تفاوت معني‌دار در سطح احتمال 5% از نظر آزمون چند دامنه‌اي دانکن بود. پس از آن به ترتيب تاريخ کاشت دوم و سوم به ترتيب بيشترين مقادير تعداد غلاف در بوته را داشته‌اند (نمودار 4-3). استفاده از پوشش مالچ و عدم استفاده از آن از نظر تأثير بر صفت تعداد غلاف در بوته داراي تفاوت معني‌دار بودند و بيشترين مقدار اين صفت در شرايط استفاده از مالچ مشاهده شد (نمودار 4-4). بيشترين ميانگين تعداد غلاف در بوته در بررسي اثر متقابل مربوط به تيمار تاريخ کاشت اول و استفاده از مالچ بود که با ساير تيمارهاي مورد مطالعه تفاوت معني‌دار داشت (نمودار 4-5).

نمودار 4-3- اثر اصلي تاريخ کاشت بر تعداد غلاف در بوته گياه لوبيا

در آزمايش‌هاي انجام شده توسط قنبري و طاهري مازندراني (1382) و ميرزايي ندوشن (1367) گزارش شد که اثر تاريخ کاشت روي تعداد غلاف در بوته معني‌دار بوده است و در بيشتر مواقع تاريخ‌هاي کشت زود، تعداد غلاف بيشتري در هر بوته داشتند که مشابه نتايج حاصل از اين تحقيق بود. المور (1990) بيان کرد که تأخير در کاشت باعث کاهش تعداد غلاف در بوته مي‌گردد. تأخير در کاشت موجب کوتاهي ساقه اصلي از طريق تشکيل شمار کمتري گره، و در نتيجه پيدايش مکان کمتر براي تشکيل غلاف مي‌شود و شمار غلاف در ساقه اصلي را کاهش مي‌دهد (شهسواري، 1368؛ بيور و جانسون، 1981؛ ويور و همکاران، 1991؛ ويلککس و فرانکنبرگر، 1987). هينگرا و سکهو (1988) گزارش کردند که تأخير در کاشت باعث کاهش تعداد غلاف در گياه و کاهش عملکرد مي‌شود. محققين زيادي مطابق نتايج حاصل از اين بررسي گزارش کرده‌اند که تأخير در کاشت سبب کاهش شمار غلاف در واحد سطح مي‌شود و پتانسيل عملکرد را کاهش مي‌دهد (آگوستا-گالگوس و وايت66، 1995؛ آندرسون و واسيلاس، 1985؛ ايشاگ و ايوب، 1974؛ مونتروسو و وين، 1990؛ اسکاريسبريک و همکاران، 1976؛ شونارد و گپتس، 1994؛ سيونيت و همکاران، 1987؛ ويور و تيم، 1988).

نمودار 4-4- اثر اصلي مالچ بر تعداد غلاف در بوته گياه لوبيا

رحماني و همکاران (1391) گزارش کردند که اختلاف بين تاريخ‌هاي کاشت در سطح 1% بسيار معني دار تشخيص داده شد. آن‌ها گزارش کردند که تأخير در کاشت از 15 ارديبهشت تا 14 خرداد موجب کاهش تعداد غلاف در هر گرديد که اين امر مهمترين عامل کاهش عملکرد دانه محسوب مي‌شود. مشتطي و همکاران (1389) نيز گزارش کردند که تعداد غلاف در بوته در تاريخ‌هاي کاشت 31 تير نسبت به 17 خرداد و 1 تير کاهش يافته است. تحقيقات بيلاليس و همکاران (2003)، هيما و همکاران (2005)، ماچادو (2007) نشان مي‌دهد که کاربرد بقاياي گياهان زراعي به عنوان مالچ علاوه بر تعديل نوسانات دماي خاک، کاهش رواناب، افزايش نفوذپذيري و بهبود ساختمان خاک مي‌توان باعث افزايش عملکرد و اجزاي عملکرد گياه زراعي گردند و با خواص آللوپاتي بالا مي‌توانند باعث کاهش خسارت علف‌هاي هرز شوند. تعداد غلاف در بوته مهمترين جزء عملکردي گياه لوبيا محسوب مي‌گردد. بنابراين توجه به اين صفت و تلاش براي بهبود آن جهت حصول به عملکرد بالا بسيار حائز اهميت است. همان طور که مشاهده مي‌شود نيز استفاده از پوشش مالچ بيشترين تعداد غلاف در بوته را موجب شده است. بررسي اثر متقابل نيز نشان مي‌دهد که تاريخ کاشت اول و استفاده از پوشش مالچ در بهبود اين صفت مؤثر بوده است. البته بايد ذکر گردد که استفاده از پوشش مالچ در تاريخ‌هاي دوم و سوم کشت تا حدود زيادي توانسته است اثر نامناسب شرايط آب و هوايي اين تاريخ‌ها را تعديل کند (نمودار 4-5).

نمودار 4-5- اثر متقابل تاريخ کاشت × مالچ بر تعداد غلاف در بوته گياه لوبيا

4-3- طول غلاف
تجزيه واريانس اثر تاريخ کاشت و اثر مالچ بر طول غلاف در سطح احتمال 1% معني‌دار شد اما اثر متقابل اين دو فاکتور (تاريخ کاشت × مالچ) بر اين صفت معني‌دار نشد (جدول 4-1).
بيشترين ميانگين طول غلاف در مقايسه ميانگين اين صفت متعلق به تاريخ کاشت اول بود که با ساير تاريخ‌هاي کاشت مورد بررسي داراي تفاوت معني‌دار بود (نمودار 4-6). مقايسه ميانگين اثر مالچ بر صفت طول غلاف گياه لوبيا در نمودار 4-7 نشان داده شده است. با توجه به نتايج به دست آمده مشاهده مي‌شود که بيشترين ميانگين طول غلاف متعلق به شرايط استفاده از مالچ بود که با تيمار مقابل خود داراي اختلاف معني‌دار بود.

نمودار 4-6- اثر اصلي تاريخ کاشت بر طول غلاف گياه لوبيا

نمودار 4-7- اثر اصلي مالچ بر طول غلاف گياه لوبيا

رحماني و همکاران (1391) گزارش کردند که از نظر طول غلاف، اثر تاريخ کاشت اختلاف معني داري در سطح احتمال 1% داشته است که با نتايج اين بررسي مطابقت داشت. همچنين مشاهده مي‌شود که با تأخير در تاريخ کاشت، صفت طول غلاف نيز همانند تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه درغلاف و ارتفاع بوته کاهش يافته است. شفارودي و همکاران (1391) گزارش کردند که ويژگي طول غلاف تحت تأثير معني‌دار تاريخ کشت قرار گرفت. کاهش طول غلاف با تأخير در کاشت، مي‌تواند به دليل برخورد مراحل حساس رشدي گياه مانند غلاف دهي و رسيدگي با دماي پايين و شرايط نامساعد رشدي در تاريخ‌هاي کشت دير باشد. در اين بررسي وجود مالچ توانسته است تا حد زيادي اثر نامطالوب مربوط به تاريخ کاشت دوم را براي اين صفت کاهش دهد. اگرچه گياه در تاريخ کشت دوم از شرايط نامطلوب تري نسبت به تاريخ کاشت اول برخوردار بوده است اما وجود پوشش مالچ، توانسته است با حفظ دماي محيط و ايجاد رطوبت مطلوب در ناحيه ريشه بر اين مشکل فائق آيد. بر اساس نتايج لال (1988) نيز عملكرد دانه ذرت، سويا ولوبياي چشم بلبلي تحت تأثير سطوح خاكپوش كاه وكلش برنج قرار گرفتند و در مقدار بقاياي چهار تن در هكتاربيشترين عملكرد را داشتند.

4-4- تعداد دانه در غلاف
بررسي نتايج حاصل از تجزيه واريانس صفت تعداد دانه در غلاف نشان مي‌دهد که اثر اصلي تاريخ کاشت در سطح احتمال 1% و اثر اصلي مالچ در سطح احتمال 5% معني‌دار است. اثر متقابل تاريخ کاشت × مالچ بر صفت تعداد دانه در غلاف معني‌دار نشد (جدول 4-1).
بيشترين مقادير ميانگين تعداد دانه در غلاف به تاريخ کاشت اول اختصاص داشت. تاريخ‌هاي کاشت دوم و سوم به ترتيب بيشترين ميانگين را از نظر اين صفت دارا بودند (نمودار 4-8). بيشترين ميانگين تعداد دانه در غلاف به تيمار استفاده از مالچ تعلق داشت که با تيمار عدم استفاده از مالچ داراي تفاوت معني‌دار بود (نمودار 4-9).

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید