4-5 تعداد شاخه فرعي 57
4-6 تعداد طبق در بوته 58
4-7 ارتفاع کل گياه 60
4-8 وزن صد دانه 61
4-9 عملکرد 63
4-10 تجزيه خوشه اي صفات مورفولوژيکو صفات مولکولي 66
4-11کيفيت DNA استخراج شده با استفاده از ژل آگارز 1 درصد 67
4-12تنوع ژنتيکي ژنوتيپ هاي گلرنگ با استفاده از نشانگر مولکولي ISSR 67
4-13 همبستگي بين فاصله ژنتيکي بدست آمده بر اساس داده هاي مولکولي مارکر هاي ISSR و ميزان هتروزيس براي صفات مورد بررسي………………………………………………………………………. 69
5 فصل پنجم 73
5-1 نتيجه گيري کلي 73
5-2 پيشنهادات : 74

فهرست اشکال:
شکل ‏4-1: خط رگرسيونWr-Vrبراي صفت تعداد روز تا شروع گلدهي Wr=aVr+b، Wr(کواريانس نتاج -والد) ،Vr (واريانس والدين )، نقاط ژنوتيپ هاي P1تا P10مي باشند. 49
شکل ‏4-2: خط رگرسيون Wr-Vr براي صفات تعداد روز تا متوسط گلدهي. Wr=aVr+b،Wr(کواريانس نتاج -والد) ،Vr (واريانس والدين )، نقاط ژنوتيپ هاي P1تا P10مي باشند. 52
شکل‏4-3:خطرگرسيون Wr-Vr براي صفت تعداد روز تا پايان گلدهي . Wr=aVr+b،Wr(کواريانس نتاج -والد) ،Vr (واريانس والدين )، نقاط ژنوتيپ هاي P1تا P10 مي باشند. 53
شکل ‏4-4:خط رگرسيون Wr-Vr براي صفت فاصله تا اولين شاخه فرعي .Wr=aVr +b،Wr(کواريانس نتاج -والد) ،Vr (واريانس والدين )، نقاط ژنوتيپ هاي P1تا P10مي باشند. 56
شکل ‏4-5: خط رگرسيون Wr-Vr براي صفت تعداد شاخه فرعي در بوته Wr=aVr+b،Wr(کواريانس نتاج -والد) ،Vr (واريانس والدين )، نقاط ژنوتيپ هاي P1تا P10مي باشند . 58
شکل ‏4-6: رگرسيون Wr-Vr براي صفت تعداد طبق در گياه W=aVr + b،Wr(کواريانس نتاج -والد) ،Vr (واريانس والدين )، نقاط ژنوتيپ هاي P1تا P10مي باشند. 59
شکل ‏4-7: خط رگرسيون Wr-Vr براي صفت ارتفاع گياه .Wr=aVr +br، Wr(کواريانس نتاج -والد) ،Vr (واريانس والدين )، نقاط ژنوتيپ هاي P1تا P10مي باشند. 61
شکل ‏4-8: خط رگرسيون Wr-Vr براي صفت وزن صد دانه Wr=aVr + b،Wr(کواريانس نتاج -والد) ،Vr (واريانس والدين )، نقاط ژنوتيپ هاي P1تا P10مي باشند. 62
شکل ‏4-9: خط رگرسيون Wr-Vr براي صفت عملکرد . Wr = aVr + b، Wr(کواريانس نتاج 64
شکل ‏4-10: گروه بندي 10 ژنوتيپ والديني گلرنگ بر اساس صفات مورفولوژيک با استفاده از روش UPGMA (1تا10 به ترتيب والدهايP1 تاP10 )مي باشند. 66
شکل ‏4-11: بارگذاري DNA بر روي ژل آگارز يک درصد (ستونها از چپ به راست به ترتيب ژنوتيپ هاي p1 تا p10 مي باشند ). 67
شکل ‏4-12:الگوي تکثير توسط آغازگر 5? – (TCC)5 RY-3? 68
شکل ‏4-13: دندروگرام 10 والد گلرنگ بر اساس فاصله ژنتيکي ني با روش UPGMA با استفاده از داده هاي مولکولي ISSR . 69

فهرست جداول:

جدول ‏3-1:مشخصات آغاز گرهاي ISSR مورد استفاده. 42
جدول ‏3-2: اجزاء مخلوط واکنش PCR براي تکثير آغاز گرهاي ISSR 43
جدول ‏3-3: برنامه چرخه حرارتي واکنش PCR براي تکثير توسط آغازگرهاي ISSR . 43
جدول ‏4-1 :خلاصه تجزيه واريانس صفات بر اساس روش 2 گريفينگ در تلاقي داي آلل لاين هاي اينبرد گلرنگ. 50
جدول ‏4-2: مقادير ترکيب پذيري عمومي لاين هاي اينبرد گلرنگ براي برخي صفات مورد بررسي با استفاده از تلاقي داي آلل. 54
جدول ‏4-3: برآورد پارامترهاي ژنتيکي برخي صفات مورد بررسي در تلاقي داي آلل لاينهاي اينبرد گلرنگ 65
جدول ‏4-4: مقدار ماتريس تشابه 10 ژنوتيپ والدي گلرنگ بر اساس مارکر مولکولي ISSR 68
جدول ‏4-5: ضرايب همبستگي بين فاصله ژنتيکي حاصل از داده هاي مولکولي ISSR با ميزان HPH و HMP براي صفات مورد بررسي در نتاج حاصل از تلاقي داي آلل لاينهاي اينبرد گلرنگ. 70
جدول ‏4-6: مقدار فاصله ژنتيکي والدين بر اساس داده هاي مولکولي ISSR و ميزان HHP (هتروزيس نسبت به والد برتر) و HMP (هتروزيس نسبت به ميانگين والدين ) براي صفت عملکرد در تلاقي هاي داي آلل لاين هاي گلرنگ. 71

فهرست اختصارات
قابليت ترکيب پذيري عمومي
General Combining Ability
GSA
قابليت ترکيب پذيري خصوصي
Specific Combining Ability
SCA
کواريانس والد-نتاج
Array Parent Offspring Covariancees
WR
هتروزيس نسبت به والد برتر
High Parent Heterosis
HPH
هتروزيس نسبت به ميانگين والدين
Mean Parent Heterosis
MPH

1 فصل اول

مقدمه

افزايش نياز به روغنهاي گياهي و محدود بودن زمين هاي حاصلخيز ومنابع آب موجب شده استتا گياهان دانه اي و روغني با سازگاري بالا همچون گلرنگ (Carthamus tinctorius L.)مورد توجه قرارگيرند.کشت گلرنگ در ايران به عنوان يکي از مراکز عمده کشت وکار اين محصول در دنياي قديم (نولز،1969) همچنان رواج داشته و در حال توسعه مي باشد. گلرنگ در گذشته بيشتر به منظور تهيه رنگدانه قرمز براي استفاده در صنايع رنگرزي و همچنين براي رنگ اغذيه کشت مي شد و زراعت آن به منظور استحصال روغن خوراکي از سال 1336 در ايران آغاز گرديد (زينعلي، 1378).توليد گلرنگ در ايران با متوسط 700 کيلوگرم در هکتار با متوسط جهاني آن (2000 کيلوگرم در هکتار) فاصله زيادي دارد(زينعلي ،1378).افزايش توليد گلرنگ و توانايي رقابت آن با ساير دانه هاي روغني در ايران نيازمند اصلاح ارقامي با عملکرد دانه و ميزان روغن بالا مي باشد. از اين رو افزايش عملکرد و ميزان روغن دانه از اهداف مهم اصلاحي اين گياه به شمار مي روند.
افزايش عملکرد در واحد سطح که مهمترين راه نجات بشر از فقر و گرسنگي استعمدتاً متکي بر اصلاح و ايجاد ارقام پر محصول با خصوصيات و پتانسيل هاي کمي و کيفي بالا مي باشد و تنوع ژنتيکي اساس و پايه کار اصلاح نباتات است.يک اصلاح گر در صورتي مي تواند در برنامه هاي اصلاحي خود موفق باشدکه شانس انتخاب مواد مناسب و تنوع براي او وجود داشته باشد.گاهي انتقال حتييک ژن مفيد و با ارزش ازمنابع بومي و يا خويشاوندان وحشي آنها چه از طريق روشهاي معمول اصلاح نباتات و چه از طريق تکنيک هاي پيشرفته مهندسي ژنتيک مي تواند تحول عظيم و غير قابل تصوري در سرنوشت و توليد آن محصول در يک کشور ويا مناطق وسيعي از جهان ايجاد کند.اين ژنها عمدتاً در ارقام بومي و خويشاوندان وحشي آنها طي قرن هاي متمادي بوجود آمده استکه مي تواند در بهبود گياه مورد استفاده قرار بگيرد (فرشاد فر،1377).
ايران و برخي ازکشورهاي منطقه از جمله افقانستان، پاکستان… خاستگاه و مبداء بسياري از گونه هاي گياهان زراعي و خويشاوندان وحشي آنها محسوب شده و از تنوع ژنتيکي بسيار بالايي بر خوردار هستند.گياه شناسان ايران معتقدند که حدود 12-10 هزار گونه گياهي در ايران وجود دارد که اين تنوع بيش از تنوع گياهي در قاره اروپا است. اين موضوع عمدتاً به دليل وسعت، تنوع آب و هوايي و جغرافيايي کشور است.اما به دليل عوامل نا مساعد محيطي،چرا و بهره برداري بي رويه دام،توسعه صنعتي،کشاورزي مدرن و غيره،اين ثروت عظيم و با ارزش خدادادي در حال فرسايش شديد و نابودي است (وجداني،1375).
يکي از نتايج اجتناب ناپذيرکشاورزي مدرن که مبتني بر استفاده از واريته هاي اصلاحي با حداکثر عملکرد و کيفيت قابل قبول مي باشدکاهش تنوع ذخاير ژنتيکي است.اگر چه تخمين اين کاهش تنوع ژنتيکي مشکل و يا غير ممکن مي نمايد اما در اين که تعداد بسياري از ژنها ي مفيد از دست رفته اند و ذخاير ژنتيکي با سرعت فزاينده اي در حال کاهش است و محصولات زراعي عمده در معرض تهديد روز افزون شرايط محيطي نا مناسب و تنش هاي زيستي و غير زيستي قرار گرفته اندترديدي نيست بنابراين امروزه آگاهي از منابع تنوع ژنتيکي و مديريت آنها به عنوان اجزاي مهم برنامه ها و طرح هاي اصلاح نباتات تلقي مي شوند(قره ياضي،1385).
گلرنگ از قديمي ترين گياهان شناخته شده نزد انسان استکه از قديم بعنوان يک گياه دارويي مورد کشت قرار مي گرفته است ودانه گلرنگ داراي 50-30 درصد روغن و 25-15 درصد پروتئين است.روغن گلرنگ فاقد کلسترول بوده واز نظر کيفيت تغذيه اي تقريبا مشابه زيتون است (داجو و ماندل،1996). از آنجايي که تاکنون گلرنگ جزو گياهان زراعي مهم دنيا محسوب نمي شده است منابع و اطلاعات موجود در ارتباط با آن زياد نيست.اين گياه در هند و مکزيک در حال حاضر داراي اهميت زيادي است (داجوو ماندل،1996 و سنگام و همکاران،2005).
در بين گياهان روغني متداول در دنيا گلرنگ تنها گياه بومي کشور مي باشد و ايران به عنوان يکي از مراکز اوليه پيدايش شناخته شده است (ويس،2009). لذا بديهي است که در خصوص اين گياه کشور ايران از ذخيره ژرم پلاسم قوي و غني برخوردار باشد.بنابراين شناخت خصوصيات توده هاي گلرنگ و امکان بهره گيري بهتر و بيشتر از اين منابع متنوع ژني در برنامه هاي اصلاحي از اهميت زيادي بر خوردار است.
اولين گام در اصلاح گلرنگ داشتن جمعيتي با تنوع بالا است تا بتوان از داخل آن انتخاب مناسبي انجام داد.براي توليد هيبريد و استفاده از پديده هتروزيس انتخاب والدين اوليه از اهميت ويژه اي برخوردار است.وجود فاصله ژنتيکي مناسب بين ارقام از جمله عواملي استکه مي تواند ما را در اين امر کمک کند.زيرا براي صفات کمي هرچه فاصله ژنتيکي بين والدين از يکديگر بيشتر باشد نتاج حاصل از تلاقي متنوع تر خواهند بود و احتمال مشاهده نتاج برتر از والدين بيشتر خواهد بود.بنابراين شناخت اجزايي از گياه که نقش عمده اي در توليد عملکرد نهايي دارند و ارتباط بين آنها و ميزان وراثت پذيري صفات از جمله مواردي هستند که در اصلاح اين گياه مانند ساير گياهان بايد مورد توجه قرار بگيرد (ارزاني،1383).
با توجه به تنوع ژنتيكي قابل توجه براي اين گياه در ايران اطلاع از نحوه كنترل ژنتيكي صفات و ميزان هتروزيس، اصلاح گر را در تعيين بهترين روش اصلاحي كه داراي بيشترين بازدهي باشد ياري مي نمايد. يكي از مباحث بسيار با اهميت در طول دوره اصلاح نباتات كشف پديده هتروزيس ميباشد كه امروزه از ديدگاه اصلاح كنندگان نبات به صورت يك پديده بيولوژيك و به صورت برتري نتاج نسبت به ميانگين والدين و يا والدبرتر تعريف مي شود (لامکي،1993 ). از آنجايي که هتروزيس با اثرات متقابل آللهاي مختلف در يک مکان ژني ارتباط دارد،استفاده از اختلاف ژنتيکي بر اساس مارکر مولکولي جهت گزينش والدين در پروژه هاي اصلاحي پيشنهادشده است (سرنا،1997).گزينش لاينهاي مناسب جهت تلاقي و شناسايي تلاقي هاي با عملكرد بالايکي از وقت گيرترين و پر هزينه ترين مراحل در پروژه هاي اصلاحي هيبريد ها مي باشد (ملچينجر،1990). در طول دو دهه گذشته تعداد قابل توجهي از مطالعات وجود همبستگي بين فاصله ژنتيكي بر اساس ماركرهاي ملكولي( AFLP،RAPD،SSR,RFLP)يا آيزوزايم ها را با كارايي هيبريد ها و هتروزيس تاييد كرده است (پالز،1996). در اين مطالعه سعي خواهد شد با مقايسه روشهاي كلاسيك تخمين هتروزيس و روشهاي نوين مبتني بر ماركرهاي مولكولي پتانسيل ماركرهاي ISSR را در تخمين خصوصيات و عملکرد F1 وشناسايي تلاقي هاي برترقبل از انجام آزمايشات مزرعه اي مورد ارزيابي قرار گيردو ارتباط بين هتروزيس و فاصله ژنتيكي بر

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید