خشك، ميزان مصرف آب را تا 50 درصد كاهش دهد بدون اينكه در توليد محصول كاهشي مشاهده نمايد.
اپارا و همکاران61 (1992) گزارش نموده‌اند كه تيمار پوشش پلاستيكي در مقايسه با مواد ديگر مورد استفاده، تأثير بيشتري بر حفظ رطوبت خاك در دوره هاي خشكي داشته است.
آگاروال و همکاران62 (1992) با تحقيقي كه انجام داده‌اند به اين نتيجه رسيدند كه حجم بالاي رطوبت ذخيره شده به ساختار توسعه يافته خاك و به كاهش تبخير به وسيله مالچ گياهي بستگي دارد. با اين حال تحقيقات نشان مي‌دهد كه ميزان رطوبت خاك با مالچ و بقاياي گياهي همبستگي بيشتري دارد.
جالوتا63 (1993) طي تحقيق خود اعلام كرده است كه در مناطق خشك و نيمه خشك حدود 40 تا 70 درصد از اتلاف آب از سطح خاك به وسيله تبخير مي‌باشد كه مي‌توان به وسيله مواد پوشاننده خاك از آن جلوگيري نمود و در اختيار گياه قرار داد.
برت و همکاران64 (2002) تحقيقي در زمينه تأثير استفاده از مالچ و كاه بر روي خاك لخت انجام داده‌اند. نتايج نشان داد با اين روش مي‌توان بعد از آبياري ميزان تبخير از سطح خاك را از 11 تا 84 درصد براي يك دوره كوتاه مدت و نصف اين ميزان را در دراز مدت كاهش داد.

فصل سوم
مواد و روش‌ها

3-1- زمان و موقعيت جغرافيايي و اقليمي محل اجراي طرح
اين آزمايش در سال زراعي 1392 در مزرعه تحقيقاتي به ابعاد 500 متر مربع واقع در روستاي کفترود از توابع پيربازار شهرستان رشت اجرا گرديد (شکل 3-1). طول جغرافيايي محل آزمايش 49 درجه و 31 دقيقه شرقي، عرض جغرافيايي آن 37 درجه و 20 دقيقه شمالي وارتفاع آن 2 متر پايين‌تر از سطح درياي آزاد مي‌باشد.

3-2- ويژگي‌هاي آب و هوايي منطقه
ميزان بارندگي سالانه محل آزمايش بر مبناي ميانگين 10 ساله برابر با 1359 ميلي‌متر و متوسط درجه حرارت آن 9/15 درجه سانتي‌گراد مي‌باشد. براساس تقسيمات هواشناسي اين منطقه جزء مناطق نيمه‌مديترانه‌اي گرم مي‌باشد که تابستان‌هاي گرم و زمستان‌هاي ملايم دارد و به‌دليل هم‌جواري با درياي خزر، مرطوب و رطوبت نسبي آن 40 تا 100 درصد است (سازمان هواشناسي کشور، 1391).

3-3- مشخصات خاک
براي تعيين خصوصيات فيزيکي و شيميايي خاک، از عمق 30-0 سانتي‌متري نمونه‌برداري به صورت مرکب انجام گرديد. براساس نتايج به دست آمده از آزمايشگاه خاکشناسي، بافت خاک مزرعه از نوع لومي بود. نتايج آزمايش خاک در جدول 3-1 ارائه شده است.

جدول 3-1- خصوصيات فيزيکي و شيميايي خاک زراعي محل اجراي آزمايش
هدايت الکتريکي (دسي زيمنس بر متر)
اسيديته گل اشباع
کربن آلي (درصد)
ازت کل (درصد)
کلسيم محلول (me/lit)
کلسيم قابل تبادل (me/100g)
فسفر
قابل جذب (ava)
پتاسيم
قابل جذب (ava)
آهن
قابل جذب (ava)
روي
قابل جذب (ava)
شن
(درصد)
سيلت (درصد)
رس (درصد)
33/0
48/5
69/0
112/0
4/2
6/8
4/73
216
125
9/2
33
40
27

3-4- مشخصات طرح آزمايشي
اين آزمايش به منظور بررسي بهترين تاريخ کاشت و بررسي اثر مالچ بر عملکرد و اجزاي عملکرد گياه لوبيا به صورت آزمايش فاکتوريل در قالب طرح بلوک‌هاي کامل تصادفي با سه تکرار اجرا شد. فاکتور اول اين طرح شامل سه تاريخ کاشت (13، 20 و 27 شهريور 1392) با فواصل 4 روزه و فاکتور دوم در دو سطح استفاده از مالچ پلاستيکي و عدم استفاده از مالچ مي‌باشد.

3-5- مراحل اجراي طرح آزمايشي
جهت اجراي طرح آزمايشي، ابتدا عمليات آماده سازي و انجام شخم نيمه عميق زمين زراعي مورد نظر به وسيله ديسک و روتيواتور صورت پذيرفت و در اواخر مرداد ماه 1392 کرت بندي و پلات بندي انجام شد. پس از آن فواصل کاشت مشخص گرديد و نقشه آزمايشي طرح تهيه گرديد. براساس نقشه آزمايشي تهيه شده نصب اتيکت کرت‌ها انجام پذيرفت و فاکتورهاي آزمايشي که بايد در هر کرت اعمال مي‌شد مشخص گرديد. فاکتورهاي مورد بررسي شامل 3 سطح تاريخ کاشت (A) و 2سطح مالچ (B) به شرح زير بودند:
a1: تاريخ کاشت اول 13/6/1392
a2: تاريخ کاشت دوم 20/6/1392
a3: تاريخ کاشت سوم 27/6/1392
b1: استفاده از مالچ پلاستيکي
b2: عدم استفاده از مالچ پلاستيکي
در تاريخ 4/7/92 پس از حدود 20 روز ظهور اولين سه برگچه‌اي مرتبط با تاريخ کاشت اول مشاهده شد. در همان تاريخ با توجه به آزمايش خاک انجام شده به زمين زراعي کود نيتروژن به صورت سرک اضافه گرديد. در طي دوران کاشت تا رسيدگي کامل به دليل وجود علف‌هاي هرز در بين کرت‌ها و حاشيه مزرعه عمليات وجين علف‌هاي هرز در سه نوبت انجام شد. در انتهاي مهر ماه نيز عمليات خاک دهي پاي بوته‌ها براي استقرار بهتر گياه صورت پذيرفت. هر تکرار مشتمل بر 6 کرت به ابعاد 9 متر مربع (3 متر × 3 متر) بود که فواصل بين کرت‌ها در هر بلوک به ميزان 5/0 متر و فاصله بلوک‌ها به ميزان 1 متر در نظر گرفته شد. برداشت کامل گياه لوبيا در کليه کرت‌ها در تاريخ 27/8/1391 صورت گرفت و پس از آن اندازه‌گيري صفات انجام شد.

3-6- خصوصيات مورد بررسي
به منظور بررسي صفات مورفولوژيکي پس از رسيدگي کامل از هر کرت آزمايشي تعداد 6 بوته به طور تصادفي از 2 رديف مياني برداشت شد و صفات مورد نظر اندازه گيري شد. به منظور تعيين عملکرد دانه از هر کرت آزمايشي رديف‌هاي مياني به طول 2 متر با حذف 5/0 متر از اثر حاشيه و بر اساس 14% رطوبت وزن دانه محاسبه شد.

3-6-1- ارتفاع گياه
پس از رسيدگي نهايي از خطوط مياني هر کرت 6 بوته به طور تصادفي انتخاب شدند و ارتفاع آن‌ها با خط‌کش با دقت در حد ميلي‌متر اندازه‌گيري گرديد.

3-6-2- تعداد غلاف در بوته
تعداد 6 بوته‌ لوبيا در هر کرت به صورت تصادفي انتخاب شدند و تعداد غلاف آن شمارش گرديد و سپس از آن ميانگين گرفته شد و تعداد غلاف در هر بوته مشخص شد.

3-6-3- طول غلاف
تعداد 6 بوته لوبيا از هر کرت به صورت تصادفي انتخاب شدند و طول غلاف آن‌ها شمارش گرديد. سپس با تعيين ميانگين طول غلاف‌هاي اندازه گيري شده، طول غلاف مشخص گرديد.

3-6-4- تعداد دانه در غلاف
تعداد 6 بوته به طور تصادفي انتخاب شدند، سپس تعداد دانه ها در اين 6 بوته شمارش گرديد و پس از اين کار ميانگين تعداد دانه در هر غلاف محاسبه شد.

3-6-5- طول دانه
به وسيله دستگاه کوليس طول دانه‌هاي 6 بوته لوبيا که انتخاب شده بودند اندازه گيري شد. سپس با محاسبه طول دانه‌هاي برداشت شده، طول دانه محاسبه گرديد.

3-6-6- عرض دانه
عرض دانه‌‌هاي 6 بوته لوبيا به طور تصادفي در هر کرت توسط دستگاه کوليس اندازهگيري شد و از آن‌ها ميانگين گرفته شد.

3-6-7- عملکرد بيو
پس از رسيدگي نهايي از خطوط مياني هر کرت 6 بوته تصادفي انتخاب شد و وزن کل قسمت‌هاي آن‌ها اندازه‌گيري گرديد. در نهايت از آن‌ها ميانگين گرفته شد.

3-6-8- عملکرد غلاف سبز
تعداد 6 غلاف به طور تصادفي انتخاب و وزن آن‌ها اندازه گيري گرديد و سپس از آن‌ها ميانگين گرفته شد.

3-6-9- وزن صد دانه
از دانه‌هاي مربوط به هر تيمار 100 عدد شمارش شد و به وسيله ترازوي ديجيتال توزين شد.

3-6-10- عملکرد دانه
پس از حذف اثر حاشيه بوته‌هاي موجود در خطوط مياني برداشت شد و عملکرد آن‌ها بر پايه رطوبت 14% محاسبه گرديد.

3-7- محاسبات آماري
براي تجزيه و تحليل داده‌ها و انجام کليه تجزيه‌هاي آماري از نرم افزارهاي SAS و SPSS و براي رسم نمودارها از نرم افزار Excel استفاده شد. مقايسه ميانگين ها نيز با آزمون چند دامنه اي دانکن در سطح احتمال پنج درصد انجام شد.

فصل چهارم
نتايج

4-1- ارتفاع بوته
نتايج حاصل از تجزيه واريانس صفت ارتفاع بوته گياه لوبيا در جدول 4-1 ارائه شده است. همان طور که مشاهده مي‌شود اثر اصلي تاريخ کاشت و اثر اصلي مالچ بر اين صفت در سطح احتمال 1% معني‌دار گرديد اما اثر متقابل تاريخ کاشت و مالچ بر اين صفت معني‌دار نشد.
مقايسه ميانگين اثر تاريخ کاشت تفاوت معني‌دار اثر سه تاريخ کاشت مورد مطالعه را بر صفت ارتفاع بوته نشان داد به گونه‌اي که بيشترين ميزان ارتفاع بوته در تاريخ کاشت اول و کمترين ميزان ارتفاع بوته در تاريخ کاشت سوم مشاهده شد (نمودار 4-1). مقايسه ميانگين اثر مالچ نيز نشان داد که استفاده از پوشش مالچ موجب ايجاد ارتفاع بوته بيشتر و عدم استفاده از آن موجب کاهش ارتفاع بوته شده است (نمودار 4-2).

نمودار 4-1- اثر اصلي تاريخ کاشت بر ارتفاع بوته گياه لوبيا

خواجه پور (1380) بيان کرد که کاشت زودهنگام سبب افزايش رشد رويشي و کاشت ديرهنگام نيز معمولاً با محدوديت رشد رويشي و گلدهي زودهنگام گياه همراه است، اما ممکن است طول دوران دانه بندي به دليل برخورد با هواي خنک آخر فصل طولاني شده و يا برداشت آن به دليل وقوع باران‌هاي پائيزي با مشکلاتي روبرو گردد که با نتايج حاصل از اين تحقيق در يک راستا بود. شهسواري (1368)، آندرسون و واسيلاس (1985)، بيور و جانسون (1981)، لين و مرخارت (1996)، رابينسون و ويلککس (1998)، اسکاريسبريک و همکاران (1976)، ويور و همکاران (1991) و ويلککس و فرانکنبرگر (1987) در نتايج حاصل از آزمايشات خود گزارش کردند که تأخير در کاشت لوبيا موجب تسريع در نمو گياه مي‌شود. تسريع نمو نيز موجب کاهش فرصت براي رشد ساقه اصلي، توليد ساقه‌هاي فرعي و سطح فتوسنتزکننده برمي‌گردد که در مجموع موجب کاهش ارتفاع بوته گياه نيز مي‌شود. نتايج بررسي محققين ذکرشده با نتايج اين بررسي مطابقت داشت. رحماني و همکاران (1391) نيز مشابه نتايج اين تحقيق گزارش کردند که اثر تاريخ کاشت بر ارتفاع بوته گياه لوبيا بسيار معني‌دار است. بيشترين ارتفاع بوته در تاريخ کاشت 15 ارديبهشت با 8/79 سانتي‌متر و کمترين آن در تاريخ کاشت 14 خرداد با ارتفاع 4/63 سانتي‌متر مشاهده شد.

نمودار 4-2- اثر اصلي مالچ بر ارتفاع بوته گياه لوبيا

به طور کلي تأخير در کاشت سبب کاهش ارتفاع بوته به علت کاهش طول دوره رشد رويشي گياه شد. قنبري و طاهري مازندراني (1382) گزارش کردند که تاريخ‌هاي مختلف کاشت بر ارتفاع بوته اثر معني‌داري داشته است. بيشترين ارتفاع بوته در تاريخ کاشت 30 ارديبهشت حاصل شد و با تأخير در کاشت، ارتفاع بوته کاهش پيدا کرد. کاهش ارتفاع گياه در اثر تأخير در کاشت، احتمالاً به تغييرات درجه حرارت و طول روز در طي نمو رويشي و زايشي بستگي دارد (هاشمي جزي، 1380). هانگ و همکاران (1993) اظهار داشتند که کاهش ارتفاع عمدتاً مي‌تواند ناشي از کوتاه شدن فواصل ميان گره‌ها در اثر تغيير طول روز باشد. در تاريخ‌هاي کاشت اواسط فصل نسبت به تاريخ‌هاي خيلي زود و يا خيلي دير بوته‌هاي بلندتري توليد مي‌شود (هاشمي جزي، 1380؛ داس و همکاران65، 1996). بنا بر گزارش برخي محققين کاربرد مالچ کاه باعث کاهش رشد گياهچه‌هاي علف هرز شده که اين امر عمدتاً به خاطر کاهش نفوذ نور است که با توليد يک لايه خفه کننده موجب کاهش فتوسنتز مي‌شود (آتور رحمان و همکاران، 2005). جلوگيري از رشد علف‌هاي هرز مي‌تواند دليل خوبي براي استقرار بهتر گياه لوبيا در خاک و رشد رويشي بيشتر آن شود به صورتي که ارتفاع گياه لوبيا در شرايط استفاده از مالچ با تفاوت آماري معني‌داري بسيار بيشتر از حالت عدم استفاده از مالچ است (نمودار 4-2).

4-2- تعداد غلاف در بوته
تجزيه واريانس صفت تعداد غلاف در بوته نشان داد که اثر تاريخ کاشت، اثر مالچ و اثر متقابل تاريخ کاشت × مالچ بر اين صفت در سطح احتمال 1% معني‌دار مي‌باشد (جدول 4-1).
مقايسه ميانگين اثر اصلي تاريخ کاشت بر صفت تعداد غلاف در بوته نشان داد که تاريخ کاشت اول بيشترين ميانگين تعداد غلاف در بوته را داشته است که با ساير تاريخ‌هاي کاشت داراي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید