دارا بودن پلي مورفيسم مطلوب فراهم نمي کنند (پالس، 1996). همچنين بررسي ها نشان داده است که وقتي ميزان فاصله ژنتيکي بسيار بالاست ميزان هتروزيس تظاهر يافته در F1 کاهش يافته است(لامکي، 1993) .
2-21 روشهاي بيومتري و طرحهاي آزمايشي
محققين بسياري از جمله ژوژچنکوف نشان دادند که با مطالعه تعداد کافي از خصوصيات کمي قابل اندازه گيري در والدين و هيبريد هاي آنها مي توان تخميني از هتروزيس و قابليت ترکيب پذيري بدست آورد. بر اين اساس با بررسي داده هاي آماري مربوط به عملکرد،مواد جامد محلول، مقدار بذر،ميانگين وزن ميوه ،pH، ميانگين تعداد ميوه در گياه،ميانگين تعداد بذر در ميوه و اسيديته در 600 رقم و ترکيبات هيبريد بين آنها روشي براي تخمين اين خصوصيات در F1 تهيه شد (ژوژچنکوف، 1983).
امروزه براي برآورد هتروزيس،قابليت ترکيب پذيري و حتي اجزاي واريانس ژنتيکي افزايشي، غالبيت و اپيستازي، مي توان از انواع طرحهاي آميزشي سودجست ( فرشاد فر،1377). در اين طرحها انواع مختلف خويشاوندان به وجود مي آيند.با به کارگيري اين طرحهاي آميزشي و روشهاي آماري مناسب مي توان اجزاي واريانس را محاسبه نمود. طرحهاي زيادي براي برآورد واريانسهاي ژنتيکي پيشنهاد شده است :
1- طرحهاي آميزشي ناقص نظير آزاد گرده افشاني و پلي کراس که در آنها واريانس ژنتيکي و GCA قابل برآورد است اما امکان برآورد SCA و واريانس غير افزايشي به دليل عدم شناسايي والد برتر از نتاج فراهم نيست.
2- طرح هاي آشيانه اي که در آنها گروههايي از والدين به عنوان والد پدري با گروههايي به عنوان والد مادري آميزش مي يابند. استفاده از اين طرح به اصلاح کنندگان اجازه مي دهد تا واريانس هاي افزايشي و غالبيت را برآورد کنداين طرحها به طرحهاي کاروليناي شمالي معروف است.
3- طرح آميزش فاکتوريل که در آن گروه والد پدري با اعضاي والد مادري در تمام حالات ممکن تلاقي داده مي شوند. در اين طرح تعدادي از والدين به عنوان تستر با والدين ديگر در جمعيت مورد آزمون تلاقي مي يابند. با استفاده از اين طرح قابليت ترکيب پذيري و اجزاي واريانس قابل برآورد است.
4- معمول ترين روش طرح تلاقي دي آلل است که به طور گسترده توسط محققين استفاده مي شود.
2-22 روش تلاقي دي آلل
هدف نهايي اکثر برنامه هاي به نژادي،افزايش توليد ازطريق بهبود ژنتيکي است.يکي از روشهاي تجزيه ژنتيکي که مي تواند نحوه کنترل صفات مهم زراعي به خصوص صفات کمي را روشن سازد تجزيه تلاقي داي آلل مي باشد.در اين روش با استفاده از آماره هاي درجه دو مانند واريانس والدين،واريانس و کواريانس والدين مي توان اجزاي واريانس را برآورد نمود.علاوه بر اين نتاج و اطلاعات به دست آمده از اين روش مي تواند براي پيش بيني عملکرد هيبريد هاي حاصل از والدين مختلف به کار رود.برتري اين روش نسبت به روش هاي ديگر ژنتيک کمي اين است که مي توان در مدت کو تاهي به پرسشهايي از جمله نحوه کنترل صفت يعني تعداد ژنهاي کنترل کننده صفت،اثرات متقابل ژني و اپيستازي در تظاهر صفت پاسخ دهد.علاوه بر اين،کاربرد روش داي آلل در اصلاح نباتات مي تواند در گزينش بهترين ترکيب شونده ها و تخمين هتروزيس در توليد هيبريد ها مورد استفاده قرار بگيرد. با استفاده از تجزيه داي آلل مي توان ماهيت و تعداد پارامترهاي ژنتيکي و ترکيب پذيري عمومي و خصوصي والدين و نتايج حاصل از آنها را تخمين زد. اصطلاح داي آلل در سال 1919 توسط اشميت براي طرح فاکتوريل که در آن دو ژنوتيپ ماده در کليه جهات ممکن با دو ژنوتيپ نر تلاقي مي يابند پيشنهاد شد. امروزه اصطلاح داي آلل در موردي به کار مي رود که در آن يک گروه n والدي در تمام جهات ممکن با هم آميزش کنند و والدين هم به عنوان نر و هم به عنوان ماده به کار روند.دي آلل در اصل براي مطالعه صفات ديپلوئيد است لذا کلمه دي آلل به معني دو آللي است. اگر nژنوتيپ هموزيگوت در تمام جهات ممکن با هم آميزش داده شوند مجموعه اي از تلاقي ها به وجود مي آيند که اصطلاحاً تلاقي آلل ناميده مي شود.تجزيه چنين تلاقي هايي را تجزيه داي آلل مي گويند (فرشاد فر،1377).
گريفينگ در سال 1956 مدل دي آلل را به منظور بررسي عمل ژنهاي کنترل کننده صفات کمي توسعه داد. وي بر اساس وجود يا عدم وجود والدين و تلاقي هاي معکوس در يک مجموعه داي آلل و نيز ثابت يا تصادفي بودن اثرات لاينها و بلوک ها روش هاي تجزيه آماري متفاوتي ارائه نموده است. در روش گريفينگ مي توان واريانس ترکيب پذيري عمومي و خصوصي را بدست آورد. هر قدر واريانس ترکيب پذيري عمومي نسبت به ترکيب پذيري خصوصي بيشتر باشد نشان مي دهد که صفت مربوطه بيشتر توسط عمل افزايشي ژنها کنترل مي شود و هر قدر اين نسبت کمتر باشد دلالت بر عمل غالبيت ژنها دارد . همچنين اثرات مادري و سيتوپلاسمي از طريق محاسبه d = xij-xji و آزمون (t=d/sd) در اين روش قابل بررسي است. اگر در اين آزمون مقدار t معني دار شود، اختلاف بين تلاقي هاي اصلي و معکوس و همچنين دخالت وراثت سيتوپلاسمي تائيد خواهد شد .علاوه بر اين با مقايسه هيبريد هاي F1 با والدين مي توان اثر هتروزيس را بررسي کرد.در مدل گريفينگ با استفاده از مدل هاي آماري مناسب اجزا ء واريانس مربوط به ترکيب پذيري خصوصي و عمومي برآورد شده و سپس اين واريانس ها با توجه به مفروضاتي به واريانس افزايشي و واريانس غالبيت تبديل مي شوند.علاوه بر اين در اين روش براساس مواردي که در تجزيه شرکت مي کنند چهار روش مقايسه ارائه شده است.
1-والدين ،F1 ها و تلاقي هاي معکوس
2- والدين و F1 ها
3-F1 ها و تلاقي معکوس
4-فقط F1 ها
در اين روش ها ارزش ژنتيکي والدين بر حسب قابليت ترکيب بيان مي شود.لازم به ذکر است که بين دو مفهوم وراثت پذيري و ترکيب پذيري تفاوت وجود دارد يعني ممکن است صفتي به خوبي منتقل شود يعني وراثت پذيري بالايي داشته باشد اما با قرار گرفتن در کنار ساير آللها وضعيت خوبي نداشته باشد.
يکي ديگر از روشهاي تخمين ترکيب پذيري که از گياهان مورد استفاده قرار مي گيردروش پلي کراس است . در اين روش تعدادي بوته از لاين هاي مورد آزمايش با هم کشت شده و گرده افشاني طبيعي بين آنها انجام مي شود. ازخود گشني بوته ها با کمک مکانيسم هاي طبيعي يا مصنوعي ممانعت به عمل مي آيد . ارزيابي بذور به دست آمده که مخلوطي تصادفي از آميزش با ساير لاينها است در نسل بعد مي تواند بيانگر GCA لاين مربوطه باشد (فرشاد فر،1377).
کوشش هايي براي ارتباط دادن اثرات GCA و SCA با ميانگين نتاج هر والد و عملکرد هيبريد ها انجام شده است. در گوجه فرنگي همبستگي بالايي بين ميانگين نتاج دو والد و اثرات GCA و نيز عملکرد هيبريد ها و اثرات SCA براي برخي از صفات کمي مشاهده شده است. اين موضوع نشان مي دهد که والدين با قابليت ترکيب مناسب را مي توان بر مبناي ميانگين نتاج والدين انتخاب کرد .به نظر مي رسد که گزينش هيبريد ها بر مبناي عملکرد خود آنها قابل اطمينان تر از گزينش بر مبناي اثرات SCA باشد. بررسي ها وجود ارتباط نزديک ميان نتاج والد و GCA ، و عملکرد هيبريد ها و SCA را تاييد کرده است (کالو ،1380).
در رابطه با نحوه کنترل ژنتيکي صفات (پهلواني و همکاران 1383،کوتجا، 1981) با استفاده ار تجزيه ميانگين نسل ها نشان دادند که اثرات افزايشي و غالبيت در کنترل عملکرد دانه نقش دارند و ميزان هتروزيس نسبت به والد برتر را 2/8 تا 121 درصد در تلاقي هاي مختلف گزارش کردند.
(سانيتاو همکاران 2013) در بررسي ژرم پلاسم گلرنگ گزارش کردند، که اثرات افزايشي و غير افزايشي توماً در کنترل صفات گلرنگ نقش دارند.

3 فصل سوم

مواد و روش

3-1 تهيه مواد گياهي
در اين تحقيق از 10 ژنوتيپ گلرنگ زراعي ، Saffire، PI-537598، Quiriego-88، PI-250537 ، Leasf ، S-555 ، IL-111 ،S-541 ، Hartman ، و توده محلي داراب 7 ، حاصل از مطالعات قبلي استفاده شد که در مطالعات مولکولي و مزرعه اي به ترتيب با نماد هاي P1 تا P10مشخص شده است.
3-2 آزمايشات مزرعه اي و انجام تلاقي ها
10 ژنوتيپ انتخاب شده هر کدام در يک خط جهت انجام تلاقي ها در مزرعه دانشکده کشاورزي شيروان در اوايل ارديبهشت 92 کشت شدند.اخته کردن در گلرنگ موقعي انجام شد که چند گل از غوزه خارج شده بود. براي انجام تلاقي ابتدا برگچه هاي دور غوزه (براکته ها ) با قيچي حذف شدند تا گلچه هانمايان شوند.گلچه هاي باز شده را از بيخ با انبرک (پنس مخصوص) کاملاً حذف و بقيه تنک شدند به طوري که15-10 گلچه باقي ماند. سپس با نوک انبرک بر قسمت گردن گلچه فشار وارد کرده و آن را کج نموده تا بشکند و نوک آن را با انبرک کشيده و حذف کرده تا کلاله و خامه نمايان شود.گل هاي اخته شده و گل هاي پدري را توسط کيسه هاي پارچه اي، کاغذي يا آلومينيومي پوشانده شد. روز بعد وقتي که خامه طويلشد، گل هاي اخته شده توسط گرده گل يا غوزه والد پدري مورد نظر بارور شدند و دوباره با کيسه پوشانده شدند.توجه شود که اخته کردن و انجام تلاقي در هواي گرم انجام نشود که موجب از بين رفتن دانه هاي گرده و بارور نشدن مادگي خواهد شد.اين روش فوق العاده وقت گير و دشوار است طوريکه يک تکنسين مجرب قادر به اخته کردن 15-10 غوزه در روز خواهد بود.در اين روش در هر غوزه تنها 15 گلچه اخته شدند (يزدي صمدي و عبد-ميشاهي ،1375و نولز، 1989) .هيبريد هاي حاصل به همراه والدين در غالب طرح بلوک کامل تصادفي با 3 تکرار در ارديبهشت 93 درمزرعه آموزشي مجتمع آموزش عالي شيروان جهت داده برداري کشت شدند. صفات مورد نظر عبارتند از تعداد روز تا شروع گلدهي ،تعداد روز تا متوسط گلدهي، تعداد روز تا پايان گلدهي، فاصله تا اولين شاخه فرعي، تعداد شاخه هاي جانبي، تعداد طبق در بوته ،ارتفاع کل، وزن صد دانه، و عملکرد در واحد بوته مي باشند.
3-3 بررسي مولکولي ژنوتيپ هاي گلرنگ
3-3-1 استخراج DNA ژنومي
10 ژنوتيپ براي بررسي مولکولي با نشانگر ISSR مورد استفاده قرار گرفتند.در مرحله ساقه دهي (10-8 هفتگي ) برگها براي استخراج DNA مورد استفاده قرار گرفتند.برگها بلافاصله در ازت مايع قرار داده شدند.پس از انتقال به آزمايشگاه با ازت مايع پودر و در 80- درجه سانتيگراد نگهداري شدند.
3-3-2 اندازه گيري کميت و کيفيت DNA
براي اندازه گيري کيفيت و کميت DNA از دو روش اسپکتروفتومتري و الکتروفورز ژل آگارز استفاده شد.در روش اسپکتروفتومتري جذب نوري محلول نوري رقيق شده DNA (به صورت 15 ميکروليتر محلول استخراجي DNA +785 ميکروليتر TE ) در طول موج 260 نانومتر اندازه گيري شد. در اين طول موج مقادير DNA به صورت زير محاسبه شد.
1OD= 50 ng/µl DNAدو رشته اي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید