حالتی از موج را ایجاد کند و مجموعه ای از چهاریا پنج صخره کوچک در کمال بی قرینگی از آن بیرون زده است. هیچ اثری از گل یا بوته ای نیست؛ تهی از رنگ ورایحه گل و لطافت چمن. این باغ منحصر به فرد روحیه ذن را نشان می دهد. در این هنر تمام تأکیدات متوجه حیات باطنی است و انتقال عقاید به ساده ترین و عریان ترین صورت خود، تقلیل پیدا می کند. این هنر بیشتر اشاره و کنایه است تا توصیف و بیان.116 در این باغ های ساده و خلوت، هر شی نمادی از طبیعت است، اثر حرکت شن کش روی ماسه حرکت آب را نشان می دهد و سنگ می تواند نمادی از صخره باشد. اينها نشانه هايي دال بر انتزاعي بودن جهان ماست و بيان مي كند كه نمي توان اين جهان را در تمام آن مشاهده كرد بلكه هر چيز را كه برايتان نامرئي است بايد در درون خود جستجو كنيد.(تصویر1-23) شاید در این شعر بتوان مفهوم واقعی باغ های ذن را درک کرد:

نه گلی نه رد پایی!!
انسان کجاست؟
در شفافیت صخره ها.
در اثر شن کش روی ماسه ها،117

 خشك باغ ها به تقويت مراقبه و خلوت درون كمك می‌كند و در كساني كه می‌توانند با چشمهاي بازشان به اين جهان انتزاعي وارد شوند نوعی حس توازن پديد می‌آورد. در عصر مدرن نیز برخی از هنرمندان ژاپني با بهره گيري از سنتهاي گذشته ي خود به نتايج تازه اي دست يافتند، هاشيموتو اكيه، صور معماري سنتي و طراحي باغ ژاپني را پايه ي كار خود قرار داد118.

1-8 گل آرایی یا ایکه بانا119
ایکه‌بانا، هنر گل‌آرایی ژاپنی است که به آن کادو هم می‌گویند. «هانا» يا «بانا» يعني گل. ايكه بانا را مي توان آزادانه چنين ترجمه كرد: “زنده نگه داشتن گياهان در ظروف پر از آب”. لغت گل در اين عبارت به هر چيز گياه مانند اطلاق مي شود. مثل انواع شاخه ها، هر گونه برگ و به اندازه هاي گوناگون، ني و علف و مانند اينها. ايكه بانا هم روش هاي قديمي گل آرايي را شامل مي شود و هم روش هاي متأخر و تغيير يافته را. به مرور ايام آن پرباريي كه در نمونه هاي قديمي ديده مي شود، ساده و پيراسته شد. بيش از پيش به صورت ساده تر مثلث تكيه كردند و آن را به شكل يك الگوي اساسي نگه داشتند. این هنر به قرن پانزدهم میلادی باز می گردد، و ریشه در پیشکش کردن گلها به خدایان دارد. در این کشور هنر و مذهب رابطه ای تنگاتنگ با یکدیگر دارند و هدف از پرداختن به هنر بیداری و روشنایی دل است نه صرفا ایجاد یک اثر هنری. بنابراین گل آرایی امری تزئینی نبوده بلکه بیان درون آدمی است؛ در آئین بودا جهان به سه بخش تقسیم می شود: آسمان و زمین و آدمیان، و این تثلیث یا سه گانگی پایه و اساس شاخه های گوناگون هنر قرار گرفت. در چرخه این مثلث جای انسان بین آسمان و زمین است و آدمی دلش با عالم یکی است و در زندگیش با گیاه و کل عالم پیوندی ذاتی دارد و ریشه اش در خاک است و ثمرش در آسمان. در ایکه بانا نیز بیشتر از سه گل استفاده می شود: بلندترین شاخه نشانه آسمان و خداوند، و شاخه کوتاه تر نشانه آدمی و کوتاه ترین شاخه نشانه زمین است. امانمادهای دیگر نیز در آن وجود دارد، به عنوان مثال: گل داوودی نشانه سرور و شادمانی است؛ گل گوجه سمبل درازی عمر و عالی ترین هدیه روز تولد است؛ شکوفه گیلاس نماد زیبایی کوتاه مدت است؛ درخت کاج سمبل عمری طولانی؛ و شن سفید نشانی از دریاست؛ قراردادن گلهای کاکتوس و رز ارغوانی درکنار دیواره خاکستری نشانه حزن و اندوه ومی باشد.
بنا به سنت كهن، استاد گل آرا بايد صاحب ده فضيلت باشد تا به جان «تعليم راستين» راه يابد، و اين حاصلش نمي شود، الاّ موقعي كه به روح آن تعليم نفوذ كرده باشد:
1- گل آرايي ميان بالا و پست پيوندي معنوي پديد مي آورد.
2- «هيچ» را در دل داشته باش كه «همه» است.
3- با احساس آرام و روشن بي تفكر مي تواني به راه حل ها برسي.
4- فارغ بودن از تمام اندوه آن.
5- پيوندهاي نزديك و حساس با گياهان و ذات طبيعت.
6- تمام آدميان را دوست بدار و حرمت ايشان نگه مي دار.
7- خانه را از هماهنگي و احترام سرشار كن.
8- «روح راستين» زندگي را مي پرورد، گل آرايي را با احساس ديني بياموز.
9- سازگاري جسم و جان.
10- انكار نفس و خويشتن داري؛ آزادي از بدي.120
رولان بارت در کتاب امپراتوری نشانه ها این هنر را بدون توجه به آیین نامه آن این گونه توصیف می کند:
«در دسته گل ژاپنی که با دقت ساخته شده و بدون توجه به نیت های نمادین آن که در کتابهای ایکه بانا توضیح داده شده است، آنچه در واقع تولید می شود یک مدار چرخش هواست که گل ها، برگ ها و شاخه ها در نهایت چیزی جز دیواره ها، راهروها و شکاف هایی نیستند که با دقت و بنا بر پندارهء استثنایی بودن رسم شده اند، در حالی که ما (غربی ها)در اندیشه ی خویش، نبود و استثایی بودن را از طبیعت جدا می کنیم و تصورمان در آن است که تنها در فراوانی است که می توان امر طبیعی را به اثبات رساند؛ دسته گل ژاپنی یک حجم است… می توان کالبد را درون فواصل میان شاخه ها و روزنه های میان ساختار پیش برد، نه آنکه نمادگرایش را قرائت کرد بلکه خط سیر دستی که آن را نوشته است باز ساخت: نوشتاری حقیقی، چرا که به حجمی حقیقی منجر شده است، که اجازه نمی دهد قرائت آن صرفا به نوعی رمز گشایی از پیام خلاصه شود بلکه امکان می دهد که مسیر کار او را بازسازی کند».
ژاپني ها هر هنري را نوعي تربيت مي دانند كه بينش زيباي حيات را به ما مي دهد؛ چراكه زيبايي فراتر از هر گونه عقل و انديشه بي سود و زيان است، همان سرّ است. در اين معنا، هنر گل آرايي، در حقيقي ترين معناي اش، هنر نيست بلكه بيشتر بي
ان تجربة بسيار عميق تر حيات است.121 میزبان چای می تواند با یک گل آرایی کنایی در یک تاقچه، توجه را به یک اثر هنری ارزشمند متمرکز کند تا «یکدلی» را القا کند . این یک تجربه ی زیباشناختی یکه است که روح ذن و زیبایی هنر و چیزهای دنیوی را به هم می آمیزد.122

1-9 رسوم و اعتقادات تاثیر گذار در هنر ژاپن
یکی از ویژگی های تمدن ژاپن، بقای باورهای نخستین آنها است. مردم این کشور همواره از نیروهای نامرئی هراس داشتند و خدا ساختن طبیعت در دین شینتو نیز راهی برای رام کردن آنهاست123 مناسک آیینی کهن ژاپنی برگرفته از باورهای اساطیری، اعمالی در رابطه مستقیم با زندگی هستند. این مراسم که هنوز به قوت در جامعه ژاپنی برقرار مانده است، مناسکی راز آلود و سری و جدای از زندگی روزمره نیست؛ بلکه جزئی از زندگی عادی است و اینقدر با زندگی یگانه است که رازآلود به نظر نمی رسد و به شکل رقص ها و نمایش های آیینی توسط عامه مردم اجرا می شود.124
شینتو که از روزگاران بسیار قدیم دین بومی مردم ژاپن بوده کمی پس از ورود دین های دیگر به این کشور به پا خواست و شکل جدید خود را یافت و با درک اینکه می توان در آیین های بیگانه تصرف و از آنها استفاده نمود، توسعه یافت و با افزودن آنها (آیین کنفوسیوس، تائو و بودا) به عناصر بومی، خود را به صورت نظام دینی کاملی درآورد.125 به این ترتیب است که فرد، به جای آنکه منحصراً به یکی از این ادیان تعلق خاطر داشته باشد، آگاهانه با تعدادی از آنها مرتبط است یا نا آگاهانه در مراسم آنها شرکت می کند.126 می توان گفت که تقدیس طبیعت و نیاکان و نیز احترام به نهاد خانواده از جمله وجوه اعتقادی مشترکی بوده است که تقدیس طبیعت و نیاکان و نیز احترام به نهاد خانواده از جمله وجوه اعتقادی مشترکی بوده است که مکتب شینتو در آیین هایی همانند تائو و بودا کشف نموده است.
این دین در آغاز نامی نداشت ولی زمانی که در مواجهه با آیین بودای وارداتی از سوی چین قرار گرفت شینتو به معنای «راه کامی»127 مورد استفاده قرار گرفت چرا که مناسک و اعیاد آن مبتنی بر تعظیم کامی128 ها، یعنی خدایان طبیعت است که گردش فصول و امور زمینی را تنظیم می کنند. اهمیت این دین نه فقط به دلیل ویژگی های ذاتی آن، بلکه آنکه این آیین علی رغم متجدد شدن سریع ژاپن، همچنان تا به امروز، بنیاد فرهنگ و جامعه ژاپنی است. 129 آيين شينتو دچار نوعي طبيعت‌پرستي و «آنيميسم» (به معناي مقدس دانستن اشياء‌) است و براي هر يك از مظاهر طبيعت، الهه‌اي متصور بوده و آنها را مي‌پرستد. الهه‌هايي چون الهه خورشيد يا خداي قمر و همچنين خداي طوفان و… از جمله صدها خدايي است كه مورد پرستش مؤمنين به آيين شينتو واقع مي‌شود. از كثرت خدايان مي‌توان آيين شينتو را آيين هزاران خدا ناميد.130
این آیین امر مقدس را در طبیعت و جانورانی همچون گوزن، گیاهان، سنگ ها، آبشارها و مناظر و به ویژه کوهها می یابد. کامی، روح ملکوتی، در همه جا و از جمله در کوه مقدس فوجی زندگی می کند. این احترام ریشه در دوران پیش از تاریخ دارد و در همین دوران است که نیاز به طبیعت برای ادامه ی حیات و کوشش برای رام کردن عالم طبیعت با همه بی نظمی هایش جلوه می نماید. در گذار قرون ژاپن، در قیاس با چین، کلمات نمادین بیشتری را با الهام از طبیعت ساخته است. برای مثال گل داوودی نشانه سرور و شادمانی است؛ شکوفه گیلاس نماد زیبایی کوتاه مدت است؛ گل گوجه و درنا، نماد زندگی دراز مدت می باشند؛ ودرخت کاج، خیزران و آلو “سه نجیب زاده” نیز چنین هستند؛ شن سفید نشانی از دریاست؛ قراردادن گلهای میمون و گوزن پیام آور خدایانند؛ اژدها معنای متعددی دارد. اما، روباه و راکون چه بسا ارواح شریر در چهره مبدل باشند. درباره استفاده نمادها و موتیف های فصلی‏، مانند آلو، گیلاس، افرا و داوودی در هنر سنتی ژاپنی جای کمتر پرسشی هست. خیزان که موضوع نقاشی بسیاری از نقاشان مکتب ذن است، نماد نجیب‏زاده ایی است که در روزگار تنگ دستی‏ و فلاکت خم برمی‏دارد اما نمی‏شکند. به‏ نظر می‏رسد، نقاشی از چهار فصل، درختان کاج، آلو و برخی از گونه‏های پرندگان مثل حواصیل، لک‏لک و… نمی‏تواند بی‏معنا باشد.در نقاشی ذن«پرندگان اگرچه سوژه‏هایی دنیایی‏اند اما گونه‏های مختلف‏ پرندگان به طور نمادین به کار رفته‏اند. برای مثال درنا در فرهنگ ژاپنی معمولا با درخت کاج تصویر می‏شود. در ضمن‏ درنا، مانند لک‏لک نماد طول عمر و بی‏مرگی نیز هست. درخت کاج گرچه در طبیعت کشور ژاپن به وفور دیده می‏شود لیکن نقاشی از آن نمی‏تواند صرفا باز نمایی از طبیعت باشد.کاج نیز در فرهنگ ژاپنی نماد طول عمر محسوب می‏شود. درخت آلو علامت ویژه سامورایی است که بسیار در نقاشی بر روی پاروان‏ها دیده می‏شود. «شکوفه آلو یعنی پیروزی بهار بر زمستان، تفوق تقوا و شجاعت بر مشکلات…» بنابر این چه بسا حتی اشیا یا نقاشی های به ظاهر ساده هم حاوی معنای بسیار و اشاراتی به شعر، رویداد و جناس خاصی باشند. در روزگار کنونی نیز احترام به ابعاد دلپذیر طبیعت همچنان بخشی از زندگی بسیاری از مردمان ژاپن به شمار می آید.131 این احترام به نحوی است که گویی احساس می کرده اند بی اعتنایی نسبت به جلوه های زیبای طبیعت، همانند بی ادبی نسبت به انسان است؛ و سبب شده تا مردم آن نسبت به هر آنچه دارای حیات است، عمیقا احساس صمیمیت کنند.132
برای نمونه می توان به مراسم سالانه جشن شکوفه های گیلاس اشاره کرد؛ شکوفه‏های گیلاس نمادی از ثروت و کامیابی است و به دلیل کثرت درختان‏ گیلا
س در ژاپن است، در فرهنگ ژاپنی بر صداقت و صمیمیت اشاره دارد. این جشن فرصت مناسبی برای گشت و گذار در طبیعت فراهم می نماید. میلیون ها نفر از آنها همه ساله بعد از ناپدید شدن آسمان گرفته و غم زده زمستان برای دیدن ‌هانامی، یا همان تماشای شکوفه‌های گیلاس دسته جمعی به پارک ها و باغ های معابد می‌روند.(تصویر1-26) وقتی که در یک روز بهاری نسیم ملایمی ‌گلبرگ های سفید و صورتی به اندازه دانه‌های برف رقصان در باغ را با خود حمل می‌کند، به راحتی می‌توانیم چگونگی شور و اشتیاقی که ژاپنی‌ها برای دیدن این شکوفه‌های کم دوام با جنبه مقدس، دارند را درک کنیم. شکوفه ها چند روزی بیش پایدار نمی مانند و همین امر استعاره ی مطلوبی برای اشاره به لذات گذرا در شعر ژاپنی است: «گذرا همچون شکوفه های گیلاس.»133
در ژاپن، اعتقاد به بسته بندی134 به ویژه با کاغذ، با فرهنگ هدیه دادن ژاپنی ها آمیخته است. «ژاپنی ها دادن کالا یا چیزی را از دستی به دست دیگر

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید