گيري چند معياره مجموعه‌اي از روش‌هاي تحليلي است که به تصميم‌ گيرندگان در حل مسايل پيچيده و داراي ساختار ضعيف يا ناقص کمک مي‌کنند و از دانش تصميم‌ گيرندگان و معيارهاي موثر در حل مسايل استفاده مي‌کنند (محمدي، 1386).
در تعريف فوق منظور از گزينه‌ها متغيرهايي هستند که در فرآيند تصميم‌ گيري مورد ارزيابي قرار گرفته ميزان مناسبت هر يک محاسبه مي‌شود. اين ارزيابي با توجه به معيارهايي که اساس تصميم ‌گيري هستند، صورت مي‌گيرد. معيارهاي تصميم‌ گيري غالباً ماهيت‌هاي متفاوت و يا متضادي دارند. براي نمونه کيفيت ماهيت کيفي و هزينه ماهيت کمي دارد. در عين حال با هم در تضاد نيز هستند، زيرا با افزايش کيفيت معمولاً هزينه بالا مي‌رود. منظور از مسايل با ساختار ضعيف يا ناقص مسايلي هستند که چون تمام جوانب آن‌ها قابل اندازه‌گيري نيست و به خوبي تعريف نشده اند (Malczewski, 1999).

1-21- طبقه بندي‌هاي صورت گرفته در تصميم گيري‌هاي چند معياره
تصميم ‌گيري‌هاي چند معياره به روش‌هاي مختلفي و بر اساس معيارهاي متفاوتي طبقه بندي شده‌اند. دليل اصلي اين تقسيمات تفاوت روش‌هاي محاسباتي مربوط به هر يک از طبقه بندي‌هاي با ساير روش‌هاست که به يافتن روش مورد نياز هر مساله کمک فراواني مي‌نمايد. عمده‌ترين تقسيم بندي‌ها به صورت زير است:

1-22- طبقه بندي بر اساس معيارها
معيارهاي تصميم‌ گيري به دو نوع شاخص و هدف تقسيم مي‌شوند. بر اين اساس تصميم‌ گيريهاي چند معياره به دو شاخه اصلي تصميم‌ گيري‌هاي چند شاخصه با هدف انتخاب بهترين گزينه از ميان مجموعه محدودي از گزينه‌ها، و تصميم‌ گيريهاي چندهدفه با هدف طراحي و تعيين مناسب ‌ترين راه حل براي مساله تقسيم مي‌شود. تصميم‌ گيري‌هاي چند شاخصه مسايلي را حل مي‌کنند که در آن‌ها فضاي تصميم‌ گيري گسسته و تعداد گزينه‌ها محدود است. در حالي که تصميم‌ گيري‌هاي چند هدفه مساله را در فضاي پيوسته و با طراحي بهترين گزينه حل مي‌کنند (Janko and Bernroider, 2005).

1-23- طبقه بندي بر اساس تعداد افراد دخيل در فرآيند تصميم‌ گيري
اين طبقه شامل تصميم‌ گيريهاي فردي و گروهي مي‌شود (مهدي پور، 1386). اگر ساختار ترجيحي واحد مبتني بر هدف عالي يگانه‌اي مورد نظر باشد، از اين نوع مساله صرف‌ نظر از تعداد تصميم‌ گيراني که در عمل وجود دارند تحت عنوان تصميم ‌گيري فردي ياد مي‌شود. از طرف ديگر اگر در مساله‌اي تفکيک افراد (گروه‌هاي ذينفع) بر پايه ساختارهاي ترجيحي مبتني بر هدف عالي متفاوتي صورت گرفته باشد، آنگاه آن مساله صورت تصميم‌ گيري گروهي به خود مي‌گيرد. تقسيم فرعي مسايل تصميم‌ گيري به تصميم‌ گيري فردي و گروهي با هر دو نوع تصميم‌ گيري مطرح شده اعم از تصميم‌ گيري‌هاي چند شاخصه و تصميم‌ گيري‌هاي چند هدفه به کار گرفته مي‌شود (مالچسفکي، 1385).

1-24- طبقه بندي بر اساس شرايط حاکم بر فرآيند تصميم‌ گيري
اين طبقه بندي شامل تصميم‌ گيري تحت شرايط اطمينان و شرايط عدم اطميناني است. نا اطميناني‌ها از دو منبع اصلي سرچشمه مي‌گيرند. منبع اول محدوديت اطلاعات در مورد شرايط تصميم‌ گيري است و منبع دوم ابهامي است که در بيان معاني رويدادها يا خود عبارت وجود دارد (Malczewski, 1999).

1-25- عناصر تصميم ‌گيري‌هاي چند معياره
– هدف يا مجموعه اهدافي که تصميم ‌گيرنده در تلاش است به آن برسد.
– تصميم‌ گيرنده يا تصميم‌ گيرندگان (به همراه اولويت‌هاي آنان) که درگير فرآيند تصميم‌ گيري هستند.
– مجموعه‌اي از معيارهاي ارزيابي تصميم‌ گيرندگان بر پايه گزينه‌هاي موجود در حيطه موضوع.
– مجموعه گزينه‌ها که همان متغيرهاي تصميم‌ گيري هستند.
– مجموعه متغيرهاي غيرقابل کنترل که ناشي از طبيعت محيط تصميم‌ گيري هستند و فرد تقريباً هيچ قدرتي در تغيير آن‌ها ندارد (مانند شرايط اقليمي).
– مجموعه خروجي‌ها (محمدي، 1386).

1-26- تحليل‌هاي تصميم ‌گيري چند معياره مکاني
تحليل‌هاي تصميم‌ گيري چند معياره مکاني داده‌هاي مکاني و غير مکاني را تلفيق و وارد فرآيند تصميم‌ گيري مي‌نمايند. در اين فرآيند رابطه‌اي بين نقشه‌هاي ورودي و خروجي تعريف مي‌شود و طي آن داده مکاني و اولويت‌هاي فکري تصميم‌ گيرندگان بکار گرفته شده، و بر اساس قوانين تصميم‌ گيري پردازش مي‌شوند (Malczewski, 1999).
تحليل تصميم‌ گيري چند معياره مجموعه‌اي از روش‌هاي تحليلي است که به تصميم‌ گيران در حل مسايل پيچيده و داراي ساختار ضعيف و ناقص کمک مي‌کند و از دانش تصميم‌ گيران و معيارهاي موثر در حل اين مسايل استفاده مي‌کند (مالچسفکي، 1385). در واقع مي‌توان گفت تصميم‌ گيري چند معياره راهي براي برخورد با مشکلات پيچيده، از طريق شکستن مشکل مورد نظر به اجزاي کوچک‌ تر است. بعد از سنجش ملاحضات و تصميم‌ گيري در مورد اجزاي کوچک‌تر اين اجزا مجدداً گردآوري شده و تمايلات کلي تصميم‌ گيران را نشان مي‌دهد (Linkov et al., 2006).
چارچوب تصميم‌ گيري چند معياره مکاني از سه فاز هوشمندي، طراحي و انتخاب تشکيل يافته است. هدف فاز هوشمندي توضيح و فهم رفتار سيستم و سنجيدن وضعيت فعلي است. هدف فاز طراحي فرموله نمودن اهداف و مدل است و در نهايت فاز انتخاب که شامل توليد گزينه‌ها، بررسي تأثير آن‌ها، ارزيابي و تصميم‌ گيري و نمايش نتايج است (Prakash, 2003).

1-27- روش‌هاي تصميم‌ گيري‌هاي چند معياره
نحوه بکار گيري معيارهاي کمي و کيفي و ماهيت متضاد آن‌
ها مشکل اصلي تصميم‌ گيري‌هاي چند معياره است. منشا عمده مشکلات زير عبارتست از الف) فقدان استاندارد اندازه ‌گيري معيارهاي کيفي و ب) فقدان واحد تبديل معيارهاي کمي و کيفي به يکديگر.
دليل عمده توسعه روش‌هاي گوناگون تصميم‌ گيري نيز رفع همين دو معضل در فرآيند تصميم‌ گيري است. مجموعه روش‌هاي متفاوتي با قوانين و اصول خاص طراحي شده‌اند. ولي همه اين روش‌ها قابليت تبديل نظرات و اولويت‌هاي افراد به بردارهاي عددي اولويت گزينه‌ها يا وزن پيراسنجه‌ها را دارند (قدسي پور، 1384).

1-28- انواع روش‌هاي تصميم‌ گيري چند شاخصه
دو دسته کلي از روش‌هاي مختلف براي حل مسايل تصميم‌ گيري چند شاخصه در ادبيات موضوع مطرح شده‌اند.
– روش‌هاي منشعب از مدل غيرجبراني5: مدل غيرجبراني شامل روش‌هايي است که در آن‌ها مبادله بين شاخص‌ها مجاز نمي‌باشد. يعني نقطه ضعف موجود در يک شاخص توسط مزيت موجود از شاخص ديگر جبران نمي‌گردد. مزيت روش‌هاي متعلق به اين مدل نيز سادگي آن‌هاست که با رفتار تصميم ‌گيرنده و محدود بودن اطلاعات او مطابقت دارد. در برخي از اين روش‌ها ممکن است حتي نيازي به کسب اطلاعات از تصميم گيرنده نباشد.
– روش‌هاي منشعب از مدل جبراني6: در مقابل، مدل جبراني مشتمل بر روش‌هايي است که اجازه مبادله در بين شاخص‌ها در آن‌ها مجاز است؛ يعني به طور مثال تغييري حتي کوچک) در يک شاخص مي‌تواند توسط تغييري مخالف در شاخص (يا شاخص‌هاي ديگر جبران شود (اصغر پور، 1381).

1-29- تحليل تصميم‌ گيري چند معياره
تحليل تصميم ‌گيري چند معياره يکي از انواع روش‌هاي رايج مي‌باشد که به وسيله سيستم پشتيبان تصميم‌ گيري (DSS) به منظور سنجش مسيرهاي متفاوت در اجراي يک عمل بر اساس عوامل متعدد و همچنين مشخص کردن بهترين مسير پياده‌ سازي و اجراء مي‌شود (Miller, 2004). به عبارت ديگر MCDA مجموعه‌اي از روش‌هاي تحليلي است که به تصميم‌ گيرنده در حل مسايل پيچيده و داراي ساختار ضعيف و ناقص کمک مي‌کند (مالچسفکي، 1385) و اين کار با تقسيم مساله به قطعه‌هاي کوچک‌تر و ارزيابي هر قطعه به صورت جدا و سپس ترکيب اين قطعات براي رسيدن به يک ارزيابي کلي انجام مي‌شود. در حقيقت هدف MCDA دادن خدمات در تصميم‌ گيري است نه اتخاذ تصميم (حسين پور،1385). اولين شرح کامل از MCDA در سال 1976 توسط کني7 و ريفا 8 ارايه شد (Lahdelma et al., 2000).

1-30- تصميم‌ گيري چند معياره
با توجه به ماهيت مساله مکان‌يابي ، معيارها و شاخص‌هاي کيفي فراواني وجود دارند که به وسيله روابط رياضي قابل بيان نيستند و استفاده از روش‌هاي (مدل‌ها) تصميم‌ گيري چند معياره ، ما را قادر به تحليل ساده‌تر اين شاخص‌ها خواهد کرد. در واقع به منظور در نظرگرفتن تمام معيارها که ويژگي‌هاي متفاوتي دارند و گاه متضاد، از روش تصميم‌ گيري چند معياره استفاده مي‌کنيم. روش‌هاي MCDM از دهه 1980 به بعد کاربرد وسيعي در زمينه‌هاي مختلف مهندسي و مديريت داشته‌اند (خلقي، 1381).
در مطالعه‌اي که براي زندگي گياهي مطابق سناريوهاي مديريتي بر اساس MCDM انجام دادند به اين نتيجه رسيدند که اين روش به عنوان يک ابزار توانمند و با ارزش به منظور نشان دادن سيستم تالاب به صورت يک سيستم يک‌پارچه و نيز ترکيب کردن خروجي‌هاي مدل‌ها و آزمون و خطا به عنوان امري ضروري در تصميم‌ گيري کاربرد دارد (Sadoddin et al., 2010).
ريستُ9 و همکاران (2000)، استفاده از MCDM را به علت سهولت در کاربرد و شفاف‌ سازي براي صاحبان ذينفع به‌عنوان ابزاري مفيد و مناسب براي برنامه ‌ريزي‌هاي مديريتي و محيطي، بيان مي‌کنند (LEE, 2001).

1-31- کاربرد سامانه اطلاعات جغرافيايي در مکان‌يابي شهرک‌هاي صنعتي
اين سامانه به واسطه برخورداري از ويژگي‌هاي منحصر به فرد نظير امکان پردازش دقيق، سريع و مطمئن داده‌هاي مکاني و اطلاعات توصيفي منتسب به آن‌ها از يک سو و توجه روز افزون صنعت کشور و نهادهاي دست اندرکار تصميم‌ گيري به ابزاري قابل اعتماد جهت حمايت از تصميمات مکان مرجع از سوي ديگر موجب گرديده اين سامانه به سرعت جايگاه بسزايي را در ميان سامانه‌هاي مديريت و حمايت از تصميم‌ گيري به خود اختصاص دهد. اين سامانه با گرد همآوردن مجموعه‌اي از سخت‌ افزار، نرم‌ افزار، نيروي متخصص و داده‌هاي مکان مرجع که قابليت‌هاي جمع ‌آوري، ذخيره‌ سازي، نگهداري، بازيابي، پردازش، مدل سازي و نمايش اطلاعات مکاني و توصيفي را دارند، تامين کننده نيازهاي کاربران در هر سطح به ويژه در سطوح کلان در راستاي کمک به تصميم‌ گيري بهينه مي‌باشد (صمدزادگان، 1385).

1-32- روش‌هاي استاندارد سازي
عوامل مورد استفاده در ارزيابي چند معياره غالباً ماهيت متفاوتي دارند.بنابراين معيارهاي اندازه‌گيري آن‌ها با يکديگر متفاوت خواهد بود. براي استفاده موثر از کليه عوامل در پردازش، ايجاد ارتباط بين آن‌ها، مکان‌يابي و تناسب اراضي روش‌هاي مربوط به ماتريس ارزيابي بايستي تحت قاعده خاصي عددي شود. اين عمليات را استاندارد کردن داده مي‌گويند. مهم‌ترين روش‌هاي استاندارد سازي روش بولين و روش فازي مي‌باشد (Charnpratheep et al., 1997).

1-33- منطق بولين
منطق عملي است که در بر گيرنده‌ي اصول و روش‌هاي چگونه انديشيدن، استدلال و استنتاج است. به ديگر سخن منطق ابزاري است تا درست و نادرست بودن استدلال و استنتاج‌هاي بشري را مشخص سازد. ديرينه ‌ترين اصول منطق، مربوط به دوران ارسطو هستند که به نام منطق کلاسيک يا منطق دوارزشي معرو
ف مي‌باشند. اين منطق تنها با مفاهيم و استدلال‌هاي دقيق و سخت سر و کار دارد. اين در حالي است که بسياري از مفاهيم و در نتيجه، استدلال‌ها و استنتاج‌هاي بشري ماهيتي نادقيق دارند و به سختي مي‌توان آن‌ها را در چارچوب اصول و روش‌هاي منطق کلاسيک مدل سازي کرد (محمدي، 1386).
در منطق بولين، عضويت يک عنصر در يک مجموعه به صورت صفر (عدم عضويت) و يک (عضويت) بيان مي‌شود. به منظور استفاده از مدل بولين در مکان‌يابي ابتدا به ازاي هر عامل يک نقشه ورودي به صورت باينري بر اساس ضوابط تهيه مي‌شود. به اين صورت که مقدار يک در هر واحد پيکسلي از يک نقشه ورودي نشان دهنده مناسب بودن و مقدار صفر نشان دهنده نامناسب بودن موقعيت مکاني آن پيکسل جهت فعاليت مورد نظر با توجه به مفهوم آن نقشه (عامل) مي‌باشد. سپس نقشه‌هاي ورودي با استفاده از عملگرهاي AND و يا OR با يکديگر تلفيق مي‌شوند و يک نقشه خروجي باينري به وجود مي‌آورند. اگر تلفيق نقشه‌ها با استفاده از عملگر AND انجام گرفته باشد پيکسل‌هاي حاوي ارزش 1 در نقشه خروجي مکان‌هايي را نشان مي‌دهد که کليه معيارهاي مربوط به کاربرد مورد نظر را تامين مي‌نمايد. در صورتي که نقشه‌هاي ورودي با استفاده از عملگر OR ترکيب شوند پيکسل‌هاي حاوي ارزش 1 در نقشه خروجي مکان‌هايي را مشخص مي‌کند که يک يا چند معيار در آن‌ها صدق مي‌کند. ويژگي‌هاي اين مدل عبارتند از:
– کليه عوامل ورودي داراي ارزش يکساني مي‌باشند. در عمل به طور معمول مناسب نيست که براي کليه معيارهاي مکان‌يابي اهميت يکساني قايل شد. وزن عوامل بايستي با توجه به اهميت نسبي آن‌ها تعيين گردد.
– واحدهاي مکاني موجود در هر نقشه عامل که داراي ارزش‌هاي مختلفي از لحاظ آن عامل هستند در يکي از دو طبقه صفر و يک قرار مي‌گيرند.
– در نقشه خروجي نمي‌توان مناطق انتخاب شده را بر اساس ميزان مناسبت آن‌ها براي فعاليت مورد نظر اولويت ‌بندي نمود. به عبارتي در اين مدل مناطق منتخب نيز داراي ارزش يکساني هستند (بهشتي فر و همکاران، 1389).
مدل بولين به دليل سهولت و سرعت اجرايان و نيز به دليل تطابق مفهومي آن با نقشه‌هاي مربوط به عوامل محدود کننده بهترين مدل جهت تلفيق اين نقشه‌هاست. در اين نقشه‌ها هدف حذف کامل مناطق محدوديت ‌دار مي‌باشد. بنابراين، توجه به مقدار وزني يک عامل يا کلاس خاصي از يک عامل ضرورتي ندارد. در نقشه خروجي نيز نيازي به درجه ‌بندي مناطق نيست. به همين دليل اين مدل نه تنها کافي و مناسب بلکه ايده آل براي تلفيق اين گونه نقشه‌ها مي‌باشد (بهشتي فر و همکاران، 1389).
1-34- منطق فازي
منطق فازي ابزاري مناسب جهت نظم بخشيدن به افکار بشري، در مواقعي که با موضوعات نادقيق سر و کار دارد. پردازش مفاهيم نادقيق و استدلال‌هاي تقريبي را مي‌توان با استفاده از منطق فازي به گونه‌اي منطبق با واقعيت جهت توصيف استدلال‌هاي انساني به کار گرفت (محمدي، 1386). بر اساس نظريه فازي عضويت اعضا در مجموعه ممکن است به طور کامل نبوده و هر عضوي داراي عضويت از صفر تا يک باشد و بر خلاف منطق بولين در منطق فازي هيچ قطعيتي وجود ندارد که به توان بر اساس آن يک ناحيه را کاملاً مناسب يا نامناسب دانست. بدين معنا که هر ناحيه بسته به ميزاني که معيار تحت بررسي را رعايت مي‌نمايد داراي مقدار عضويتي است که نماينگر ميزان مرغوبيت آن زمين است. در عين حال عمليات ادغام نمودن در منطق فازي يک بيان مفهومي را از ميزان مطلوبيت کلي گزينه‌ها بيان مي‌دارد (خراساني و همکاران، 1383).


دیدگاهتان را بنویسید