یکدیگر موجب گشته‌ است تا کالیگرافی به مثابه ی یک ابزار بیان فردی امکانات‌ بسیاری داشته و کاتبان ذن از آن به شیواترین وجه سود برند(تصویر1-12). از آن‌جا که کار با قلم‌مو بیان‌ شخصیت فردی به حساب می‌آید، نگارش و نقاشی‌ خالص و با وجود، امتیاز مسلّم نخستین استادان ذن‌ است. از زمان ریختن آب روی سنگ مرکب‌ سازی تا فراهم آمدن مرکب، این فرصت برای کاتب ذن فراهم‌ می‌آید تا تمرکز نماید و به هنگام حرکت قلم‌مو روی‌ کاغذ به صورت آزاد و راحت عمل نماید. قلم‌موی نرم‌ کالیگرافی،که میان بند انگشتان قرار می‌گیرد، به راحتی‌ پاسخ گوی حرکات بند انگشتان، مچ دست، آرنج و کتف قرار می‌گیرد.68 و این گونه می تواند بلغزد، بر خود بپیچد، برخیزد و خط را به گونه ای همراه خود در هوا بچرخاند؛ قلم مو انعطاف نفسانی و لغزندگی دست را دارد. از آنجایی که در این فرآیند خطوط فی البداهه69 کشیده می شوند، اصلاح، دوباره‌کاری و تجدید نظر میسر نیست. رولان بارت این نکته را این گونه بیان می کند: «در شرق، آنجا که آینه ها تهی هستند، چه نیازی می توان به پاکن ها وجود داشته باشد.» چرا که «در نوشتار فی البداهه طرح و افسون، خود حرکت و اصلاح آن حرکت نا ممکن است. زیرا خط با آزاد شدن از تصویر ممتازی که تصویرگر می خواهد از خود عرضه کند، چیزی را بیان نمی کند، بلکه تنها، چیزی را در هستی نگه می دارد.» 70 بازنویسی خط نیز نا ممکن است، حتی اگر شبحی از آن بر صفحه وجود داشته باشد. نوشتار اغلب بر نوعی خلأ رسم می شود؛ کاغذ هایی با هزاران بافت گوناگون؛ اکثر آنها در تار و پود خود، دانه های آسیا شده، کاه های روشن و شاخه های شکسته شده دارند که نشانی ازطبیعت و منشع گیاهی آنهاست.
با رواج هایگا71، یا هنر مصور سازی هایکو، آثار بسیاری از تلفیق موزون خط و نقاشی خلق شدند و خوشنویسی هم پایه تصویرگری، در هنرهای تجسمی ژاپن جا باز کرد. خوشنویسان اشعار هایکو، برای تجلی احساس نهفته در ادبیات و کلمات هر یک را بارها و بارها نوشتند. تمرکز برای نوشتن کلید واژگان کانجی با مفاهیمی چون: عشق، طبیعت، وفا، طریقت و… جدا از جنبه های هنری، به شیوه ای از سیر و سلوک بدل شد. بعضی خطاطان تمام عمر هنری خویش را صرف ممارست در نوشتن چند کلید واژه کردند و شیوه های متنوع و بسیار شخصی در خوشنویسی پدید آمد. شیوه های که با گذشت قرن ها، ورود تکنولوژی و حتی تغییرات سیستم نگارشی، در هنر ژاپن، نهادینه شده است72(تصویر1-13). امروزه نیز در ژاپن خوشنویسی وسیله ای است برای تمرین تربیت روانی و از آنجا که بهانه ای است برای مراقبه و رسیدن به روشن شدگی، هنری مقدس و الهی به شمار می آید. بر همین اساس در خوشنویسی ژاپن شیوه های بسیار شخصی متنوعی پدید آمده است. شیوه هایی که در هنر این سرزمین تثبیت شده اند و امروزه نیز کاربرد دارند.
تعداد بسیار زیاد کاراکترهای کانجی73، و پیچیدگی هایی که برای ساختن کلمات جدید ایجاد می شد و مشکلاتی که در صرف و نحو افعال وجود داشت، باعث شد ژاپنی ها دو روش جدید هجانگار و مکمل کانجی را برای نوشتن ابداع کنند.74 در صد سال اخیر، یک سیستم نوشتاری تحت عنوان رومانجی75 نیز به این زبان اضافه شده که الفبای آن همان الفبای رمان یا زبان انگلیسی است. این سیستم یعنی نوشتن ژاپنی با حروف انگلیسی در موارد مانند تابلوهای راهنمای خیابان ها، دیکشنری ها و کتاب های آموزش زبان ژاپنی و حتی در بعضی آثار گرافیکی که ماهیت غربی دارند، مورد استفاده است.76
به طور سنتی ژاپنی ها در ستون های عمودی می نویسند و این ستون ها را از راست به چپ می خوانند؛ اما در دهه ی 1800 با تأثیر پذیری از شیوه نوشتار غربی، ژاپنی ها تمرین نوشتن به صورت افقی و از چپ به راست را آغاز کردند. امروزه آنان قادرند به صورت افقی نیز بخوانند و بنویسند و در رسانه ها و علایم هم می توان تلفیقی از هر دوی این شیوه ها را مشاهده کرد. اما این مسئله مشکلات بسیاری را برای مخاطبان ایجاد کرده است؛ زیرا خوانندگان نمی دانند که متن افقی پیش رویشان را باید همانند پیشینیانشان از راست به چپ بخوانند و یا همانند غربی ها از چپ به راست. بخشی از این مشکلات پس از جنگ جهانی دوم تحت تأثیر آمریکایی ها خاتمه یافت و دولت قانونی را پذیرفت که بر طبق آن نوشتار افقی باید از چپ به راست نوشته شود ولی با این وجود هنوز هم گاهی اوقات کتاب ها و مجلات گیج کننده هستند. به همین دلیل وقتی کتاب یا مجله جدیدی چاپ می شود، اغلب درمورد آن توضیح می دهند که به شیوه مطبوعات غربی گشوده می شود یا به شیوه مطبوعات ژاپنی.77
علاوه بر اینها از آنجا که حروف هیراگانا روان نوشته می شوند و حروف کاتاکانا زاویه دار هستند و کاراکترها ی کانجی هم علاوه بر تعداد بسیار زیادی که دارند، فرم های بسیار متفاوتی را شامل می شود، مشکلات فنی و پیچیدگی های کاربردی بسیاری برای طراحان گرافیک ژاپنی پدید آمده است ولی همین گوناگونی نظام های نوشتاری موجب شده که طراحان گرافیک این کشور در مواجه با مخاطبان و موضوعات متفاوت، برای خلق فضاهای مورد نظرشان آزادی عمل بیشتری داشته باشند و حتی گاهی به کمک این شیوه های نوشتاری در پیام رسانی به مخاطبان غیر ژاپنی هم موفق عمل کنند. به عنوان نمونه از پوستر درختان(تصویر14-1) اثر روئیشی یاماشیرو 78 می توان نام برد.
در کانجی«بعضی کلمات از تکرار یا کنار هم قرار دادن دو یا چند کاراکتر معنا پیدا می کنند: دو بار آوردن کانجی درخت در کنار هم، کلمه چوب، و سه بار آوردنش کلمه جنگل را می سازد.»79 بن
ابر این هنرمند از این ویژگی کانجی برای انتقال مفهوم مورد نظر خود استفاده کرده و با تکرار کانجی چوب، تصویری از درختان و کوهستانی برفی، با کارکرد فرازبانی خلق کرده است. «کارکرد فرازبانی به رمزی بر می گردد که پیام با آن بیان شده است. هدف این کارکرد روشن کردن معنای نشانه ایی است که امکان دارد گیرنده پیام آنها درک نکند.»80در این اثر نیز، تصویر و نوشتار به شکلی در آمیخته اند که بیننده غیر ژاپنی نیز ناخودآگاه کانجی ها را نمادی از درخت می بیند حال آن که از معنای حقیقی آن ها بی خبر است.
«ایکو تاناکا»81 هنرمندیست که برای تأکید بر هویت و اصالت فرهنگی ژاپن بارها از خوشنویسی سنتی این کشور ،استفاده کرده است که نمونه هایی از آثار او در تصویر مشهود است. او در طراحی این پوسترها بسیار هوشمندانه عناصر گذشته هنر ژاپن را با زبان گرافیک دنیای مدرن تلفیق کرده است(تصویر6-1).

1-5 ذن و تاثیر آن بر هنر ژاپن
امروزه، هم تأثيرات اديان الهي و هم غير الهي در هنر، مورد بحث قرار مي گيرد؛ چرا که از ديدگاه پژوهش گران معاصر، دين، مجموعه اي از اصول ثابت، احساسات و حرکات جمعي است که فرد را عميقا تحت تأثير قرار مي دهند و در کارهاي روزمره ي او، مخصوصا خلق اثر هنري، جلوه گر مي شوند.82 تاريخ به ما نشان داده است که ماندگارترين آثار و جلوه هاي هنرنمايي انسان و غني ترين نشانه ها و نمادهاي زيباشناختي، در دوره هايي حاصل آمده است که حس ديني و تجربه ي امر قدسي (رابطه با ماوراي طبيعت)، فضاي غالب بر جامعه بوده است. براي نمونه می توان تأثيرات آيين بودا بر جزاير ژاپن را مثال زد.
«اگر بدانیم که رنگ ها، صداها، امواج، اشیاء، طبیعت، جانداران و انسان ها، همه و همه جزء لاینفک از وجود ما هستند، آن زمان است که به حقیقت، وحدت و یگانگی رسیده ایم….انسان شرقی همواره در پی گمشده اش است و تا آن را نیابد آرام نمی گیرد، و در این میان طریقت چان دستاویزی است محکم، که رهروانش را به شناخت خود و جهان، زندگی پر از نشاط و بیداری، و در نهایت به روشنایی رهنمون می کند».83 آيين بودايي مذهبي بود كه در قرن ششم قبل از ميلاد توسط « بوداي روشنفكر» ايجاد شد. تأكيد بودا بر يك زندگي بسيار ساده و اصرارش بر همدردي با تمام موجودات زنده و فراموشي خويشتن بود. فرقه بودایی با انکار واقعیت های دنیای مادی و تأکید بر دنیای باطنی و همچنین انکار ارزش مناسک و مراسم دینی و بی اعتقادی به قرائت متون مذهبی در جستجوی پیگیر خود برای رسیدن به هستی مطلق در ژرفای قلب هر انسان، توانست در دوره حکومت سونگ جنوبی هنر چین را به رنگ خود در آورد.84 اصول طريقت «چان» که یکی از فرقه های وابسته به آیین بودا بود در چين پايه گذاري شد، و پس از گذشت قرن ها (اواخر قرن 12و 13 )به ژاپن رسيد و به «ذن» معروف شد. و در همین سرزمین به ویژه بین جنگ جویان سامورایی نفوذ بسیار یافت85. «واژه ی «چان» از ريشة «ديانا»ي سانسكريت مشتق شده است و به معناي “نگرش” و “درون نگري” است؛ و در اصل واژه اي است براي شهود لحظه اي حقيقت».86
بر طبق آموزه ی ذن، جستن بودا از طریق مناسک مذهبی و برگزاری تشریفات دینی، کاری عبث است و آنها را در ذات خود واجد ارزش نمی داند. «طبق کیش ذن، بودا اندیشه است و ورای گفتار یا نوشتار است. کسی نمی تواند ژرف ترین حقیقت را به واسطه ی سخن ادا کند یا آن را بنویسد. هر کس باید بودا را مطلقا در قلب خویش بجوید».87
این طریقت انسان را به سوي آزادي و رهايي از اسارت ها و يگانگي با خود و تمام هستي سوق مي دهد و او را به آرامش دروني و حقيقت مطلق رهنمون می کند. ذن بر اساس راه ميانه ی بودا طبيعت را باور دارد و جزء جزء آن را تجلي ذات حق مي داند. بنا بر تعالیم ذن، زندگي را بايد با الگوي طبيعت زيست: به سادگي طبيعت! ساده گرايي ذن، ساده زيستن به سان طبيعت و به معني رهايي از هر نوع تعلق است. روشي كه براي همه ميسّر است و با زندگي روزمره تناقضي ندارد. ساده گرايي ذن در عين حال كه بار معنايي و عرفاني دارد، روشي زاهدانه و انصاري نيست، از اين روي به سرعت در ميان عامه ژاپني ها راه باز مي كند و در عين حال از استقبال اشراف نيز برخوردار مي شود.88 این کیش از پیروان خود می خواهد از کمترین لفافه نازکی که ممکن است روح را آرام آرام تیره کند و نیز از کمترین رخوت به عادت، حذر کنند. بنابراین، هنر از نظر ذن باید عاری از طول و تفسیل و زینت باشد و به عوض آنکه به تفکر هنرمند میدانی آزاد عرضه و ذهن تماشاچی را آکنده کند، نوعی دیوار یا مانع جلوی او بالا می آورد. آیین ذن یک ایما و اشاره و یک حرکت سر و دست را کافی می داند. 89
در حقیقت این کیش، مفاهیم تائویی را که به طور ضمنی در بسیاری از نقاشی های دوره سونگ وجود دارد، ته رنگ خاصی بخشید.90 به نظر می رسد در این ایام نوعی ادغام یا پیوستگی میان تائوئیسم و ذن بودیسم به وجود آمده باشد. ارهات های ذن همتایانی تائویی به نام کوهنشینان دارند که به چنان درجه ای از وارستگی از عالم ماده می رسند که می توانند به میل خود در هوا معلق بمانند؛ درست مثل بودی درامه 91 بنیانگذار فرقه ذن، که غالبا او را چنان آرام بازنمایی کرده اند که می تواند با کمک یک نی اقیانوس را طی کند.92
در این دوره روحانیون و راهبان بودایی بیش از دیگر اقشار جامعه ی ژاپن با چین تماس داشتند و نخستین کسانی بودنند که با گرایش های جدید فرهنگی قاره آشنا می شدند؛ بدین جهت صومعه های بزرگ بیش از پیش به مخازن دانش و مراکز هنر خلاق بدل شدند. هنرمندان و ادیبان این دوره را عموما راه
بان و روحانیون (به خصوص راهبان ذن) تشکیل می دادند. بنابر این راهبان ذن به عنوان رسانه ای ادبی با هدف آموزش مفاهیم ذهنی آیین بودا، به تروج و رشد و تکامل نخستین شکل هنرهای خاص ژاپن کمک کردند.93 انديشه هاي راهبان ذن، تأثير به سزايي بر تمامي هنرهاي ژاپن گذاشت؛ به گونه اي كه اين هنرها وسيله اي شدند براي تفكر و مراقبه و هدايت آني که همان ساتوری94 نامیده می شود. « ساتوری تجربه ای است در ذن که در آن فرد به شکلی ناگهانی و نه به گونه ای نیروانا با طی طریقی تدریجی، به اشراق دست می یابد که این اشراق به معنای نوعی کشف و آگاهی در معانی متعارف آنها نیست».95 ساتوری می تواند به صورت های مختلف و از خلال ورزش های رزمی، خطاطی، هایکو، آرایش باغ و… به وجود بیاید که این خود نه تنها باعث به وجود آمدن هنرهایی جدید شد96 بلکه به نوعی عامل رشد همه هنرهای ژاپنی محسوب می شود؛ تا جایی که می توان

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید