ر بهار كاملاً گرم شده باشد. درجه حرارت زياد در طول تابستان باعث ريزش گلها و كاهش ميزان تشكيل دانه در آنها خواهد شد. درجه حرارت مناسب براي رشد و نمو لوبيا حدود 25 تا 30 درجه سانتي‌گراد است. در درجه حرارت‌هاي بالاتر از 45 درجه سانتي‌گراد گياه به بذر نمي‌نشيند و حرارت‌هاي پايين‌تر از 15 درجه سانتي‌گراد براي رشد و نمو آن مناسب نيست. براي رشد و نمو كامل لوبيا 120 تا 130 روز كافي است به شرطي كه درجه حرارت محيط هرگز به صفر يا زير صفر نرسد (مجنون حسيني، 1372).
به دست آوردن تاريخ کشت و مقايسه عملکرد ارقام لوبيا به منظور استفاده بهينه از منابع آبي، خاکي، خورشيدي و صرفه جويي در مصرف بي رويه بذر و رسيدن به عملکرد بالا ضروري مي‌باشد. از عوامل مهم در تغييرات عملکرد لوبيا تاريخ کاشت مي‌باشد (خواجه پور و باقريان نائيني، 1380) تعيين زمان صحيح کاشت گياهان زراعي تحت تأثير عوامل اقليمي مختلف از قبيل بارش، دما و طول روز قرار دارد و يکي از مهم ترين جنبه‌هاي مديريتي لازم براي توليد گياهان زراعي است. اين اهميت به دليل شدت تأثير عوامل روي ژنوتيپ‌هاي مختلف براي دستيابي به پتانسيل توليد مي‌باشد. معمولاً تاريخ کاشت با ساير مديريت‌هاي زراعي اثر متقابل نشان مي‌دهد (جانسون و همکاران20، 1995).
تصور آن است که انواع گوناگون لوبيا از نظر سازگاري به دماي محيط متفاوت هستند، از اين رو ممکن است واکنش آن‌ها با تاريخ‌هاي کاشت متفاوت باشد. بر اين اساس اعمال مديريت زراعي مناسب به منظور بهره‌گيري هرچه بيشتر از پتانسيل عملکرد ضروري به نظر مي‌رسد و تغيير در عملکرد مي‌تواند بر اثر تغيير عوامل ژنتيکي و محيطي مثل شرايط آب و هوايي، تاريخ کاشت، تراکم بوته و مديريت زراعي ايجاد گردد (خواجه‌پور، 1380).

2-6-2- اثر تاريخ کاشت بر عملکرد غلاف لوبيا
تصور آن است که انواع گوناگون لوبيا از نظر سازگاري به دماي زياد متفاوت اند، از اين رو ممکن است واکنش آنها به تأخير در کاشت متفاوت باشد. تعداد غلاف در بوته درگياه لوبيا يکي از مهم‌ترين اجزاي عملکرد مي‌باشد. در آزمايش‌هاي به عمل آمده روي لوبيا، اثر تاريخ کاشت روي تعداد غلاف در بوته معني‌دار بوده است و در بيشتر مواقع تاريخ‌هاي کشت زود، تعداد غلاف بيشتري در هر بوته داشتند (قنبري و طاهري مازندراني، 1382؛ ميرزايي ندوشن، 1367). تعداد غلاف در لوبيا علاوه بر ساير عوامل، به تاريخ کاشت و رقم نيز بستگي دارد و تحت تأثير عوامل فوق، ممکن است تا بيش از 4 برابر تغيير کند. کن و همکاران اظهار داشتند که افزايش دما طي دوره رشد و تشکيل غلاف، سبب افزايش ارتفاع گياه مي‌شود. همچنين در تاريخ‌هاي کاشت اواسط فصل نسبت به تاريخ‌هاي خيلي زود يا خيلي دير، ارتفاع بوته‌ها بلندتر مي‌شود (کارتر21، 1977). چانگ و گلدن، تعداد کل غلاف در بوته را مهمترين خصوصيت تعيين کننده عملکرد لوبيا يافتند. آن‌ها گزارش کردند که در حدود 20 درصد از کاهش عملکرد لوبيا به خاطر کاهش تعداد غلاف در گياه در اثر تنش پيش از مرحله گلدهي، کاهش تعداد غلاف و تعداد دانه در غلاف در اثر تنش در طول دوره گلدهي و کاهش دانه در اثر طول دوران رسيدگي دانه بوده است (چانگ و گولدن22، 1991). همچنين مشاهده شده است تأخير در کاشت باعث کاهش تعداد غلاف در بوته مي‌گردد (المور23، 1990). گزارش شده است که تأخير در کاشت باعث کاهش تعداد غلاف در گياه و کاهش عملکرد مي‌شود (هينگرا و سکهو24، 1988). گزارش شهسواري نشان داده است که تأخير در کاشت سبب برخورد دوره رشد دانه با هواي گرم شده و تعداد دانه در هر غلاف کاهش مي‌يابد (شهسواري، 1368).
تأخير در کاشت موجب کوتاهي ساقه اصلي از طريق تشکيل شمار کمتري گره، و در نتيجه پيدايش مکان کمتر براي تشکيل غلاف مي‌شود و شمار غلاف در ساقه اصلي را کاهش مي‌دهد (شهسواري، 1368؛ بيور و جانسون، 1981؛ ويور و همکاران، 1991؛ ويلککس و فرانکنبرگر، 1987). در پژوهش شهسواري (1368)، تعداد غلاف در ساقه اصلي بيش از تعداد دانه در هر غلاف در تعيين تعداد دانه در ساقه اصلي نقش داشت. تشکيل تعداد کمتري ساقه فرعي در بوته همراه با تأخير در کاشت (شهسواري، 1368؛ آندرسون و واسيلاس، 1985؛ لين و مرخارت، 1996؛ ويور و همکاران، 1991)، موجب کاهش تعداد غلاف در ساقه‌هاي فرعي مي‌شود (شهسواري، 1368؛ 7؛ ايشاگ و ايوب25، 1974؛ اسکاريسبريک و همکاران، 1976؛ شونارد و گپتس26، 1994؛ ويور و تيم27، 1988). همچنين، وقوع دماي زياد طي روزهاي پس از گرده افشاني، باعث ريزش غلاف‌هاي جوان مي‌گردد (مونتروسو و وين28، 1990؛ سيونيت و همکاران29، 1987). به طور کلي، تأخير در کاشت سبب کاهش تعداد غلاف در واحد سطح مي‌شود و پتانسيل عملکرد را کاهش مي‌دهد (آگوستا-گالگوس و وايت30، 1995؛ آندرسون و واسيلاس، 1985؛ ايشاگ و ايوب، 1974؛ مونتروسو و وين، 1990؛ اسکاريسبريک و همکاران، 1976؛ شونارد و گپتس، 1994؛ سيونيت و همکاران، 1987؛ ويور و تيم، 1988).
طولاني بودن فرصت براي رشد و توليد سطح فتوسنتزکننده بيشتر در ارقام ديررس، براي توليد ساقه‌هاي فرعي زيادتر (شهسواري، 1368؛ آندرسون و واسيلاس، 1985؛ بنت و همکاران، 1977؛ ايشاگ و ايوب، 1974؛ ويور و همکاران، 1991) و در نتيجه توليد تعداد بيشتري غلاف در بوته مناسب است.

2-6-3- اثر تاريخ کاشت بر عملکرد دانه لوبيا
محمد خاني و همکاران (1384) در تحقيق خود جهت بررسي اثر تاريخ کاشت و فاصله خطوط کاشت بر روي عملکرد ارقام لوبيا قرمز در خرم آباد بيان کردند که بهترين تاريخ کاشت لوبيا در منطقه خرم آباد نيمه دوم فروردين ماه مي‌باشد و تاريخ‌هاي کاشت قبل از نيمه دوم فروردين ماه به طور معني‌داري باعث کاهش عملکرد دانه خواهد شد. به منظور بررسي اثر تاريخ کاشت و تراکم بر رشد، اجزاء عملکرد و عملکرد دانه لوبيا قرمز، آزمايشي با استفاده از کرتهاي خرد شده در قالب بلوكهاي کامل تصادفي با چهار تکرار توسط موسوي، فتحي و دادگر در الشتر لرستان به اجرا درآمد. بيشترين عملکرد دانه در 8 ارديبهشت و با فاصله بوته 10 سانتيمتر (1/3448 کيلوگرم در هکتار) و کمترين آن در 8 خرداد و با فاصله بوته 30 سانتيمتر (2/2360 کيلوگرم در هکتار) حاصل گرديد. تأخير در کاشت و برخورد دوره رويشي و زايشي با دماهاي بالاتر، باعث کاهش عملکرد دانه گرديد. بنابراين انتخاب تاريخ کاشت در اوايل ارديبهشت و با فاصله بوته 10 سانتيمتر بر روي رديف براي رقم لوبيا قرمز در شرايط مشابه با آزمايش حاضر مي‌تواند مناسب باشد (موسوي و همکاران، 1379). آزمايشي تحت عنوان واکنش اجزاي عملکرد و عملکرد دانه ژنوتيپ‌هاي مختلف لوبيا به تأخير در کاشت توسط محمد رضا خواجه پور و احمد رضا باقريان ناييني انجام گرفت. نتايج تحقيق نشان داد که عملکرد دانه لوبيا از تأخير در کاشت به شدت آسيب مي‌بيند (خواجه‌پور، 1380). رحماني و همکاران (1391) به منظور بررسي اثر تاريخ کاشت و مقايسه ارقام لوبيا قرمز، آزمايشي به صورت اسپليت پلات اجرا کردند. نتايج حاصل از تجزيه واريانس صفات نشان داد تاريخ کاشت 15 ارديبهشت و رقم صياد از نظر اکثر صفات مورد بررسي برتري داشت. نتايج اين آزمايش گوياي آن بود که عملکرد دانه لوبيا قرمز با تأخير در کاشت به شدت آسيب مي‌بيند. لوبيا قرمز رقم صياد ممکن است ظرفيت توليد بيشتري در کليه تاريخ‌هاي کاشت، نسبت به ديگر ژنوتيپ‌هاي مورد بررسي در شرايط مشابه آزمايش حاضر داشته باشد. آيسيک و همکاران (1997) در ترکيه با اعمال پنج ميزان فاصله بين رديف و شش تراکم بوته بر روي دو رقم لوبيا معمولي اظهار داشتند که با افزايش تراکم بوته با وجود کاهش وزن بوته و وزن دانه در بوته به دليل افزايش تعداد بوته در واحد سطح، بر عملکرد دانه و بيولوژيک افزوده شد. مسعودي کيا و عزيزي (1387) به منظور بررسي تأثير برخي عوامل زراعي شامل تاريخ کاشت، رقم و تراکم گياهي بر عملکرد دانه، عملکرد بيولوژيکي، اجزاء عملکرد و ميزان پروتئين دانه در لوبيا قرمز، آزمايشي به صورت اسپليت فاکتوريل اجرا کردند. تاريخ کاشت بر عملکرد دانه، عملکرد بيولوژيکي، شاخص برداشت، اجزاء عملکرد و وزن صددانه اثر معني‌داري داشته اما تعداد دانه در غلاف تحت تأثير تاريخ کشت قرار نگرفت. تأخير در کاشت، باعث کاهش عملکرد دانه و عملکرد بيولوژيکي شد و بالاترين ميزان درصد پروتئين دانه از سومين تاريخ کشت حاصل شد.
قنبري و طاهري مازندراني (1382) به منظور بررسي و تعيين مناسب‌ترين تاريخ کاشت و تراکم بوته در لوبيا چيتي محلي خمين، آزمايشي به صورت کرت‌هاي خردشده نواري اجرا کردند. در بررسي تاريخ‌هاي کاشت، ارتفاع گياه و تعداد روز تا رسيدن کامل، با تأخير در کاشت کاهش پيدا کرد. عملکرد دانه در تاريخ کاشت زود، يعني 30 ارديبهشت ماه بيشتر بود. در اين آزمايش بين تاريخ‌هاي مختلف کشت از نظر تأثير روي وزن صددانه تفاوت معني‌داري مشاهده شد. با توجه به نتايج به دست آمده، کاشت 35 تا 40 بوته در متر مربع در اواخر ارديبهشت و اوايل خرداد از عملکرد خوبي برخوردار خواهد بود. موسوي اظهار نموده است که با تأخير در کاشت لوبيا، طول دوره رشد گياهان به دليل افزايش دماي محيط، کوتاه شده و در نتيجه منجر به کاهش تعداد غلاف، تعداد دانه در غلاف، وزن صددانه و در نهايت کاهش عملکرد دانه گرديد (موسوي، 1383). در بررسي به عمل آمده توسط صالحي مشخص گرديد که تأخير در کاشت موجب کاهش تعداد غلاف در بوته، وزن صددانه و عملکرد دانه گرديد. وي اظهار نموده است که پايين بودن درجه حرارت در اوايل دوره رشد، سبب کندي رشد گياهچه‌ها گرديده و آسيب پذيري آن را در برابر تنش‌هاي زنده و غيرزنده افزايش مي‌دهد. هم چنين مصادف شدن زمان رسيدن تاريخ کاشت چهارم با سرماي زودرس پائيزه (اواخر شهريور) علاوه بر کاهش ميزان عملکرد، موجب سبز خشک ماندن دانه‌ها در غلاف شده و از بازارپسندي محصول کاسته مي‌شود.
منظور از تاريخ کاشت زماني است که گياه در آن زمان به خوبي سبز شده، استقرار يافته و مراحل رشد آن حتي الامکان با محيط مناسبي برخوردار داشته باشد و به علاوه از عوامل نامساعد نيز فرار کند؛ لذا بهترين تاريخ کشت، منجر به حصول حداکثر عملکرد در مقايسه با ساير تاريخ‌هاي کاشت مي‌گردد (خواجه‌پور، 1380).
واکنش ژنوتيپ‌هاي مختلف لوبيا (شهسواري، 1368؛ اسکاريسبريک و همکاران، 1976) و سويا (آندرسون و واسيلاس، 1985؛ بيور و جانسون، 1981؛ رابينسون و ويلککس، 1998؛ ويور و همکاران، 1991؛ ويلککس و فرانکنبرگر، 1987) به تأخير در کاشت ممکن است متفاوت باشد. در آزمايش بيور و جانسون (1981) عملکرد ارقام رشد نامحدود با تأخير در کاشت به طور کلي کاهش يافت، ولي عملکرد ارقام رشد محدود تنها در اثر تأخير شديد در کاشت کاهش نشان داد. در حالي که در پژوهش ويور و همکاران (1991) افت عملکرد ارقام رشد نامحدود در اثر تأخير در کاشت کمتر از ارقام رشد محدود بود. تفاوت پژوهش‌ها ممکن است به شرايط محيطي، تفاوت در ژنوتيپ‌هاي مورد بررسي از لحاظ آسيب‌پذيري اجزاي عملکرد از تأخير در کاشت، و سهم اجزاي عملکرد در آن‌ها در تشکيل عملکرد دانه مربوط باشد (شهسواري، 1368؛ آندرسون و واسيلاس، 1985؛ ويور و همکاران، 1991). همچنين، شرايط محيطي که موجب توليد ساقه‌هاي اصلي طويل‌تري گردد، سبب ايجاد شمار دانه در ساقه اصلي بيشتري خواهد شد (بيور و جانسون، 1981؛ ويور و همکاران، 1991).

2-6-4- اثر تاريخ کاشت بر اجزاء عملکرد لوبيا
در هنگام انتخاب تاريخ کاشت مطلوب بايد به درجه حرارت خاک، قابليت دسترسي آب، حاصلخيزي خاک و نوع گياه زراعي توجه شود (کوچکي و همکاران، 1376). هر گياه يا رقم خاصي از يک گياه نحوه رشد خاصي داشته و واکنش معيني نسبت به عوامل محيطي نشان مي‌دهد. بررسي‌هاي انجام شده نشان

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید