کشاورزي را بسيار سنگين نموده است (عزيزي، 1377). زيرا منابع کمياب توليد ازجمله آب، که به عنوان مهم‌ترين عامل محدود کننده رشد گياهان در توليد محصول به حساب مي‌آيد مي‌تواند از طريق مديريت صحيح توزيع، در منطقه مرتفع گردد و در حال حاضر هيچ راهي منطقي‌تر از به‌کارگيري عمليات به‌زراعي جهت بالا بردن ميزان ذخيره آب، با استفاده از گونه‌ها و ارقامي که تحمل بيشتري نسبت به دوره‌هاي خشکي داشته باشند وجود ندارد (ظريف کتابي و کوچکي، 1379). مسأله کميت و کيفيت غذا از اساسي‌ترين مسايل اصلي جامعه انساني به شمار مي‌آيد (قلي‌آباد، 1374).

2-4- خصوصيات گياهشناسي لوبيا
لوبيا با نام انگليسي کامن بين6، از راسته رزالس7، خانواده لگومينوزه8، زيرخانواده پاپيليونيده9، شاخه فاسئوليه10 و جنس فاسئولوس11 است (باقري و همکاران، 1380). لوبيا يکي از مهمترين حبوباتي مي باشد که سهم عمده اي در رژيم غذايي دارد و تامين کننده بخش مهمي از پروتئين مورد نياز انسان است. اين گياه با داشتن 22 تا 25 درصد پروتئين، 56 تا 58 درصد کربوهيدرات در بسياري از کشورهاي در حال توسعه به عنوان يکي از منابع مهم پروتئين گياهي محسوب مي شود. لوبيا به علت داشتن غده‌هاي ريزوبيوم روي ريشه در افزايش نيتروژن خاک از طريق تثبيت نيتروژن هوا مؤثر مي‌باشد. دانه‌هاي آن حاوي 20-22 درصد پروتئين بوده که در جيره غذايي اهميت زيادي دارد و بوته‌ها در تعليف دام‌ها مورد استفاده قرار مي‌گيرد (مجنون حسيني، 1387).
لوبيا از خانواده لگومينوز مي‌باشد و داراي ريشه گسترده با گره‌هاي تثبيت نيتروژن است. در زمين‌هاي درشت بافت و سبک مي‌تواند حتي تا يک متر در زمين فرو رود. داراي يک ريشه اصلي مي‌باشد که در اطراف آن ريشه‌هاي جانبي و فرعي گسترده شده است. ريشه‌هاي اصلي و فرعي اين گياه در عمق نسبتاً يکساني قرار مي‌گيرند (کوچکي و بنايان اول، 1372).
ساقه لوبيا علفي، سبز، باريک، در برخي ارقام بلند و رونده يا پيچيده و پيچک دار و در برخي واريته‌ها پاکوتاه و منشعب، کم و بيش پوشيده از کرک است. برگ‌ها مرکب تک‌شانه‌اي سه تائي، هر برگ داراي سه برگچه پهن تخم مرغي نوک تيز به رنگ سبز با دمبرگ مشخص، دمبرگ برگچه‌ها کوتاه و در برخي واريته‌ها برگچه‌ها بدون دم به محور دمبرگ اصلي چسبيده است (طباطبايي، 1365).
گل‌هاي لوبيا شبيه پروانه است. گل آذين آن‌ها به فرم سنبله يا خوشه است و عموماً در حد فاصل بين برگ و ساقه‌ها قرار مي‌گيرد. گلبرگ‌هاي آن پنج عدد بوده و به رنگ‌هاي مختلف سفيد، ارغواني، بنفش و صورتي ديده مي‌شوند. بزرگ‌ترين گلبرگ آن درفش12 نام دارد و به هنگام شکوفايي گل به صورت ايستاده قرار مي‌گيرد. دو گلبرگ جانبي کوچک‌تر که کم و بيش موازي يکديکر هستند، بال13 مي‌نامند. در بخش پاييني هم دو گلبرگ با نزديک‌شدن به يکديگر ساختماني را به وجود آورده‌اند که ناو14 نام گرفته است.کاسبرگ‌ها معمولاً پنج عدد و به رنگ سبز در قسمت تحتاني گل قرار گرفته‌اند و انتهاي آن‌ها به يک لوله باريک ختم مي‌شود. گل‌ها داراي ده پرچم هستند که سفيدرنگ با بساک‌هاي زرد يا سبزرنگ مي‌باشند که نه عدد از آن‌ها به هم چسبيده و يکي آزاد است (کوچکي و بنايان اول، 1372). مادگي طويل و خامه آن در انتها خميدگي دارد. کلاله برجسته و کرکدار است. گل‌ها خودگشن بوده و در اقليم‌هاي گرم، دگرگشني در آن‌ها هيچ‌گاه بيشتر از 5 درصد نخواهد بود (طباطبايي، 1365).
ميوه نيامي يک برچه‌اي است که بعد از بارورشدن تخمک‌هاي بذرها در داخل نيام رشد مي‌کنند. شکل غلاف در ارقام مختلف، متفاوت و به شکل خميده، مستقيم، پهن يا استوانه‌اي هستند. طول غلاف بين 7 تا 20 سانتي‌متر و حاوي 4 تا 6 بذر هستند. غلاف‌ها ابتدا سبز، بعداً زرد و ديواره آن‌ها خشک مي‌شود. در برخي از واريته‌ها رنگ نيام از ابتدا زرد خوشرنگ است. دانه‌ها به شکل کليه‌اي کم و بيش درشت، با رنگ‌هاي متفاوت از سفيد، زرد، پيازي، بنفش، سياه، ابلق خاردار، گاهي کشيده و تخت و گاهي قدري برجسته و چاق هستند. فاقد آندوسپرم و شامل سه بخش اصلي پوسته خارجي، لپه‌ها و گياهک است. محل اتصال پوسته خارجي با بخش داخلي بذر، ناف نام دارد. لپه‌ها بخشي از بذر هستند که قسمت اعظم مواد غذايي دانه در آن‌ها انباشته مي‌شود. گياهک نيز در قسمت تحتاني دانه و ميان دو لپه قرار گرفته و متصل به لپه‌ها است. گياهک شامل ساقه‌چه و ريشه‌چه است. بذرها از نظر رنگ و اندازه از کوچک و به رنگ سياه (انواع وحشي) تا بزرگ و به رنگ‌هاي سفيد، قهوه‌اي و زرد و به طول 7 تا 16 ميلي‌متر ديده مي‌شوند.معمولاً ناف آن‌ها سفيد رنگ بوده و وزن صد دانه آن‌ها 20 تا 60 گرم است (طباطبايي، 1365).

2-5- نيازهاي اقليمي لوبيا
لوبيا گياهي گرمادوست و صفر فيزيولوژيکي آن 8 درجه سانتي گراد است. دماي مطلوب رشد آن 20 تا 29 درجه سانتي‌گراد بوده و دماي بيشتر از 45 درجه منجر به عدم تشکيل بذر در آن شده و دماي کمتر از 15 درجه سانتي‌گراد براي رشد آن مناسب نيست. لوبيا گياهي روزکوتاه است. اين گياه به خوبي سايه اندازي را تحمل مي‌کند و در کشت‌هاي درهم به خوبي رشد مي‌کند. براي رشد کامل آن 100 تا 130 روز وقت لازم است به شرط آن که دماي هوا هرگز به صفر يا زير صفر درجه سانتيگراد نرسد. لوبيا محصول نواحي معتدل و گرم مي‌باشد يعني بذر آن براي سبزشدن احتياج به دماي نسبتاً زياد دارد. معمولاً شروع گلدهي در لوبيا 30 تا 40 روز پس از کاشت است. اگر در اين مرحله از رشد گياه شرايط خشکي ايجاد شود بيشترين خسارت به محصول لوبيا وارد مي شود. گياه لوبيا به شرايط آب و خاک و کيفيت آن خيلي حساس بوده و عملکرد آن حتي در دوره هاي کوتاه مدت کمبود آب صدمه مي بيند. حبوبات در مراحل مختلف رشد فيزيولوژيکي به کمبود آب حساسيت متفاوتي دارند. گياه لوبيا از مرحله سبز شدن تا قبل از مرحله گلدهي حساسيت کمتري به کمبود آب دارد اما پس از شروع مرحله گلدهي نياز آبي اين محصول شديداً افزايش مي يابد. با شروع رسيدن اولين غلاف ها آبياري لوبيا بايد قطع گردد تا مدت زمان رسيدن محصول در مزرعه طولاني نشود. لوبيا اصولاً به آب نسبتاً زيادي احتياج دارد و بايد هر هفته مزرعه لوبيا را حتي المقدور آبياري نمود و بسته به زودرس يا ديررس بودن انواع آن به 8 تا 12 نوبت آبياري احتياج پيدا مي کند (دليبلاتو و السن15، 1974).
لوبيا را در هر نوع خاک مي‌توان کاشت. براي تهيه محصول زودرس از اراضي شني رسي و شني استفاده مي‌کنند اما بذر لوبياي ديررس پائيزه (مخصوصاً براي تهيه لوبياي خشک) در زمين‌هاي ليموني و رسي شني کاشته مي‌شود. از نظر pH، در زمين‌هايي که pH آن بين 3/5 تا 6 است بهترين نتيجه و بيشترين محصول را دارد (کوچکي و بنايان اول، 1372). تاريخ کاشت بر عملکرد، طول ميانگره در ساقه‌هاي اصلي و فرعي، وزن صددانه و وزن خشک بوته به صورت معني‌داري تأثير مي‌گذارد. تأخير در کاشت سبب برخورد رشد رويشي با گرماي تابستان، نقصان سطح فتوسنتزکننده، گلدهي زودهنگام و تطابق مراحل رشد زايشي با گرماي شديد و در نتيجه کاهش عملکرد و اجزاي عملکرد مي‌گردد (آندرسون و واسيلاس16، 1985؛ برد و همکاران17، 1990). اين گياه از نظر فتوسنتز جزء گياهان سه کربنه مي‌باشد.

2-6- تاريخ کاشت
هدف از تعيين تاريخ کاشت يافتن زمان کاشت رقم يا گروهي از ارقام مشابه يک گروه است به طوري که مجموعه عوامل محيطي حادث در آن زمان براي سبزشدن، استقرار و بقاء گياهچه مناسب باشد و ضمن اين که گياه حتي الامکان در هر مرحله از رشد با شرايط مطلوب خود روبرو مي‌گردد، با شرايط نامساعد محيطي نيز برخورد نکند. بهترين تاريخ کاشت منجر به حصول عملکرد بالاتري در مقايسه با ساير تاريخ‌هاي کاشت مي‌گردد. عوامل مؤثر بر انتخاب تاريخ کاشت را مي‌توان شامل عوامل اقليمي و عوامل غيراقليمي مانند آفات، امراض، علف‌هاي هرز، پرندگان، اقتصاد توليد و غيره دانست. عوامل اقليمي نقش بسزائي در رشد و نمو گياهان دارند. اگرچه نوسانات ساليانه عوامل اقليمي مانند دما، بارندگي و شدت يا زمان وزش باد بسيار زياد است و تغييرات کوتاه مدت آن‌ها را در يک ناحيه به طور دقيق نمي‌توان از پيش تعيين نمود، اما ميانگين‌هاي درازمدت آن‌ها روند خاصي را طي هفته، ماه يا سال تعقيب مي‌کنند. بنابراين پيش بيني روند تغييرات آب و هوائي و محاسبه احتمال وقوع وضعيت‌هاي خاصي از شرايط اقليمي طي زمان از طريق معدل گيري تعداد زيادي از سال‌هاي گذشته (حداقل 20 سال) امکان پذير مي‌باشد. بعضي ديگر از عوامل آب و هوايي مانند طول روز يا زاويه تابش آفتاب ثبات رياضي دارند و براي هر مکان و در هر روز از سال با استفاده از اطلاعات جغرافيائي و روابط رياضي قابل محاسبه مي‌‎‌باشند. معمولاً ارقام يک گياه را به گروه‌هاي زودرس، ميان رس و ديررس تقسيم مي‌کنند و تاريخ کاشت هر گروه را با انجام آزمايشاتي براي يک ناحيه تعيين مي‌نمايند. براي اين کار ارقام مورد نظر را در تاريخ‌هاي مختلف مي‌کارند و بهترين تاريخ کاشت را با توجه به رشد و نمو گياه و عملکرد حاصله براي ارقام مورد مطالعه مشخص مي‌کنند. ديده مي‌شود که براي شروع اين گونه مطالعات نيز مي‌بايستي تاريخ کاشت‌هاي تقريباً مناسبي انتخاب نمود. اين عمل از طريق انطباق تئوريک نيازهاي اکولوژيک محصول با عوامل محيطي انجام مي‌شود. به هر حال، شرايط آب و هوايي هر ناحيه تغييرات قابل ملاحظه‌اي از سالي به سال ديگر دارند. ارقام مختلف واقع در يک گروه رسيدگي نيز تفاوت‌هاي محسوسي با يکديگر دارند. به علاوه شرايط عيني محيطي از يک مزرعه به مزرعه ديگر مي‌تواند کاملاً متفاوت باشد. بنابراين مي‌بايستي تاريخ کاشت هر رقم را براي هر فصل کاشت با توجه به شرايط محيطي موجود، خصوصيات رقم، عوامل اقتصادي و غيره تعيين نمود (خواجه پور، 1380).
عدم آگاهي از مديريت صحيح زراعي و کمبود ارقام اصلاح شده و ناشناخته بودن مسائل به زراعي آن‌ها از شمار عوامل اساسي در پائين بودن عملکرد حبوبات از جمله لوبيا در ايران است. تاريخ کشت تأثير مهمي بر عملکرد و اجزاي عملکرد بسياري از گياهان زراعي از جمله حبوبات دارد. به طور کلي، رشد رويشي بيشتر و عملکرد بالاتر به تاريخ‌هاي کشت زود ربط داده شده است. تأخير در کاشت باعث کاهش عملکرد و اجزاي عملکرد سويا (آندرسون و واسيلاس، 1985)، لوبيا (مندل و دي‌هارا18، 1990) و نخود (سيديکو19، 1984) گرديد.

2-6-1- اثر تاريخ کاشت بر رشد لوبيا
تاريخ کشت لوبيا بسيار مهم است و بايد به گونه اي تنظيم شود که دماي خاک در زمان کاشت از 18 درجه سانتي گراد کمتر نبوده و مرحله حساس رشد آن يعني گلدهي با گرما و خشکي مواجه نشود. همچنين زمان رسيدن محصول با سرماي پاييزه برخورد نکند. بهترين تاريخ کاشت 15 ارديبهشت تا 5 خرداد است اما در صورت فراهم بودن امکانات آبياري کشت آن تا اواسط تير ماه نيز امکان پذير است. اگرچه ارقام بسياري از لوبيا در دامنه وسيعي از محيط ها داراي پتانسيل عملكرد بالايي هستند ولي قابليت توليد عملكرد ناشي از سازگاري گياه به شرايط موجود فصل رشد درجه حرارت ، فتوپريود و عمليات مديريت گياه زراعي است (باقري و همکاران، 1380). از آنجايي كه مبدأ اصلي لوبيا مناطق گرمسيري و آمريكاي جنوبي است اين گياه در ساير مناطق مشابه كه درجه حرارت محيطي كمتر از 10 درجه سانتي‌گراد نداشته باشد جوانه خواهد زد. لوبيا نباتي حرارت دوست مي‌باشد و به سرما و يخبندان بسيار حساس بوده و در بهار تا زماني كه درجه حرارت محيط به قدر كافي بالا نرود نمي‌توان به كشت آن مبادرت ورزيد. اگر درجه حرارت در موقع كشت لوبياهاي پاكوتاه از 12 درجه و در لوبياهاي پا بلند از 14 درجه سانتي‌گراد كمتر باشد خوب رشد نمي‌نمايند و از اين نظر خاك بايد د

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید