مي‌دهد که تأخير در تاريخ کاشت موجب کاهش توليد ماده خشک، شاخص سطح برگ (LAI)، دوام سطح برگ (LAD)، ميزان رشد محصول (CGR)، ميزان فتوسنتز خالص (NAR) و عملکرد در گياهان مختلف مي‌گردد (عبدل-عزيز-عبدل فتاح و همکاران31، 1974؛ آکوستا-گالگوس و همکاران32، 1996؛ سريلاتها و همکاران33، 1997؛ صليح34، 1987؛ سريواستاوا و سريواستاوا35، 1996) در بررسي اثر تاريخ کاشت بر روي عملکرد لوبيا سفيد 11805، بين تاريخ‌هاي کاشت مختلف تفاوت معني‌دار وجود نداشت، با اين وجود تاريخ کاشت 4 خرداد عملکرد بيشتري توليد نمود (بيضائي، 1375).
تأثير تاريخ کاشت بر اجزاء عملکرد از طريق تأثير بر واکنش به طول روز و درجه حرارت ايجاد مي‌شود. تاريخ کاشت نامناسب منجر به برخورد دوران رشد رويشي و زايشي گياه با شرايط نامناسبي از طول روز و يا درجه حرارت مي‌گردد. کاهش طول دوران رشد با برخورد دوران‌هاي حساس رشد گياه با شرايط نامساعدي از حرارت مي‌تواند سبب کاهش رشد رويشي و اجزاء عملکرد و يا حتي مرگ گياه گردد. ارقام مورد کاشت گياهان زراعي مهم ايران مانند گندم، ذرت و لوبيا نسبت به طول روز بي تفاوت هستند و طول دوران رشد اين گياهان بيشتر توسط دماي هوا کنترل مي‌شود.
به طور کلي، کاشت بسيار زود محصولات گرمادوست ممکن است استقرار گياهچه را به دليل خنکي هوا در مخاطره قرار دهد. همچنين کاشت زودهنگام سبب افزايش رشد رويشي و برخورد گلدهي، گرده افشاني و اوايل دانه بندي با هواي گرم تير و مرداد مي‌شود. کاشت ديرهنگام نيز معمولاً با محدوديت رشد رويشي و گلدهي زودهنگام گياه همراه است، اما ممکن است طول دوران دانه بندي به دليل برخورد با هواي خنک آخر فصل طولاني شده و يا برداشت آن به دليل وقوع باران‌هاي پائيزي با مشکلاتي روبرو گردد (خواجه‌پور، 1380). بر اساس آزمايش انجام شده در استان مرکزي، بهترين تاريخ کاشت لوبيا چيتي خمين، 30 ارديبهشت ماه بوده است (طاهري مازندراني، 1376، گزارش منتشرنشده).
در پژوهش شهسواري (شهسواري، 1368)، لوبيا سفيد لاين 11805 با تيپ رشدي ايستاده از لحاظ شمار غلاف در ساقه‌هاي فرعي، تفاوت معني‌داري با ارقام لوبيا سفيد با تيپ رشدي خزنده نداشت، ولي از نظر شمار غلاف و شمار دانه در هر غلاف ساقه اصلي و شمار دانه در هر غلاف ساقه فرعي ضعيف‌تر و از نظر وزن صددانه بهتر بود و سرانجام عملکرد دانه بيشتري در کليه تاريخ‌هاي کاشت توليد کرد ولي برتري يک صفت به تنهايي، نمي‌تواند براي توليد عملکرد زياد در انواع شرايط محيطي کفايت نمايد (بيور و جانسون، 1981؛ ويور و همکاران، 1991؛ ويلککس و فرانکنبرگر، 1987).

2-6-5- اثر تاريخ کاشت بر عملکرد قسمت‌هاي هوايي لوبيا
تأخير کاشت بهاره لوبيا غالباً با افزايش دما طي دوران رشد رويشي و زايشي گياه، و در نتيجه با تسريع نمو همراه مي‌باشد. تسريع نمو موجب کاهش فرصت براي رشد ساقه اصلي، توليد ساقه‌هاي فرعي و سطح فتوسنتزکننده برمي‌گردد (شهسواري، 1368؛ آندرسون و واسيلاس، 1985؛ بيور و جانسون36، 1981؛ لين و مرخارت37، 1996؛ رابينسون و ويلککس38، 1998؛ اسکاريسبريک و همکاران39، 1976؛ ويور و همکاران40، 1991؛ ويلککس و فرانکنبرگر41، 1987).
کمي فرصت براي رشد رويشي و در نتيجه کاهش سطح فتوسنتزکننده، همراه با برخورد دوران دانه بندي با هواي گرم در اثر تأخير در کاشت را عامل مهمي در کاهش شمار دانه در هر غلاف، و در نتيجه شمار دانه در واحد سطح دانسته‌اند (شهسواري، 1368؛ آندرسون و واسيلاس، 1985؛ ايشاگ و ايوب، 1974؛ اسکاريسبريک و همکاران، 1976). در پژوهش آندرسون و واسيلاس (1985)، کاهش شمار دانه در واحد سطح مهم‌ترين عامل کاهش عملکرد سويا در اثر تأخير در کاشت شناخته شد. انتظار مي‌رود همراه با تأخير در کاشت، وزن هر دانه نيز به دليل کاهش سطح فتوسنتزکننده و کوتاه شدن دوره براي پرشدن دانه کاهش يابد (آندرسون و واسيلاس، 1985؛ ايشاگ و ايوب، 1974؛ ويور و همکاران، 1991). ولي وزن هر دانه تا حدي تعديل کننده شمار دانه در واحد سطح مي‌باشد (شهسواري، 1368؛ ايشاگ و ايوب، 1974)، و نيز ممکن است اواخر دوران پرشدن دانه با وضعيت جوي مناسب‌تري روبرو گردد. به همين دليل، در برخي پژوهش‌ها (شهسواري، 1368؛ اسکاريسبريک و همکاران، 1976)، وزن هر دانه تحت تأثير تاريخ کاشت قرار نگرفته است. آشکار است که اجزاي عملکرد بر يکديگر تأثير مي‌گذارند و سهم يکديگر را در تشکيل عملکرد دانه تغيير مي‌دهند (شهسواري، 1368؛ آندرسون و واسيلاس، 1985؛ بيور و جانسون، 1981؛ بنت و همکاران42، 1977؛ ايشاگ و ايوب، 1974؛ اسکاريسبريک و همکاران، 1976؛ ويور و همکاران، 1991) ولي عموماً عملکرد دانه در اثر تأخير در کاشت کم مي‌شود (شهسواري، 1368؛ آندرسون و واسيلاس، 1985؛ بيور و جانسون، 1981؛ بنت و همکاران، 1977؛ ايشاگ و ايوب، 1974؛ رابينسون و ويلککس، 1998؛ 16؛ ويور و همکاران، 1991؛ ويلککس و فرانکنبرگر، 1987). ميزان کاهش عملکرد ناشي از تأخير در کاشت ممکن است بيشتر و يا کمتر از کاهش حاصل در رشد رويشي باشد و در نتيجه شاخص برداشت در اثر تأخير در کاشت کاهش (آندرسون و واسيلاس، 1985) و يا افزايش (شهسواري، 1368) يابد.
با انجام آزمايشاتي بر روي گياه لوبيا دريافته‌اند که انواع رنگي و منقوط لوبيا سازگاري بهتري با شرايط گرم و خشک نشان مي‌دهند (مجنون حسيني، 1372) و از اين رو ممکن است واکنش متفاوتي به تأخير در کاشت داشته باشند، ولي در اين زمينه بررسي دقيقي به عمل نيامده است.
2-7- مالچ43
اصطلاح مالچ از کلمه انگليسي mulch منشأ گرفته که در اصل به معني پوشش است. در حقيقت مي‌توان مالچ و مالچ پاشي را روشي براي ايجاد پوششي در سطح خاک قلمداد نمود که با اهداف و ديدگاه‌هاي متفاوت مورد استفاده قرار مي‌گيرد. استفاده از انواع مالچ‌ها و مالچ پاشي در زراعت، باغباني، حفاظت خاک و تثبيت ماسه‌هاي روان و توسعه فضاي سبز در سال‌هاي اخير گسترش فراواني يافته است. مالچ را مي توان پوشش غيرزنده ناميد که به عنوان محافظي براي گياهان در زمستان به کار مي‌رود و گياهان را در برابر تغيير دماي شديد خاک و از دست رفتن آب زمين محافظت مي کند و نيز جلوي رشد علف‌هاي هرز را مي‌گيرد. برگ‌هاي پوسيده، پيت ماس و تقريباًً هر نوع ماده آلي را مي‌توان به اين منظور به کار برد. نکته مهم ديگر در انتخاب مالچ اين است که مالچ عاري از تخم علف هرز باشد. توصيه مي‌شود که از علوفه‌اي که پر از بذر است به عنوان مالچ استفاده نشود چرا در غير اين صورت علف‌هاي هرز به سرعت رويش مي‌يابند و مشکلاتي ايجاد مي‌کنند. به اين دليل مي توان از پيت ماس و خاک اره و کود حيواني کاملاًً پوسيده که اغلب عاري از علف‌هاي هرز مي‌باشند استفاده کرد تا رشد علف‌هاي هرز کنترل شود با اين شرط که مالچ حداقل ?? سانتي متر ضخامت داشته باشد. البته کاشت متراکم گياهان پوششي به بذرهاي علف‌هاي هرز فرصت استفاده از رطوبت و نور کافي به منظور جوانه زدن و رشد را نمي‌دهد. مالچ يکي از عمليات قديمي است که توسط باغبانان به مدت طولاني است که براي کنترل علف هرز و حفظ رطوبت پيرامون ميوه، سبزي و گل گياهان استفاده مي‌شود. به طور سنتي، فقط از علوفه، علف چيده شده، برگ‌ها و ديگر مواد که به آساني تجزيه مي‌شوند براي اين کار استفاده مي‌شود (هاگس44، 1971).

2-7-1- مالچ پلاستيکي
مالچ‌هاي شيميايي که امروزه در بازار يافت مي‌شوند به نحو مؤثري از تابش نور خورشيد و رشد علف‌هاي هرز جلوگيري مي نمايند. در طراحي منظر، از اين مالچ‌ها در زير تراشه‌هاي چوب استفاده مي‌کنند تا نماي طبيعي و زيبائي پيدا کند. پلاستيک سياه و مواد پلي پروپيلني45 (مواد مصنوعي) از مالچ‌هاي شيميايي هستند که دوام طولاني دارند اما در صورت از بين رفتن، در غني سازي خاک هيچ گونه نقشي ندارند. پلاستيک سياه به صورت يکپارچه و يا با نوارهاي خردشده به کار برده مي‌شود. راندمان مالچ يکپارچه از نواري بيشتر است، زيرا پلاستيک يکپارچه پوشش کامل داشته و امکان جوانه زدن علف‌هاي هرز از ميان آن وجود ندارد اما قابليت نفوذ آب را ندارد. مالچ پلاستيکي اکنون يکي از اجزاء توليد محصولات کشاورزي با پلاستيک است. در اين نوع مالچ اغلب از چندين روش براي افزايش محصولات استفاده مي‌شود، مثلاً بيشتر محصولاتي که از مالچ پلاستيکي استفاده مي‌کنند از آبياري قطره‌اي نيز بهره مي‌گيرند (توماس46، 1997). مالچ پلاستيکي در رنگ‌ها و اندازه‌هاي مختلف براي نيازهاي مختلف در دسترس است. دوام مالچ‌ها وابسته به ضخامت آن‌ها است (هيملريک و آکريج47،). در مالچ پلاستيکي دوام يک فاکتور بزرگ است. بيشتر پلاستيک‌هاي ترد و شکننده توانايي اين را دارند که در کشت استفاده شوند اما بادهاي سنگين مي‌توانند موجب پاره شدن آن‌ها شوند. پلاستيک‌هايي محکم هستند که بعد از 2 بار کشت هم هنوز پابرجا هستند. اخيراً بيشتر پلاستيک‌ها خم شونده هستند و داراي قابليت تغيير مي‌باشند و به کشاورزان اين اجازه را مي‌دهد از پلاستيک و محصولات آن به آساني استفاده کنند (تاکسبري48، 2003). مالچ پلاستيکي به صورت خطوط موازي در سطح خاک‌هاي آماده شده قرار مي‌گيرند. بستر بايد بدون باقي مانده گياهان باشد و به وسيله يک شي سنگين در روي حاشيه‌هاي کناره خاک محکم شود. مالچ بايد به صورت سفت و محکم به خاک بچسبد تا انتقال حرارت خوب و از آزادشدن و حرکت توسط باد جلوگيري شود. حرکت مالچ توسط باد ممکن است باعث شود پلاستيک پاره شود و مزاياي آن از بين رود. مالچ پلاستيکي به کنترل علف هرز، بالابردن دما و تنظيم رطوبت خاک کمک مي‌کند. بسياري از مالچ‌هاي پلاستيکي رنگي براي کشاورزان سودمند است که هر کدام فوايد مختلفي براي توليد دارند (هيملريک و آکريج، 1999). مالچ پلاستيکي در بالاي بستر کاشت به روئيدن سالم‌تر، فراواني بيشتر محصولات در يک دوره کوتاه زماني کمک مي‌کند و گياهان به صورت مستقيم از ميان سوراخ‌هاي حفرشده در پلاستيک خارج مي‌شوند. هدف مالچ پلاستيکي افزايش دماي خاک است و در زراعت به پلاستيکي با دوام و مقاوم در برابر بادهاي شديد نياز داريم (37). لايه‌هاي مالچ مي‌توانند همچنين مانعي براي جلوگيري از خروج متيل برومايد49 که يک گاز سمي براي ضدعفوني کردن خاک است، باشند. يک لايه مالچ مي‌تواند به کشاورزان اجازه دهد که کمتر از متيل برومايد استفاده کنند. همچنين يک لايه مالچ غيرقابل نفوذ مي‌تواند تأثيرگذاري گازها را توسط نگه داشتن گازها در تماس طولاني با خاک بهبود بخشد (اسکات50، 1992).

2-7-2- اثر مالچ‌هاي پلاستيکي بر رشد گياه
گياهان هميشه در حال رقابت براي فضا، نور آفتاب و آب هستند. گياهان بايد سختي‌هايي را مانند بيماري، حشرات و آب و هوا را تحمل کنند. آن‌ها بايد يک مکانيسم دفاعي و ساختاري حساس براي مبارزه با اين فاکتورهاي محيطي داشته باشند. گياهان همچنين بايد با ديگر گياهان که در اطرافشان قرار دارند رقابت کنند. گياهان يک ماده به نام فيتوکروم دارند که مانند يک سنسور براي نشان دادن تغييرات در رنگ نور که از محيط اطرافشان بازتاب شده عمل مي‌کند. گياهان از نور مانند يک سيگنال استفاده مي‌کنند که آن‌ها را قادر به رقابت با گياهان اطرافشان مي‌کند. گياهان نمي‌توانند بفهمند که اين سيگنال از يک گياه در مجاورشان، گياه مرده در روي سطح خاک يا اينکه رنگ خاک است. گياهان نور مادون قرمز را مثل يک سيگنال تشخيص مي‌دهند. اگر يک گياه مقدار زيادي نور مادون قرمز بازتاب شده را دريافت کند احساس مي‌کند که گياهان ديگري در مجاورشان رشد کرده‌اند. فيتوکروم‌ها پس از علامت دادن به گياهان انرژي بيشتري (فتوسنتز) را در بالاي گياه (ساقه) مصرف مي‌کند و برعکس در پايين گياه (ريشه) انرژي کمتري صرف مي‌شود. گياهان پس از دريافت علامت‌ها

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید