوردست انزلي ديده مي شود (طويلي، 1370، ص 150).

نقشه 3-2 نقشه زمين شناسي انزلي

3-1-3- توپوگرافي
شهرستان بندرانزلي به دليل جلگه اي و ساحلي بودن آن فاقد نقاط ارتفاعي و به عبارتي در ارتفاع 23- متر از سطح آب هاي آزاد واقع شده است و در پايين ترين نقطه استان گيلان قرار دارد و از مهم ترين ويژگي‎هاي آن مي توان به وجود مرداب در قسمت مرکزي و درياي خزر در شمال اين شهر اشاره نمود. اين شهرستان در منطقه اي واقع شده است که سه چهارم آن را آب مرداب انزلي و دريا فرا گرفته است و يکي از مشخصات مهم توپوگرافي اين منطقه فاصله نسبتاً زياد آن با سرچشمه رودهاست.
بطور کلي شهرستان بندرانزلي از لحاظ توپوگرافي از دو قسمت تشکيل شده است:
نوار ساحلي: محدوده باريکي در قسمت شمالي شهرستان که در جنوب درياي خزر واقع شده است را شامل مي شود که به صورت نواري باريک در امتداد ساحل قرار دارد.
نواحي جلگه اي: اين نواحي از انتهاي محدوده ي نوار ساحلي تا کوهپاي البرز را شامل مي شود و وسعت بسيار کمي دارد و مستقيماً تحت تاثير آبرفت هاي تعداد زيادي از رودخانه هاي ساحلي با خصوصيات سيلابي قرار مي گيرد. بيشتر رودخانه هاي چهارفريضه در اين ناحيه قرار گرفته است(سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح، 1383).

3-1-4- اقليم
اقليم شناسي را مي توان هواشناسي دراز مدت در مقياس بزرگ ناميد. اصلاح هوا، شرايط جوي موجود در زمان معين و محدود را مشخص مي کند. هوا برآيند عملکرد فرآيندهاي متعدد و تغييرات حاصل در عوامل کنترل کننده جو است. در نهايت آب و هوا (اقليم) را مي توان غالب در يک محل در درازمدت بيان کرد (عليجاني، 1383، ص 5).
هواي آلوده شهرهاي جامعه صنعتي به ويژه در فصل تابستان جمعيت جمعيت شهر را به فرار و گريز از شهر وادار مي کند و به موازات استحکام زير بناي اقتصادي خانواده ها و به تبعيت از شرايط آب و هوايي انجام مي گيرد (گلدوست، 1386، ص 56)
شرايط آب و هوايي از مهم ترين ويژگي هاي جذب گردشگر مي باشد. شهرستان بندر انزلي داراي آب و هواي مديترانه اي از نوع معتدل و مرطوب مي باشد. از جمله ويژگي هاي اين اقليم، رطوبت زياد هوا و اعتدال درجه حرارت آن است. دماي هوا در روزهاي تابستان معمولاً بين 25 تا 30 درجه سانتي گراد و شب‎ها بين 20 تا 22 درجه سانتي گراد و در زمستان بالاي صفر است. در اين منطقه بارندگي بسيار زياد و در تابستان به صورت رگبار است (کسمايي، 1387، ص 85).
گرماي بهار و تابستان و اوايل پائيز باعث تبخير رطوبت مناطق جنگلي و ساحلي که داراي رودهاي فراوان و آب هاي راکد است مي گردد. اين تبخير سبب مي شود تا جرياني دائمي از بخارات موجود در هوا از طرف دريا به سوي کوه و بالعکس برقرار گردد(طويلي، 1383، ص526). با توجه به موارد ذکر شده در بندرانزلي برخورداري از اقليم معتدل در تمام فصول سال از جمله موارد ايجاد انگيزه براي جذب توريسم است.

3-1-4-1- درجه حرارت
درجه حرارت و دما خود معلول زاويه تابش خورشيد هستند، و از عناصر جوي مي باشند که تأثير بسزايي در مسائل گوناگون زندگي انسان دارند(زمرديان، 1378، ص132). تير ماه پرآفتاب ترين ماه سال کشور به شمار مي رود و تنها در انزلي و بابلسر”سواحل درياي خزر” و شيراز است که جمع ساعات آفتاب خرداد بيشتر از تير ماه ثبت شده است، جمع سالانه در بندرانزلي 1799 ساعت مي باشد(طويلي، 1383، ص527).
دما عبارت است از اندازه گيري انرژي گرمايي که در خاک و هوا قابل سنجنش مي باشد (جعفرپور، 1371، ص 33). در مطالعه ي دماي هوا پارامترهايي همچون متوسط حداکثر دما، متوسط حداقل دما و متوسط دماي ماهانه و سالانه در ايستگاه انزلي را مورد بررسي قرار داديم. در اين راستا آمار به صورت جدول و نمودار ارائه گرديده است. در شهر بندرانزلي متوسط سالانه دما در سالهاي 2004- 1985، 1/16 درجه سانتي گراد بوده و متوسط حداکثر دما در طي اين چند سال 2/19 درجه سانتي گراد و متوسط حداقل دماي سالانه 9/12 درجه سانتي گراد بوده است. گرمترين ماه سال جولاي با 9/25 درجه سانتي گراد مي‎باشد و دما از 28 درجه سانتي گراد بالاتر نمي رود و سردترين ماه سال فوريه با 8/6 درجه سانتي گراد مي باشد و به يخبندان نمي رسد (اداره هواشناسي شهر

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید