—d1909

2404110-16383000
دانشکده علوم انساني و اجتماعي
پايان‌نامه دوره کارشناسيارشد در رشته پژوهش علوماجتماعی
موضوع:بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر نگرش و رفتار بازیافت
(مطالعه موردی: شهر مریوان)
استاد راهنما:دكتر صادق صالحی

استاد مشاور:دکتر غلامرضا خوش فر
نگارش:سامان چوپانی
شهریور ماه 1392

پس از سپاس خدای منان، اکنون که نگارش این پژوهش به پایان آمد، به مصداق «من لم یشکر المنعم من المخلوقین لم یشکر الله عزّ و جلّ» از زحمات بی‌شائبه استاد راهنمای فرهیخته و اندیشمندم «دکتر صادق صالحی» که در تمامی مراحل نگارش این پایان‌نامه راهنما و راهگشای بنده بودند، تشکر می‌نمایم. همچنین، از استاد مشاور بزرگوارم «دکتر غلامرضا خوش فر» که در اتمام و اکمال پایان‌نامه مرا یاری کردند، سپاسگذارم.
ضمناً از دوست گرامیم «آقای سید مهدی پنج تنی» که در تمامی مراحل پایان نامه مرا یاری کردند تشکر می نمایم.
تقدیم به
پدر و مادر گرامیم
و
همسر عزیزمچکیدهپیشرفت و توسعه سریع تکنولوژی و تغییر نامطلوب زندگی در برخی عرصه‌ها به ویژه عرصه مصرف، باعث شده است تا با انبوهی از زباله‌ها که بعضاً حاوی انواع مختلف مواد گرانبها و همچنین مواد سمی هستند، مواجه باشیم. این زباله‌ها اگر به صورت مطلوب مدیریت نشوند هم برای انسان و هم برای محیط‌زیست بسیار زیان‌آور می‌باشند. از آنجا که فرآیند جمع‌‍آوری و ذخیره‌سازی نامناسب زباله‌ها سبب آلودگی محیط‌زیستی خطرناکی می‌شود، لذا، شیوه صحیح بازیابی و رعایت استانداردهای محیط‌زیستی می‌تواند از بروز چنین مشکلاتی جلوگیری کند. اجرای این شیوه ها و رعایت استاندارد ها به عواامل متعددی بستگی دارد که عوامل اسانی از جمله عوامل بسیار مهم در این زمینه می باشد. لازمه اجرای این شیوه های صحیح و رعایت استانداردها توسط عوامل انسانی از جمله نیازمند نگرش و رفتار مطلوب زیست محیطی محیطی نسبت به پدیده بازیافت می باشد. بنابراین، در تحقیق حاضر نگرش و رفتار مردم نسبت به بازیافت زباله و برخی عوامل مؤثر بر آن در شهر مریوان پرداخته شده است. براساس نظریات موجود و پیشینه‌های تجربی مدلی نظری طراحی گردید. در این تحقیق از نمونه‌گیری خوشه‌ای استفاده شده است. در مجموع 400 پرسشنامه تكميل و جمع‌آوری گردید. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که بین پارادایم نوین اکولوژیکی با رفتار بازیافت رابطه معنادار و مثبت وجود دارد. همچنین، بین نگرش نسبت به بازیافت و رفتار بازیافت رابطه معنادار و مثبت به دست آمده است. یافته‌ها نشان داد که بین سن با رفتار بازیافت پاسخگو رابطه معناداری وجود ندارد. بین جنسیت پاسخگو با رفتار بازیافت رابطه معناداری بدست آمد. همچنین بین وضعیت تأهل با رفتار بازیافت رابطه معناداری بدست نیامد. بین سطح تحصیلات با رفتار بازیافت نیز رابطه معناداری وجود ندارد. با این وجود، متغیر متوسط درآمد خانوار با رفتار بازیافت رابطه معنادار و مثبت را نشان می‌دهد. همچنین رابطه مثبت و معناداری بین نوع شغل با رفتار بازیافت وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیونی نیز نشان داد که، 19 درصد از واریانس متغیر وابسته به‌وسیله متغیرهای مستقل (نگرش نسبت به بازیافت و پارادايم نوين اكولوژيكي) تبیین شده است. در واقع، ضریب تأثیر پارادایم نوین اکولوژیکی 142/0و برای متغیر نگرش نسبت به بازیافت 465/0 می‌باشد.
واژگان کلیدی: رفتار بازیافت، نگرش نسبت به بازیافت، نگرش محیط‌زیستی، پارادایم نوین اکولوژیکی، شهر مریوان.
فهرست
عنوان صفحه
TOC \o “1-5” \h \z \u فصل اول )کلیات تحقیق(1-1- مقدمه PAGEREF _Toc368113318 \h 21-2- بیان مسأله و اهمیت آن PAGEREF _Toc368113319 \h 41-3- اهداف تحقیق PAGEREF _Toc368113320 \h 61-3- سؤالات تحقیق PAGEREF _Toc368113321 \h 7فصل دوم )پیشینه تجربی تحقیق(2-1- مقدمه PAGEREF _Toc368113324 \h 92-2- پیشینه خارجی PAGEREF _Toc368113325 \h 92 – 3- پیشینه داخلی PAGEREF _Toc368113331 \h 342-4- جمع‌بندی پیشینه تجربی تحقیق PAGEREF _Toc368113332 \h 42فصل سوم )پیشینه نظری تحقیق(3-1- مقدمه PAGEREF _Toc368113335 \h 453-2- پیشینه نظری تحقیق PAGEREF _Toc368113336 \h 453-2-1- مدل خطی US اولیه PAGEREF _Toc368113337 \h 463-2-2- مدل رفتار محیط‌زیستی مسئولانه PAGEREF _Toc368113338 \h 483-2-3- مدل چندگانه: مدل انگیزه، توانایی، فرصت و رفتار PAGEREF _Toc368113339 \h 503-2-4- مدل جامعه‌شناختی رفتار محیط‌زیستی PAGEREF _Toc368113340 \h 513-2-5- مدل یکپارچه نگرش و انتخاب رفتار PAGEREF _Toc368113341 \h 523-2-6- پارادايم جديد زيست محيطي PAGEREF _Toc368113342 \h 553-3- چارچوب نظری تحقیق PAGEREF _Toc368113343 \h 613-4- مدل نظری تحقیق PAGEREF _Toc368113344 \h 633-5- فرضیات تحقیق PAGEREF _Toc368113345 \h 64فصل چهارم )روش شناسی تحقیق(4-1- مقدمه PAGEREF _Toc368113348 \h 664-2- روش تحقیق PAGEREF _Toc368113349 \h 674-3- واحد تحلیل PAGEREF _Toc368113350 \h 684-4- جامعه آماری PAGEREF _Toc368113351 \h 684-5- روش نمونه گیری و حجم نمونه PAGEREF _Toc368113352 \h 684-6- نحوه ی جمع‌آوری داده‌ها: PAGEREF _Toc368113354 \h 704-7- روایی و پایایی ابزار: PAGEREF _Toc368113355 \h 714-8- مفهوم سازی PAGEREF _Toc368113357 \h 734-3-1- تعریف نظری و عملیاتی متغیرهای تحقیق PAGEREF _Toc368113358 \h 73فصل پنجم )یافته های تحقیق(5-1-مقدمه PAGEREF _Toc368113365 \h 805-2- بخش اول: توصیف داده ها PAGEREF _Toc368113366 \h 805-2-1- ویژگی های جامعه آماری PAGEREF _Toc368113367 \h 815-2-1-1- توزیع پاسخگویان برحسب سن PAGEREF _Toc368113368 \h 815-2-1-2- توزیع پاسخگویان بر حسب جنس PAGEREF _Toc368113370 \h 825-2-1-3- توزیع پاسخگویان برحسب وضعیت تأهل PAGEREF _Toc368113372 \h 835-2-1-4- توزیع پاسخگویان برحسب میزان تحصیلات PAGEREF _Toc368113374 \h 845-2-1-5- توزیع پاسخگویان برحسب وضعیت اشتغال PAGEREF _Toc368113376 \h 855-2-1-6- توزیع پاسخگویان بر حسب میزان درآمد خانوار PAGEREF _Toc368113378 \h 865-2-2- توصیف متغیرهای اصلی تحقیق PAGEREF _Toc368113380 \h 875-2-2-1- نگرش نسبت به بازیافت PAGEREF _Toc368113382 \h 875-2-2-2- رفتار بازیافت PAGEREF _Toc368113384 \h 925-2-2-3- مقیاس پارادایم نوین اکولوژیکی PAGEREF _Toc368113386 \h 945-3- بخش دوم: تحلیل داده ها PAGEREF _Toc368113388 \h 1005-3-1- آزمون فرضیات PAGEREF _Toc368113389 \h 1015-3-1-1-پارادایم نوین اکولوژیکی با رفتار بازیافت (فرضیه اول) PAGEREF _Toc368113390 \h 1015-3-1-2- رابطه نگرش نسبت به بازیافت با رفتار بازیافت (فرضیه دوم) PAGEREF _Toc368113392 \h 1025-3-1-3- رابطه پارادایم نوین اکولوژیکی با نگرش نسبت به بازیافت PAGEREF _Toc368113394 \h 1025-3-1-4- رابطه متغیرهای جمعیت شناختی با رفتار بازیافت (فرضیه چهارم) PAGEREF _Toc368113396 \h 1035-3-1-4- رابطه متغیرهای جمعیت شناختی بانگرش نسبت به بازیافت (فرضیه پنجم) PAGEREF _Toc368113398 \h 1055-3-2- بخش سوم: تحلیل رگرسیونی چندمتغیره PAGEREF _Toc368113400 \h 1065-3-2-1 تأثیر متغیرهای مستقل بر متغیر رفتار بازیافت PAGEREF _Toc368113401 \h 1075-3-2-2- تأثیر متغیرهای مستقل بر نگرش نسبت به بازیافت PAGEREF _Toc368113405 \h 1095-3-3- تحلیل مسیر و بررسی مدل نظری تحقیق PAGEREF _Toc368113409 \h 1115-3-3-1- اثرات مستقیم و غیر مستقیم هر متغیر مستقل بر متغیر وابسته PAGEREF _Toc368113410 \h 1125-3-3-2- بررسی کلی تاثیرات متغیرهای مستقل تاثیرگذار بر متغیر وابسته PAGEREF _Toc368113416 \h 113فصل ششم )بحث و نتیجه گیری(6-1- مقدمه PAGEREF _Toc368113420 \h 1156-2- نتیجه گیری PAGEREF _Toc368113421 \h 1166-3- پیشنهادات PAGEREF _Toc368113422 \h 1226-4- محدودیت‌ها PAGEREF _Toc368113423 \h 123
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 1-4: تعربف عملیاتی متغیرهای زمینه ای تحقیق PAGEREF _Toc366994398 \h 74جدول(2-4): گویه‌های مربوط به نگرش نسبت به بازیافت زباله‌ PAGEREF _Toc366994399 \h 76جدول(3-4): گویه‌های مربوط به پارادایم نوین اکولوژیکی PAGEREF _Toc366994400 \h 77جدول (4-4): گویه‌های مربوط به رفتار بازیافت PAGEREF _Toc366994401 \h 78جدول شماره(6-4): ضریب آلفای متغیرهای تحقیق PAGEREF _Toc366994408 \h 72جدول شماره(5-4): نام خوشه ها و مناطق نمونه PAGEREF _Toc366994405 \h 69جدول شماره (1-5): توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب سن PAGEREF _Toc366994415 \h 81جدول شماره (2-5): توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب جنسیت PAGEREF _Toc366994416 \h 82جدول شماره (3-5): توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب وضعیت تأهل PAGEREF _Toc366994417 \h 83جدول شماره (4-5): توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب میزان تحصیلات PAGEREF _Toc366994418 \h 84جدول شماره (5-5): توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب وضعیت اشتغال PAGEREF _Toc366994419 \h 85جدول شماره (6-5): توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب میزان درآمد ماهیانه خانوار PAGEREF _Toc366994420 \h 865-2-2- توصیف متغیرهای اصلی تحقیق PAGEREF _Toc366994421 \h 87جدول شماره (7-5): شاخص‌های آماری متغیرهای اصلی تحقیق PAGEREF _Toc366994422 \h 87جدول شماره (8-5): توزیع فراوانی متغیر نگرش نسبت به بازیافت PAGEREF _Toc366994423 \h 88جدول شماره (9-5): توزیع فراوانی متغیر نگرش نسبت به بازیافت PAGEREF _Toc366994424 \h 92جدول شماره (10-5): توزیع فراوانی متغیر پارادايم نوين اكولوژيكي (NEP) PAGEREF _Toc366994425 \h 95جدول شماره (11-5): ضریب اسپرمن بین پارادايم نوين اكولوژيكي (NEP) با رفتار بازیافت PAGEREF _Toc366994428 \h 101جدول شماره (12-5): ضریب همبستگی اسپرمن بین نگرش نسبت به بازیافت با رفتار بازیافت PAGEREF _Toc366994429 \h 102جدول شماره (13- 5 ): ضریب اسپرمن بین پارادايم نوين اكولوژيكي با نگرش نسبت به بازیافت PAGEREF _Toc368089199 \h 102جدول شماره (14-5): ضرایب مربوط به ارتباط متغیرهای زمینه ای با رفتار بازیافت PAGEREF _Toc368089200 \h 103جدول شماره (15-5): ضرایب مربوط به ارتباط متغیرهای زمینه ای با نگرش نسبت به بازیافت PAGEREF _Toc368089201 \h 105جدول(16-5): نتیجه کلی معناداری رگرسیون PAGEREF _Toc368089203 \h 107جدول (17-5): تحلیل رگرسیون چندگانه بین متغیرهای مستقل با رفتار بازیافت PAGEREF _Toc368089204 \h 107جدول(18-5)ضرایب آزمون تحلیل رگرسیون درباره عوامل موثر بر رفتار بازیافت PAGEREF _Toc368089205 \h 108جدول(19-5): نتیجه کلی معناداری رگرسیون PAGEREF _Toc368089206 \h 109جدول (20-5): تحلیل رگرسیون چندگانه بین متغیرهای مستقل با نگرش نسبت به بازیافت PAGEREF _Toc368089207 \h 109جدول(21-5)ضرایب آزمون تحلیل رگرسیون درباره عوامل موثر بر نگرش نسبت به بازیافت PAGEREF _Toc368089208 \h 110جدول شماره (22-5): محاسبه اثرات نگرش نسبت به بازیافت (X1) بر رفتار بازیافت PAGEREF _Toc368089209 \h 112جدول شماره (23-5): محاسبه پارادایم نوین محیط زیستی (X2) بر رفتار بازیافت PAGEREF _Toc368089210 \h 112جدول شماره (24-5): محاسبه اثرات مستقیم و غیر مستقیم درآمد (X3) بر رفتار بازیافت PAGEREF _Toc368089211 \h 112جدول شماره (25-5): محاسبه اثرات مستقیم و غیر مستقیم سن (X4) بر رفتار بازیافت PAGEREF _Toc368089212 \h 112جدول شماره (26-5): محاسبه اثرات مستقیم و غیر مستقیم تحصیلات (X5) بر رفتار بازیافت PAGEREF _Toc368089213 \h 112جدول شماره (27-5): مجموع تاثیرات مستقیم و غیر ستقیم متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته PAGEREF _Toc368089214 \h 113270065575501500فصل اول106326198662000 کلیات تحقیق1-1- مقدمهتولید زباله که خود ناشی از فعالیت انسان شهرنشین و مصرف کننده است و هر روز نیز او را به مصرف بیشتر ترغیب می‌کند، جزء لاینفک زندگی است. امروزه توليد زباله به يكي از معضلات اساسي محيط‌زيستی تبديل شده است. چنانچه دفع این حجم فزاینده زباله به صورت مناسب انجام نشود معضلات جبران ناپذیر محيط‌زيستی را بدنبال خواهد داشت. اجرای طرح بازیافت زباله و تفکیک از مبداء یکی از راهکارهای موثر در بهبود وضعیت بازیافت زباله در کشورهایی است که معمولا کمبود امکانات ذخیره زباله در آنها وجود دارد [چانگ و پون، 2001: به نقل از صالحی، 1391)].
مواد زاید جامد شامل تمام مواد زاید حاصل از فعالیتهایی است که انسان انجام می دهد. این مواد هم از نظر منبع تولید و هم از نظر خواص فیزیکی و شیمیایی با هم متفاوتند. بخشهای خانگی، تجاری، حمل و نقل، صنعتی، درمانی بهداشتی و خدمات، هر کدام مواد زیادی با خصوصیات ویژه ای تولید می کنند: (عبدلی،1372، به نقل از؛ احرامپوش و همکاران، 1390). افزایش نرخ رشد شهر نشینی، رشد جمعیت و تغییر در شیوه زندگی در کشورهای در حال توسعه موجب افزایش سرانه تولید مواد زاند جامد می شود (ابراهیمی و همکاران، 1388)
فرآيند بازيافت، علاوه بر رفع مشكلات مذكور مي تواند موجب كاهش ميزان زباله توليدي، كاهش مصرف منابع طبيعي و در نهايت موجب كاهش فضاي مورد نياز جهت دفن زباله شود. عمليات بازيافت به علت دارا بودن فوايد بهداشتي و اقتصادي به عنوان يك استراتژي خاص در مديريت مواد زايد جامد به حساب مي آيد كه در تنظيم برنامه هاي زيست محيطي از اهميت ويژه اي برخورداراست (اردبيليان و همکاران،1386: ص3). از آنجايي كه كاغذ، فلزات، پلاستيك و شيشه از ارزش اقتصادي بالايي برخوردار مي باشند، لذا اصول و موازين بهداشتي و اقتصادي ايجاب مي كند كه اين مواد با ارزش بدون مديريت صحيح وارد مراكز دفن نشده و قبل از دفن، سوزاندن و حتي كمپوست كردن مورد بازيافت قرار گيرند. يكي از مهمترين عوامل موثر در مديريت مواد زائد، ميزان مشاركت مردمي است از طرفي مشاركت مردم لازمه توفيق هر برنامه بهداشتي است و بدون اين مشاركت برنامه ريزيهاي بهداشتي از ضمانت اجرايي لازم برخوردار نخواهد بود (محسنی،1382: ص23). راه اصلي بررسي علاقه مندي عمومي و مشاركت مردم در برنامه هاي بازيافت بررسي نگرش و عقايد عمومي به موضوع مديريت مواد زائد و بازيافت مي باشد (پیرصاحب و همکاران،1386: ص2) موفقيت كامل در امر بازيافت غير از موارد فني نياز به همكاري مردم و مسئولين داشته و به شرايط فرهنگي جامعه بستگي دارد، چرا كه اولين و مهمترين قدم در امر بازيافت، جداسازي مواد زايد قابل بازيافت در محل توليد مي باشد. بنابراين، افزايش آگاهي مردم و تشويق آنان در زمينه جداسازي مواد زايد جامد، هم هزينه بازيافت مواد را كاهش مي دهد و هم باعث افزايش كيفيت برخي از مواد قابل بازيافت از جمله كاغذ مي گردد(همان: ص25).
1-2- بیان مسأله و اهمیت آنافزايش روز افزون جمعيت و رشد و توسعه جوامع شهري و گسترش كلانشهرها، موجب شده است تا ميزان تولید مواد زاید جامد رو به فزوني نهاده و اين مسأله، به صورت يكي از معضلات و مشكلات بشر درآيد كه هم سلامت و هم محيط زيست او را در معرض خطر قرار دهد. علاوه بر اين، خطرات دفن بهداشتي زباله كه امروزه يكي از معضلات اساسي كشور به حساب مي آيد، به نوبه خود مي تواند سلامت جوامع بشري را تهديد نمايد. لذا داشتن برنامه هاي مدون بهداشتي و تدوين سياستي پايدار در زمينه جمع آوري، حمل و نقل، دفع و نيز جداسازي و بازيافت مواد زايد جامد و وضع قوانين قابل اجرا در اين خصوص، مي تواند جوامع بشري را از مشكلات ناشي از دفن غیر بهداشتی مواد زاید جامد رهايي بخشد.
در قرن حاضر، رفتارهای زیست محیط انسان، به عنوان یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین عامل بر محیط زیست، مورد توجه بسیاری از جامعه شناسان محیط زیستی قرار گرفته است. کنش ها و رفتارهای زیست محیطی ضمن اینکه بر بیشتر مسائل و تهدیدات زیست محیطی تأثیر می گذارند خود نیز از عواملی تأثیر می پذیرند. محققان جامعه شناسی زیست محیطی، از جمله ذکاوت (1977)، دانلپ و ون لیر (1978)، دانلپ و کاتون (1979)، باتل (1979)، شان و هولز (1990)، استرن و همکاران (1993)، فیالو و جکوبسن (1994)، گرافتون و نولوز (2003)، پری زنگنه و لاکان (2005) و صالحی (2010)، به بررسی عوامل تأثیرگذار بر رفتارهای زیست محیطی از جمله متغیرهای جمعیت شناختی (سن، جنس، طبقه اجتماعی، محل سکونت، وضعیت تأهل، تعداد فرزندان و سن فرزندان)، گرایش سیاسی، ایدئولوژی سیاسی، عملکرد زیست محیطی ملت ها، آگاهی زیست محیطی و عقیده دینی پرداخته اند.
اهميت پژوهش در باب رفتارهای زيست محيطي طي دهه هاي گذشته افزايش يافته است (صالحی، 2010). اين موضوع همچنين نظر دانشمندان فعال در مجموعه وسيعي از رشته هاي دانشگاهي را به خود جلب كرده است. حوزه هايي مثل آموزش، تجارت، جنگل داري، جغرافي، مهندسي، ارتباطات (بوردن،1977)، روان شناسي اجتماعي و جامعه شناسي. در واقع، همان طور كه ردکلیف و بنتون مطرح كردند: «فاز جديد دغدغه زيست محيطي موجب شده كه دانشمندان اجتماعي، نقش وسيع تر، متفاوت تر و خلاقانه تري را براي علوم اجتماعي در مباحث زيست محيطي قائل شوند» (ردکلیف و بنتون، 1994، ص1).
برای ساماندهی و مدیریت مواد زاید جامد به منظور ایجاد توسعه پایدار، نقش عوامل انسانی به خصوص در زمینه افزایش دانش و آگاهی آنها در زمینه تفکیک و بازیافت مواد زاید جامد، حائز اهمیت اساسی است. با توجه به اینکه شهر مریوان، شهری توریستی است و هر ساله گردشگران زیادی از داخل و خارج کشور به آنجا مسافرت می کنند طبیعتا در افزایش زباله در این شهر نقش زیادی دارند. همچنین با توجه به نقش مهم مشارکت مردمی در امر بازیافت و مدیریت زباله لازم است تا نگرش و رفتار مردم نسبت به بازیافت زباله را بررسی کنیم. بنابراین، مساله اصلی تحقیق حاضر این است که نگرش و رفتار مردم نسبت به مدیریت مواد زاید جامد چگونه است و چه رابطه ای بين نگرش و رفتار نسبت به بازيافت و عوامل جامعه شناختی وجود دارد؟
1-3- اهداف تحقیقهدف اصلی این مطالعه، شناخت رفتار مردم نسبت به بازیافت زباله و شناسایی عوامل موثر بر آن می باشد. برای تحقق این هدف کلی، اهداف ویژه زیر مورد توجه قرار می گیرند:
شناخت رفتار مردم نسبت به بازیافت زباله؛
شناخت نگرش مردم نسبت به بازیافت زباله؛
شناسایی رابطه پارادایم نوین زیست محیطی (NEP) با رفتار بازيافت زباله؛
شناسایی رابطه پارادایم نوین زیست محیطی (NEP) با نگرش نسبت به بازيافت زباله؛
شناسایی رابطه نگرش نسبت به بازیافت با رفتار بازیافت زباله؛
شناسایی رابطه رفتار بازیافت زباله با متغیرهای زمینه ای فردی و خانوادگی (سن، تحصیلات، بُعد خانوار، وضعیت تأهل و درآمد).
شناسایی رابطه نگرش مردم نسبت به بازیافت زباله با متغیرهای زمینه ای فردی و خانوادگی (سن، تحصیلات، بُعد خانوار، وضعیت تأهل و درآمد).
1-3- سؤالات تحقیقرفتارهای بازیافت مردم در محدوده شهری شهر مریوان چگونه است؟
نگرش مردم نسبت به بازیافت زباله در محدوده شهری شهر مریوان چگونه است؟
رفتار بازیافت مردم برحسب متغیرهای جمعیت‌شناختی (سن، تأهل، تحصیلات، …) چگونه است؟
نگرش مردم نسبت به بازیافت زباله برحسب متغیرهای جمعیت‌شناختی (سن، تأهل، تحصیلات، …) چگونه است؟
چه رابطه ای بین پاردایم زیست محیطی و رفتار بازیافت وجود دارد؟
چه رابطه ای بین پاردایم زیست محیطی و نگرش نسبت به بازیافت وجود دارد؟
چه رابطه ای بین نگرش مردم نسبت به بازیافت زباله و رفتار بازیافت وجود دارد؟
300901423589500
فصل دوم414670216003400 پیشینه تجربی تحقیق2-1- مقدمهبررسی و مروری بر ادبیات در زمینه پژوهش، موجب خواهد شد که شناخت روشن‌تری از موضوع تحقیق برای محقق فراهم گردد و لذا گام‌هایی استوارتر و مطمئن‌تر در جهت پیشبرد اهداف علمی خود بردارد. در این بخش از تحقیق، اطلاعات گردآوری شده از پایان‌نامه‌ها، کتاب‌ها، مقالات منتشر شده در مجلات، سایت‌های معتبر خارجی و داخلی در ارتباط با موضوع مورد مطالعه آورده شده است. در اینجا تحقیقات انجام شده به دو دسته تقسیم شده‌اند: تحقیقات خارجی و تحقیقات داخلی.
2-2- پیشینه خارجیبست و مایرل (2013) در تحقیق خود تحت عنوان « ارزش ها، باورها نگرش ها : مطالعه تجربي در ساختار نگراني هاي زيست محيطي و مشاركت در بازيافت» در آلمان به بررسی رابطه بین ارزش ها، باورها و نگرش ها با رفتار بازیافت پرداخته اند. ایشان در اين مقاله، به صورت تجربي، ابعاد چهار مقياسي زيست محيطي متفاوتي را مورد بررسي قرار داده اند، همچنين روابط متقابل آنها، ويژگي متفاوتشان، و ارتباط نسبي آنها را با توضيح رفتار بازيافت، مورد مطالعه قرار داده اند. با استفاده از تجزيه و تحليل مسير سنتي و مدل سازي معادله ساختاري نهفته، ما ساختار سلسله مراتي ساختاري ارزش ها زيست محيطي، باورها و نگرش ها و مشاركت شان با توضيح رفتار بازيافت را امتحان كرده اند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که ارزش ها و باورهاي اوليه بر نگرش هاي عمومي تاثير داشته است.
مالمو (2013) در مطالعه خود تحت عنوان « منزل تا راه پله به عنوان يك استراتژي براي بهبود رفتار بازيافت زباله هاي مواد غذايي – ارزيابي يك آزمايش تمام عيار» در سوئد به بررسی راههای بهبود رفتار بازیافت زباله پرداخته است. در این مطالعه، مقايسه بين دو گروه از خانواده ها در يك منطقه مسكوني چند خانواري براي بررسي اينكه چگونه اطلاعات شفاهي از طريق يك كمپين(دور ستپ) مي تواند رفتار بازيافت زباله هاي مواد غذايي خانوار ها را از يك نقطه نظر كيفي و كمي، تحت تاثير قرار دهد. رفتار منبع جدايي از طريق وزن كردن تمام زباله هاي مواد غذايي و مواد خشك قابل بازيافت بطور هفتگي و همچنين مواد اضافي باقي مانده كه در طول دوره زماني 104 هفته به وجود آمده اند و همچنين تحليل تركيب مواد بازمانده نيز مورد ارزيابي قرار گرفته است. معرفي كردن منبع و جدايي هر دوي آنها از زباله هاي مواد غذايي، براي توليد بيو گاز(گاز زيستي) بطور قابل توجهي، توليد مواد غذايي باقيمانده در كل منطقه را كاهش داد. يك توليد ميانگيني از 72% و 700گرم، خانوارها، هفته موادغذايي باقي مانده جمع آوري شده خانوارها بطور جداگانه اي در ميان خانوارها ترتيب يافت شد. تفاوت آماري ميان دو گروه از نظر آماري معني دار نبود. چهار تحليل تركيب زباله ها نشان مي دهد كه ميزان ميانگيني منبع جدا از زباله هاي مواد غذايي بالاتر بوده و ميزان مواد هم جور در بخشي زباله هاي مواد غذايي در ميان خانوارهايي كه اطلاعات شفاهي وجود داشته است پايين تر بوده است. همچنین نتایج این تحقیق حاکی از آن است که يك كاهش در نسبت منبع جدايي زباله هاي مواد غذايي در ميان خانوارها كه اطلاعات شفاهي را دريافت مي كند وجود داشت كه نشان ميد هد، كمپيني از منزل تا راه پله، دوام كمتري دارد. هيچ نشانه اي از افزايش ميزان منبع جدا و يا كاهش ميزان مواد ناجور در ميان مواد خشك بازيافت وجود نداشت. محقق در نهایت در خصوص نتایج تحقیق نكات برجسته ای را عنوان می دارد که عبارتند از:
1-در زدن خانه ها براي افزايش منبع جداسازي زباله هاي موادغذايي مورد استفاده قرار گرفت.
2- در طول دوره ارزيابي، در زدن ديگر اثرات قابل توجهي به همراه نداشت.
3- سهولت براي جدايي منبع زباله هاي موادغذايي در داخل خانوارها بايستي مورد رسيدگي قرار گيرد.
هوسادا (2013) در مطالعه خود تحت عنوان « تجزيه و تحليل مرتب سازي نوع و بازيافت زباله هاي خانگي» با یک رویکرد نئو دیکاردویی در شهر توکیو به بررسی بازیافت زباله های خانگی پرداخته است. به نظر محقق، يكي از جالب ترين ويژگي ها، اما مشكل ساز در بازيافت روزانه زباله هاي خانگي، مخلوطي از انواع مختلف زباله ها و تخريب مواد بازيافت شده، ناشي از تركيب انواع مختلف زباله هاي خانگي مي باشد.اين مورد اغلب در بازيافت موادي همچون كاغذهاي استفاده شده پلاستيكها و غيره ديده مي شود. اين مقاله به تجزيه اين جنبه مي پردازد و نشان مي دهد كه چگونه شكل گيري قيمتها و سطوح فعاليت در يك اقتصاد رو به رشد بلند مدت با استفاده از يك نوع مدل نئوريكاردويي توليد صورت مي گيرد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که تاييد شده است كه يك تعادل بلند مدت تحت مفروضات معقول وجود دارد. اين نيز نشان داده شده است كه چگونه ميزان مرتب سازي انواع زباله ها متفاوت، درجه منابع قابل بازيافت و همچنين قيمتها را تحت تاثير قرار مي دهد.
هال و کینز (2012) در مقاله خود با عنوان «فهم عادي سازي رفتار بازيافت و پيامدهاي آن بر رفتار وابسته و طرفدار محيط زيست: مروري بر هنجارهاي اجتماعي و بازيافت» به بررسی رابطه بین هنجارهای اجتماعی و رفتار بازیافت پرداخته اند. اين مقاله به بررسي درك ما از رفتار بازيافت در زمينه عادي سازي رو به افزايش آن در انگلستان مي پردازد. همچنین ایشان به بررسي تاريخچه اخير بازيافت مواد خشك (بازيافت مواد خشك از جمله، كاغذ، شيشه، پلاستيك و قوطي) مي پردازد و همچنين به طرح سوال هايي ماننند اینکه تا چه اندازه با نيان سياست محيط زيست و فراهم كردن تسهيلات به مقدار زياد براي بازيافت ، رفتار مردم را تحت تاثير قرار داده است، پرداخته است. در این بررسي، مدارك براي بازيافت، هنجاري را مد نظر قرار داده و به بررسي اينكه هنجارها، عادات و هويتها چه تاثيراتي بر رفتار بازيافت دارند، پرداخته اند. سپس به بررسي آموزه هايي كه از اين شواهد و مدارك براي استفاده از عادي سازي رفتار بازيافت در تحت تاثير قرار دادن افراد بيشتر براي بازيافت و اتخاذ ديگر رفتارهاي پايدار بدست مي آيد پرداخته شده است. نتايج بدست آمده مقاله از اين قرار است كه برخي شواهد و مدارك حاكي از حضور شواهدي در رويكرد هاي مذاخله براي تاثير قرار دادن رفتارهاي حامی محيط زيست وجود دارد. در واقع ایشان به این نتیجه رسیده اند که هنجارهای اجتماعی، رفتارهای زیست محیطی و رفتار بازیافتی را تحت تأثیر قرار می دهند.
یاو (2012) در مطالعه خود با عنوان «مشاركت ذینفعها در بازيافت زباله در محيط هاي مرتفع» معتقد است که تاثير بازيافت زباله ها به طور تنگاتنگي با پايداري محيط زيستي يك شهر ارتباط دارد. همچنین باور دارد که بازيافت زباله ها، نياز تعامل ذینفعان براي موفقيت آن دارد. بررسي عوامل تعيين كننده رفتار بازيافت زباله ها به سياست گذاران براي فرمول بندي طرح هاي ارتقاي بازيافت بطور موثري كمك مي كند. در حاليكه بسياري از پيشينه تحقيق ها عوامل موثر بر بازيافت زباله ها را در مسكن سازي كم متراكم روبه رشد، را مورد مطالعه قرار داده است، در اين مقاله تعيين مقدار بازيافتي جمع آوري شده، در 122 املاك مسكوني در شهر هنگ كنگ با استفاده از مجموعه اي از داده ها جمع آوري شده ، مورد بررسي واقع شده است. درآمد خانوارها، سن ونهاد طرح هاي پاداشي منظم، براي داشتن ارتباط مثبت با مقدار و حجم مواد بازيافتي جمع آوري شده، تاسيس شده اند. نتايج تجزيه و تحليل اين مطالعه تجربي نشان مي دهد كه يك سيستم مبتني بر كف، تسهيلات تفكيك زباله به خودي خود براي ترويج موثر بازيافت زباله هاي خانگي نمي تواند افزايش يابد. ایشان با توجه به نتایج تحقیقشان در نهایت پیشنهاد می کند که براي مقابله با مشكل زباله براي توسعه پايدار شهر، مكان هايي بايد به آموزش هاي زيست محيطي بيشتر و مشوق هاي اقتصادي بيشتري ايجاد شود.
کوین و همکاران (2012) در مقاله خود به بررسی بازیافت کاغذهای اداری پرداختند. ایشان در این مقاله به بررسي تاثيرات نزديكي ظروف كاغذهاي اداري بازيافت شده و بازيافت نشده توسط 25 كارمند پرداخته اند. يك ظروف براي كاغذهاي قابل بازيافت فراهم شد. و سطل هاي بازيافت روميزي پي درپي در سراسر اداره و مكان هاي آموزشي كه از طرح چند گانه استفاده مي كردند ارائه شد.تنها 28 درصد از كاغذها و ظرفهاي مركزي بازيافت شدند اما وقتي كه ظرف هاي بازيافت در مجاورت شركت كنندگان قرار داده شدند، 85 تا 94 درصد تمام كاغذهاي قابل بازيافت، بازيافت شدند. ارزيابي هاي بعدي، چندين ماه انجام شدند و بعد از 7 ماه قرار دادن ظروف كاغذهاي بازيافت، نشان داد كه 84 تا 98 درصد كاغذهاي بازيافت شده اند. فراهم كردن ظروف روميزي براي بازيافت كاغذها، يك رويكرد مقرون به صرفه با نگهداري طولاني مدت و بقاي برنامه بود.
نومنه (2011) نگرش مصرف‌کنندگان نسبت به بازیافت و مصرف مسئولانه از نظر اجتماعی و همچنین تأثیر اخلاق مذهبی و اخلاق پولی بر آن‌ها را مورد مطالعه قرار داده است. وی معتقد است که بسیاری از مشکلات محیط‌زیستی را می‌توان به شیوه زندگی مصرف‌کننده مرتبط دانست و سبک زندگی پایدارتر بدون تغییر در نگرش و رفتار مصرف‌کننده نمی‌تواند حاصل گردد. در این تحقیق وی از مقیاس مصرف از نظر اجتماعی مسئولانه (SRC) ، مقیاس خرید و دفع از نظر اجتماعی مسئولانه (SRPD) وب، مور و هریس (2007) بهره گرفته شده است. مقیاس (SRC) دارای سه بعد: 1)خرید کردن از نظر اجتماعی مسئولانه شرکت‌ها، 2) بازیافت کردن و 3) اجتناب و کاهش استفاده از محصولات مؤثر بر محیط‌زیست می‌باشد. نتایج حاصل نیز نشان داده است که دینداری یکی از عوامل مهم و اصلی در تمام سه بعد (SRC) می‌باشد. مصرف‌کننده مذهبی‌تر احتمالاً از شرکت‌هایی که از CSR حمایت می‌کند، خرید می‌کند. به‌عنوان مثال، از شرکت‌هایی که به نیازمندان کمک می‌کند و از قربانیان بلایای طبیعی حمایت می‌کند، و یا از خرید محصولات شرکت‌هایی که علیه اقلیت‌ها تبعیض‌آمیز عمل می‌کنند، اجتناب می‌کند. اعتقادات مذهبی نیز رفتار بازیافتی مصرف‌کننده را بالا ببرد. مصرف‌کننده مذهبی‌تر حمایت بیشتری از فعالیت‌های بازیافتی خواهد کرد. دینداری نیز تمایل مصرف‌کنندگان برای خرید و استفاده از محصولات سازگار با محیط‌زیست بی‌خطر را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. فعالیت‌هایی از قبیل استفاده از وسایل حمل‌ و نقل عمومی برای کمک به کاهش آلودگی هوا، اجتناب از محصولاتی که هوا و آب را آلوده می‌کند و همچنین صرفه‌جویی در مصرف انرژی‌هایی مانند برق و یا گاز طبیعی مورد تأیید آنها خواهد بود. از سوی دیگر، اخلاق پولی هیچ رابطه قابل‌توجهی را با ابعاد سه‌گانه SRC نشان نداده است.
افروز و همکارانش (2011) در مقاله خود، تحت عنوان «عوامل مؤثر بر تولید زباله‌های جامد و تمایل به کاهش این‌گونه زباله‌ها در شهر داکا، بنگلادش» را مورد بررسی قرار داده‌اند. اطلاعات درباره تولید زباله و گرایش به کاهش آن، خصوصیات جمعیتی- اجتماعی و رفتار خانوارها نسبت به مدیریت زباله‌های جامد از طریق مصاحبه با 402 خانوار در شهر داکا به دست آمده است. مجموعاً 103 خانوار به‌طور منظم عمل بازیافت را انجام می‌دادند. تحلیل رگرسیون حداقل مربعات و رگرسیون لجستیک برای تعیین عوامل غالب که ممکن است بر تولید زباله و گرایش خانوارها به کاهش زباله‌های جامد تأثیر بگذارد، مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج نشان داده که تولید زباله خانوارها در شهر داکا به‌طور معناداری به‌وسیله آگاهی‌های محیط‌زیستی، گروه‌های درآمدی به‌خصوص حقوق‌بگیران طبقه متوسط، و گرایش به جدایی تأثیر می‌پذیرد. عوامل معنادار برای گرایش به کاهش ضایعات الکترونیکی، شامل آگاهی محیط‌زیستی، گروه‌های درآمدی به‌ویژه طبقه متوسط، افراد جوان که بین 25 تا 35 سال بودند، و سهولت ذخیره‌سازی می‌شود. آنها بر این باورند که استقرار یک برنامه مدیریت زباله جامد می‌تواند استراتژی مؤثری برای اجرای مدیریت زباله در بنگلادش باشد. با این‌حال، برای اینکه این استراتژی موفق باشد، همکاری فعال بین پاسخگویان و بخش خدمات مدیریت زباله لازم به‌نظر می‌رسد. رفتار پاسخگویان نسبت به فعالیت‌های مدیریت زباله جامد بایستی مورد توجه قرار گیرد، همان‌طور که بایستی نتایج این مطالعه که معرف مهمی از نگرش مثبت پاسخگویان نسبت به مدیریت پایدار زباله در شهر داکا است، مورد توجه قرار گیرد.
چیاه و فائو (2011) در مقاله‌شان به شناسایی عواملی که بر روی گرایش مصرف‌کنندگان به خرید کالاهای حامی محیط‌زیست تأثیر می‌گذارند، پرداخته‌اند. از بین 600 پرسشنامه خود پاسخ‌دهنده‌ای که بین دانشجوبان یکی از دانشگاه‌های بزرگ استرالیا توزیع شده بود، مجموعاً 256 پرسشنامه جمع‌آوری شده و برای تحلیل مورد استفاده قرار گرفته است. یافته‌ها نشان داده که سه عامل تحصیلات محیط‌زیستی، عوامل درون‌شخصی و جهت‌گیری ارزشی همبستگی شدیدی با نگرش نسبت به محصولات حامی محیط‌زیست دارند. مصرف‌کنندگان با نگرش علاقه‌مند به محصولات حامی محیط‌زیست، بیشتر گرایش به محصولات محیط‌زیستی داشته‌اند. البته بین رابطه ذکر شده، متغیر واسط دیگری به نام ضرورت (نیاز به) کالا تشخیص داده شده است.
ابلیوتیس و دیگران (2010) به بررسی شیوه‌هایی پرداخته‌اند که والدین یونانی برای بالا بردن سطح آگاهی محیط‌زیستی فرزندان از آنها استفاده می‌نمایند. این پژوهش از طریق پرسشنامه (با سئوالات بسته)، در بین 435 والدین که کودکان‌شان در کلاس آخر مدرسه ابتدایی در منطقه شهری آتن تحصیل می‌کردند، انجام گرفته است. نتایج تحقیق نشان داده که والدین اهمیت آگاهی محیط‌زیستی را در رشد شخصیت فرزندان‌شان می‌پذیرند (6/98 درصد). آنها همچنین ادعا می‌کنند که اعمال روزانه‌شان به افزایش آگاهی محیط‌زیستی فرزاندان‌شان کمک می‌نماید (7/77 درصد). علاوه بر مشارکت دادن کودکان در طبیعت، والدین مورد مطالعه، بر عادت دادن فرزندان‌شان در تمیز نمودن اتاق خود تأکید کرده‌اند. نود درصد از والدین نمونه به فرزندان خود توصیه نموده‌اند که اتاق خود را تمیز نگه دارند. همچنین، اکثر والدین از برنامه‌های تلویزیونی برای افزایش آگاهی محیط‌زیستی فرزندان‌شان استفاده می‌کنند. همچنین نتایج نشان داده که سطح تحصیلات مهم‌ترین عامل مؤثر بر اقدام والدین به شمار می‌آید. به‌علاوه، والدین جوان‌تر از 40 سال زمان بیشتری را صرف توضیح دادن به فرزندان‌شان درباره پیامدهای محیط‌زیستی رفتارها کرده‌اند. همچنین، والدین زن ادعا نموده‌اند که فعالیت‌های حامی محیط‌زیستی بیشتری را انجام می‌دهند.
مهمت‌اوغلو (2010) در مقاله خود با عنوان «عوامل مؤثر بر تمایل به رفتارهای حامی محیط‌زیست در خانه و محیط‌های تفریحی» نمونه‌ای از مردم نروژ را بررسی نموده است. در این مطالعه، وی داده‌ها را از یک نمونه 1004 نفری که شامل افراد بالای 18 سال سن بودند، جمع‌آوری کرده است. از شیوه پیمایش تلفنی ساخت‌یافته بهره گرفته است. پرسشنامه مورد استفاده در این تحقیق به‌طور عمده به سئوالاتی در مورد ارزش‌های شخصی، نگرانی‌های محیط‌زیستی، هنجارهای شخصی راجع به محیط‌زیست، تمایل به رفتارهای حامی محیط‌زیست و ویژگی‌های جمعیتی- اجتماعی می‌شود. با بهره‌گیری از رگرسیون (SUR) همبستگی میان دو متغیر وابسته (تمایل به رفتار حامی محیط‌زیست در محیط خانه و محیط تفریحی) 453/0 نشان داده شده است. تحلیل استنباطی تحقیق نیز نشان داده است که هفت مورد از ده متغیر مستقل اثر قابل توجهی بر رفتار محیط‌زیستی در محیط خانه دارند. سه مورد از این متغیرها (سن، جهت‌گیری سیاسی و ارزش لذت و هیجان) رابطه منفی و چهار متغیر (سطح سواد، ارزش ارضاء شخصی، نگرانی‌های محیط‌زیستی و هنجارهای شخصی) رابطه مثبتی را با رفتار در محیط خانه نشان داده‌اند. مابقی متغیرها (درآمد، جنس و ارزش‌های بیرونی) اثر قابل توجهی بر رفتار در محیط خانه نداشته‌اند. از نتایج مربوط به رفتار محیط‌زیستی در محیط‌های تفریحی مشاهده شده که شش مورد از متغیرهای مستقل اثر قابل‌توجهی بر رفتار در محیط تفریحی داشته‌اند. دو مورد از این متغیرها (جهت‌گیری سیاسی و ارزش‌های لذت و هیجان) رابطه منفی و چهار متغیر (درآمد، جنس، نگرانی‌های محیط‌زیستی و هنجار شخصی) رابطه مثبتی را با متغیر وابسته نشان داده‌اند. علاوه بر این، زنان تمایل بیشتری برای رفتار حامی محیط‌زیست در محیط‌های تفریحی نسبت به مردان داشته‌اند. سن، سطح سواد، ارزش ارضاء شخصی و ارزش ارضاء بیرونی اثر قابل توجهی از خود نشان نداده‌اند.
وانگ و همکارانش (2010) در تحقیقی «نگرش و رفتار ساکنان پکن نسبت به ضایعات الکترونیکی» را مورد بررسی قرار داده‌اند. آنها به شیوه پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه‌ به بررسی خصوصیات افرادی که به بازیافت ضایعات الکترونیکی تمایل دارند و همچنین الگوی عمل‌شان پرداخته‌اند. آنها در بیان هدف خود عنوان کرده‌اند: مطالعات بسیاری درباره مسئولیت‌پذیری تولید‌کنندگان و یا سیاست‌های دولت‌ها در قبال ضایعات انجام شده، در حالی‌که، به رفتار افراد و نگرش‌شان کمتر توجه شده است. با بهر‌ه‌گیری از مدل رگرسیون لجستیک، مشخص گردیده که متغیرهایی مانند راحتی خدمات و وسایل بازیافتی، موقعیت ساکنان، عادات بازیافت و منافع اقتصادی چهار متغیر تعیین‌کننده در گرایش و رفتار ساکنان پکن در بازیافت ضایعات الکترونیکی به شمار می‌رود.تیکا و دیگران (2010) در پژوهشی تحت‌عنوان «تأثیرات پیشینه تحصیلی بر آگاهی، سطح فعالیت‌ها و دانش محیط‌زیستی دانشجویان» نشان داده‌اند که تفاوت‌های بسیاری در بین دانشجویان براساس جنسیت وجود دارد. به‌علاوه، دانشجویان رشته‌های علوم‌زیستی نگرش مثبت‌تر و سطح بالاتری از دانش محیط‌زیستی داشته‌اند و در فعالیت‌های مربوط به طبیعت و حفظ آن مشارکت بیشتری داشته‌اند. برعکس، دانشجویان علوم مهندسی و اقتصاد نگرش منفی‌تری نسبت به محیط‌زیست نشان داده و نسبت به دانشجویان دیگر عادات حامی طبیعت کمتری داشته‌اند. همچنین، نتایج تحقیق نشان داده که نگرش، کیفیت فعالیت‌های محیط‌زیستی و دانش درباره محیط‌زیست با یکدیگر همبستگی معناداری دارند.زئوتمن و همکارانش (2009) درمقاله‌ای تحت‌عنوان «کنترل جریان ضایعات الکترونیکی: مسئولیت‌پذیری تولیدکنندگان در دنیای در حال جهانی‌شدن»، وسعت ضایعات الکترونیکی در سطح جهانی را برآورد نموده، و به اثر سیاست‌هایی از قبیل افزایش مسئولیت‌پذیری تولیدکنندگان در روند شکل‌گیری ضایعات لوازم الکترونیکی در آینده جهان پرداخته‌اند. در این مقاله آمده است که در ایالات متحده شیوه رایج و معمول، انهدام محلی است، در حالی‌که، مقدار زیادی از این ضایعات از امریکا و کشورهای عضو اتحادیه اروپا و ژاپن به چین و هند صادر می‌شود. انهدام محلی تحت شرایط کنترل‌شده در مناطق توسعه‌یافته کاهش یافته است و این امر به نفع صدور ضایعات الکترونیکی به مناطقی با قوانین محیط‌زیستی کمتر سخت‌گیرانه از قبیل غرب آفریقا تحقق می‌یابد، همین موضوع شرایط تهدیدکننده برای محیط‍‌زیست و سلامت عمومی را به دنبال خواهد داشت. این محققین معتقدند که گرچه بازیافت فلزات و مواد در یک اقتصاد جهانی پیشرفت جدیدی می‌باشد که بسیاری از دولت‌ها نیز آن را اجرایی کرده‌اند و قویاً در اتحادیه اروپا رواج پیدا کرده است اما صدور ضایعات نسبت به بازیافت آن‌ها برای‌شان ارجحیت دارد.لاریجانی و یشودارا (2008)، تلاش نموده‌اند تا در تحقیق خود نگرش محیط‌زیستی معلمان مدارس ابتدایی در مؤلفه‌های مختلف را مطالعه و بررسی کنند. در واقع، آنها درصدد بوده‌اند که وجود تفاوت نگرش معلمان ابتدایی ایرانی و هندی را تأیید کنند. در مجموع، 1000 معلم (500 نفر هندی، 500 نفر ایرانی) مورد بررسی قرار گرفته‌اند. مقیاس نگرش محیط‌زیستی (TEAS) که توسط حسن تاج در سال 2001 طراحی شده است، برای سنجش سطح نگرش در هر یک از مؤلفه‌ها به کار گرفته شده است. این مؤلفه‌ها شامل سلامتی و بهداشت، حیات‌وحش، جنگل‌ها، آلوده‌کننده‌ها، انفجار جمعیت و نگرانی‌های محیط‌زیستی است. داده‌های مربوط به نمونه هند در شهر میسور و داده‌های مربوط به نمونه ایران در شهر همدان گردآوری شده است. از آزمون آنووا برای یافتن معناداری تفاوت بین معلمان هر دو کشور و همچنین معلمان مرد و زن استفاده کرده است. نتایج نشان داده که معلمان ایرانی نگرش مطلوب‌تری در تمام مؤلفه‌ها به جز حیات‌وحش دارند. تنها در مؤلفه حیات‌وحش، معلمان هندی نگرش مطلوب‌تری در مقایسه با همتایان ایرانی خود داشته‌اند. معلمان مرد و زن در اغلب مؤلفه‌ها به‌جز انفجار جمعیت و نمره نگرش کلی از یکدیگر متفاوت بوده‌اند. به‌علاوه، آنها بر آموزش محیط‌زیستی تأکید داشته‌اند. محققین ادعا کرده‌اند که از دلایل نگرش مثبت‌تر هندی‌ها به حیات‌وحش ممکن است به مذهب و ارزش‌های هندی مرتبط باشد، مانند مسایل مربوط به کشتار گاو و موارد بسیاری دیگری که در میان ایرانیان به‌عنوان مسئله شناخته نمی‌شود و علاوه‌بر آن، خوردن گوشت و عادات غذایی که به حوزه فرهنگ مربوط می‌شود.
پیتیکاینین (2007) در پژوهش خود دلیل اینکه مردم تلفن‌های همراه قدیمی‌شان را بازیافت می‌کنند، را بررسی نموده است. در این پژوهش نظریه‌هایی درباره رفتار محیط‌زیستی (مانند نظریه رفتار برنامه‌ریزی شده) برای ایجاد یک چارچوب نظری ارائه شده و بر اساس آن پرسشنامه تهیه گردیده است. پرسشنامه‌ها – در مجموع، 58 پرسشنامه- در سه شهر فنلاند (هلسینکی، تورکو و لاپیینرانتا) تکمیل شده‌ند. گرچه این مطالعه به صورت کمی صورت گرفته، اما به شدت توسط تحلیل کیفی مورد حمایت قرار گرفته است. به‌عبارتی، شرح موضوعات تا حدود زیادی به‌صورت کیفی انجام شده است. نتایج نشان داده است که بسیاری از تلفن‌ها در خانه‌ها ذخیره می‌شوند، تنها 5 نفر تلفن‌شان را بازیافت کرده‌اند. معمولاً تلفن‌ها به‌عنوان تلفن یدکی نگه داشته می‌شوند، به‌علاوه، آنها عدم اطلاع درباره امکان بازگرداندن تلفن استفاده شده را، دلیل بازیافت نکردن تلفن‌های خود اعلام کرده‌اند. اکثر پاسخگویان بازیافت تلفن همراه را بااهمیت دانسته‌اند. ده پاسخگو که درباره جریان‌های اخیر بازیافت در فنلاند توسط نوکیا و صندوق جهانی طبیعت شنیده بوده‌اند، نظرشان نسبت به بازیافت مثبت بوده است. در واقع، کسب اطلاعات کاربردی درباره بازیافت تلفن همراه، به‌عنوان مثال، از طریق اینترنت و رسانه‌های جمعی، درصد بازیافت را می‌تواند افزایش دهد. غیربازیافت‌کنندگان اغلب زنان و افراد بالای 50 سال بوده‌اند. در نهایت، دو سئوال که نیاز به مطالعه بیشتر دارند، مطرح شده است: بهترین روش اطلاع‌رسانی به مردم و بررسی محدودیت‌هایی که مردم در جریان بازیافت تلفن همراه با آن مواجه می‌شوند، چه چیزهایی هستند.
کیپربرگ (2007) عوامل مؤثر بر بازیافت خانوار در نروژ را بررسی نموده و نتایج آن را با تحقیقات مشابهی که در ایالات متحده منتشر شده است، مقایسه کرده است. این مقایسه بر اهمیت نسبی هزینه‌های کاربر در دفع زباله، برنامه‌های بازیافت جامعه، و عوامل اجتماعی و اقتصادی متمرکز می‌باشد. هر دو تحقیق بر روی موارد خاص، و در سطح خانواده انجام شده‌اند. رفتار بازیافتی توسط شدت یا ضعف بازیافت انواع مختلف موادی که بازیافت می‌شوند، نشان داده شده است. در پیمایش نروژی‌ها، از شرکت‌کنندگان درخواست شده که نشان دهند که آیا هیچ، برخی، بیشتر یا همه مواد قابل‌بازیافت، یعنی پنج نوع مواد: زباله‌های کاغذ، شیشه، فلزات، پلاستیک، و مواد غذایی، را بازیافت می‌کنند. درحالی‌که، در پیمایش ایالات متحده، از شرکت‌کنندگان خواسته شده بود که درصد بازیافت خانگی برای روزنامه، بطری‌های شیشه‌ای، آلومینیومی، بطری‌های پلاستیکی، و زباله‌های حیاط را نشان دهند. نتایج تحقیق نشان داده که پرداخت هزینه توسط کاربر در دفع زباله، اثر مثبتی بر شدت بازیافت، به‌جز در مورد شیشه داشته است. تأثیر نسبتاً اندکی از عوامل اجتماعی- اقتصادی و جمعیتی در شدت بازیافت پیدا شده است. سن، دارای اثر مثبت در برآورد بازیافت کاغذ، شیشه و فلزات بوده و متغیر تراکم جمعیت نیز به میزان قابل‌توجهی با برآورد بازیافت فلزات، پلاستیک، ضایعات و مواد غذایی به‌طور منفی در ارتباط بوده است.
نیکسون و همکارانش (2006) در پژوهشی باعنوان «گرایش مصرف‌کنندگان نسبت به بازیافت ضایعات الکترونیکی در کالیفرنیا» به‌دنبال دستیابی به برآوردی قابل اعتماد از حجم ضایعات الکترونیکی انباشته شده در خانه‌ها بوده‌اند. همچنین، نگرش ساکنان کالیفرنیا را به شیوه‌های بازیافتی و نوع رفتار آن‌ها را در مواجه با آن مورد بررسی قرار داده‌اند. این تحقیق با استفاده از شیوه پیمایشی مقطعی و به صورت پستی اجرا گردیده است، نمونه‌ها به‌صورت تصادفی و همچنین با بهره‌گیری از نمونه‌گیری خوشه‌ای تعیین شده‌اند. در مجموع، آنها شش استان کالیفرنیا و تعداد 3000 نفر برای بررسی انتخاب کرده‌اند. چهار بخش اصلی که در این تحقیق به آن پرداخته شده است عبارتند از: نگرش و رفتار محیط‌زیستی ساکنان، اطلاعات و آگاهی از ضایعات الکترونیکی و مقدار اقلام الکترونیکی ذخیره شده در خانه‌ها، خصوصیات جمعیتی و اجتماعی – اقتصادی، انتخاب یکی از پنج گزینه‌ از شیوه‌های بازیافت ضایعات الکترونیکی. نتایجی که از این تحقیق حاصل شده شامل موارد زیر است: تقریباً 8/7 میلیون تلویزیون، 8 میلیون کامپیوتر و لپ‌تاپ، 6/2 میلیون مانیتور و 38 میلیون لوازم الکترونیکی بزرگ و کوچک دیگر که استفاده نمی‌شوند، در خانه‌ها نگهداری می‌شود. این برآورد قابل اعتمادی از حجم ضایعات الکترونیکی موجود در خانه‌هاست. همین برآورد گویای عدم کارایی زیربنای اقتصادی بازیافتی کالفرنیا است. چهار شاخص مورد استفاده در این تحقیق که نگرش مردم را می‌سنجد شامل: گرایش به پرداخت نقدی برای مسایل محیط‌زیستی، رفتارهای محیط‌زیستی در بیرون از خانه مثل عضویت در سازمان‌های محیط‌زیستی، شرکت در جلسات آن‌ها و…، رفتارهای محیط‌زیستی درون خانه مثل صرفه‌جویی در مصرف آب یا استفاده از محصولات خانگی حامی محیط‌زیست، اعتقاداتی که به محیط‌زیست احترام می‌گذارد. به نظر این محققان، این شاخص‌ها همراه با متغیرهای اجتماعی– اقتصادی، تمایل عمومی به تحویل ضایعات الکترونیکی برای جداسازی جهت بازیافت کردن را اندازه‌گیری می‌کند.سافورز و دیگران (2006) در پژوهشی تحت عنوان «گرایش خانوارها به بازیافت ضایعات الکترونیکی در کالیفرنیا» 3000 خانوار را در 4 ایالت مورد مطالعه قرار داده‌اند. آنها از شیوه پیمایش پستی بهره گرفته‌اند. نتایج حاصل از تحقیق نشان داده که خانواده‌های کالیفرنیایی در سال 2004 تقریباً 7/8 میلیون دستگاه تلویزیون، 8 میلیون کامپیوتر، 3/6 میلیون مانیتور، 38 میلیون لوازم الکترونیکی مستعمل در خانه‌هایشان نگهداری می‌کنند. این نتایج گویای نامناسب بودن زیربنای اقتصادی بازیافت موجود در کالیفرنیاست. همچنین، یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است که بازیافت خانگی و فاصله از مراکز بازیافت‌کننده، دو مورد از شاخص‌های محیط‌زیستی پیش‌بینی‌کننده بازیافت ضایعات الکترونیکی مهم هستند. همچنین، متغیرهای جنسیت، سن و تحصیلات نیز از لحاظ آماری معنادار نبوده‌اند.مارتین و همکارانش (2006) در تحقیق خود تحت‌عنوان «تأثیرات اجتماعی، فرهنگی و ساختاری در بازیافت زباله‌های خانگی: یک مطالعه موردی» از دو شیوه کمی و کیفی بهره‌ گرفته‌اند. بدین منظور، پرسشنامه پستی به صورت تصادفی بین360 خانوار توزیع گردیده است. پرسشنامه مذکور در پنج بخش تقسیم شده که اطلاعاتی را درباره نگرش عمومی اجتماعی و محیط‌زیستی، آگاهی از گزینه‌های دفع زباله فعلی، تمایل به شرکت در طرح بازیافت، اولویت‌های طرح، ارزیابی از امکانات بازیافت برنلی (منطقه‌ای از انگلستان که تحقیق در آن انجام گرفته است)، شیوه‌های دفع فعلی و عادات خرید سرپرست خانوار جمع‌آوری می‌کند، بخش ششم پرسشنامه در مورد جزئیات اجتماعی، اقتصادی و جمعیتی است. همچنین با نمونه‌ای از جمعیت آسیایی- بریتانیایی مصاحبه‌هایی گروهی برای دستیابی به دیدگاه‌های آنها انجام گرفته است. پرسشنامه‌های برگشتی (میزان پاسخگویی) برابر با 33.3 درصد است. نتایج تحقیق نشان داده که 70 درصد از پاسخگویان نگرش مثبت و 3 درصد نگرش منفی نسبت به بازیافت داشته‌اند و تقریباً یک چهارم نظری نداشته‌اند. نزدیک به یک سوم از مردم به طیف بیشتری از مواد بازیافت ابراز تمایل کرده، حدود یک چهارم از پاسخ‌دهندگان فکر می‌کنند که مراکز بازیافت خیلی دور هستند. همچنین در رتبه‌بندی خدمات ارائه شده توسط شورای شهر براساس یک مقیاس 5 نقطه‌ای بسیار ضعیف تا بسیار خوب، به‌طور کلی مردم نسبت به این خدمات راضی بوده‌اند. در این تحقیق سه سطح مشارکت در نظر گرفته شده است که شامل عدم بازیافت، بازیافت گاهگاهی و بازیافت کامل می‌شود. بیش از نیمی از افراد (55 درصد) بازیافت گاه‌گاهی انجام داده و کمتر از یک سوم (27.5 درصد ) بازیافت کامل و 17.5درصد چیزی را بازیافت نمی‌کنند. تمایل اندکی برای بازیافت کامل از سوی خانواده‌های بازنشسته و کسانی که در گروه‌های بالاتر مالیاتی قرار دارند، وجود داشته؛ در حالی‌که غیربازیافت‌کننده‌ها به سمت گروه‌های مالیاتی پایین‌تر گرایش داشته‌ است. بازیافت‌کنندگان کامل، به احتمال زیاد در ملک و املاک مجزا یا نیمه مجزا زندگی می‌کنند، خانواده‌های جوان شاغل بدون فرزند و خانواده‌هایی دارای کودک به احتمال زیاد در گروه غیربازیافت‌کنندگان قرار دارند. همچنین، رتبه‌بندی عوامل مرتبط با بازیافت از لحاظ راحتی صورت گرفته است. این عوامل شامل ذخیره‌سازی، مرتب‌سازی، شستشو، برچسب زدن و زمان صرف‌شده می‌شوند. غیربازیافت‌کنندگان ذخیره‌سازی و مرتب‌سازی زباله را بسیار بیشتر از بازیافت کردن، نسبتاً ناخوشایند ارزیابی کرده‌اند. در بررسی اثر احساس مؤثر بودن، بازیافت‌کنندگان کامل تمایل بر این باور بوده‌اند که آنها می‌توانند بیشترین تأثیر را داشته باشند، درحالی‌که غیربازیافت‌کنندگان خود را به‌عنوان کم تأثیرگذار ادراک می‌کنند. به نظر محققین، این یافته‌ها ممکن است نشان دهد افرادی که معتقد به تأثیر کمتر خودشان هستند، بر این باور نیز هستند که، مسئولیت کمتری دارند. در بررسی تأثیر عادات خرید مشخص گردیده که نزدیک به 70 درصد از پاسخ‌دهندگان مدعی هستند که محصولات بازیافت شده را خریداری می‌کنند، هر چند سهم بزرگی از پاسخ‌دهندگان درباره کیفیت و هزینه‌های خود تردید دارند. همچنین، برای مصاحبه گروهی 34 پاسخگو که دامنه سنی آنها بین بیست تا شصت سال بود، شرکت کرده‌اند. طی اجرای گروه کانونی، هفت موضوع اصلی مطرح گردیده است. پاسخگویان به‌طور کلی معتقد بوده که بازیافت به نفع محیط‌زیست است به این دلیل که منابع زمین را نجات می‌دهد، و ضایعات کمتری برای دفع ایجاد می‌کند و… . بازیافت خانگی، حداقل در میان این دسته از پاسخ‌دهندگان، به نظر می‌رسد توسط زنان خانوارها (و تا حدی فرزندان) انجام می‌گیرد. رویکرد به شارژ برای دفع زباله به صراحت رد نشده است، اما اکثر پاسخ‌دهندگان آن را برای مردم، به‌ویژه برای خانواده‌های بزرگ و کسانی که درآمد پایینی دارند، ناعادلانه دانسته‌اند. بر ضرورت وجود امکانات کافی در منزل، مانند فضای ذخیره‌سازی کافی در داخل و خارج و بر سطل‌های اضافی تاکید گردیده، زیرا که همین موضوع به‌عنوان یک مانع عمده برای طرح شارژ / پاداش ناعادلانه تلقی می‌شود. بسیاری از پاسخ‌دهندگان از طیف گسترده‌ای از موارد که می‌تواند بازیافت شود به نظر می‌رسد ناآگاه بوده، که این موضوع از نظر این محققین نشان‌دهنده نیاز به آموزش عمومی مردم در این زمینه است. عادات خرید پاسخگویان نشان داده که آنها به‌طور گسترده به خرید محصولات بازیافت شده تمایل داشتند، اما تنها تا زمانی که کیفیت یک مسئله نباشد.
داربی و اُبرا (2005) در تحقیق خود، چگونگی بازیافت زباله‌های وسایل الکترونیکی و الکتریکی کوچک و نگرش افراد را نسبت به دور انداختن این قبیل زباله‌ها در شهرهای کاردیف و ولز بررسی کرده‌اند. این محققان یک نظرسنجی در میان تقریباً 5،000 خانوار و حدود 30 مصاحبه نیمه‌ساخت‌یافته انجام داده‌اند. آنها استدلال نموده‌اند که پاسخ‌دهندگان به زباله‌های وسایل الکترونیکی و الکتریکی کوچک‌تر نسبت به زباله‌های وسایل الکترونیکی و الکتریکی بزرگ توجه کمتری می‌کنند، زیرا که وسایل کوچک راحت‌تر دور انداخته می‌شوند و همچنین به آنها به‌عنوان وسایلی که می‌توانند بازیافت شوند، نگریسته نمی‌شود. یافته‌های تحقیق نشان داده که 97 درصد زباله‌های وسایل الکترونیکی و الکتریکی کوچک بازیافت نمی‌شوند، زیرا همان‌گونه که مصاحبه‌ها نشان داده، خانه‌دارها درباره چگونگی بازیافت زباله‌های وسایل الکترونیکی و الکتریکی کوچک آگاه نیستند. شاید به دلیل سختی‌های حمل و نقل، خانه‌دارهای با درآمد سالیانه کمتر، علاقه کمتری به بازیافت این‌گونه زباله‌ها دارند. با این‌حال، خانه‌دارها، تمایل کمتری به دور انداختن زباله‌های وسایل الکترونیکی و الکتریکی کوچک همراه با زباله‌های دیگر دارند، آنها این وسایل کوچک را نگه می‌دارند و به دیگران برای استفاده مجدد می‌دهند. زنانی که بازیافت نمی‌کردند، نسبت به مردان تمایل کمتری به بازدید از سایت‌های بازیافت داشته‌اند. به‌طور کلی، آشنایی با بازیافت، چندین اثر دارد: کسانی که به‌طور معمول بازیافت می‌کنند، تمایل بیشتری به بازیافت زباله‌های وسایل الکترونیکی و الکتریکی کوچک داشته و کسانی که بازیافت نمی‌کردند تمایل بیشتری به دور انداختن زباله‌های وسایل الکترونیکی و الکتریکی کوچک همراه با زباله‌های شهری داشته‌اند.
لارسن (2001) در مقاله خود به بررسی زباله‌های محیط‌زیستی و نگرش به بازیافت پرداخته است. وی با مرور کوتاهی بر تحقیقات پیشین که به مسائل محیط‌زیستی یا بازیافت توجه داشته‌اند، مقیاسی تحت‌عنوان «نگرش به بازیافت» را با 20 گویه طراحی نموده که نگرش نسبت به بازیافت ضایعات محیط‌زیستی را می‌سنجد. در این تحقیق، 452 دانشجوی دوره کارشناسی (195 مرد و 257 زن) دانشگاه ایالت ارگان شرکت کرده‌اند. میانگین سن آنها بین 21 تا 22 سال بوده است. نتایج حاصل نشان داده که مقیاس «نگرش به بازیافت» از همگرایی دورنی مناسبی برخوردار است. البته در کنار این مقیاس، مقیاس‌های محیط‌زیستی دیگری از جمله مقیاس نگرش به حمل ضایعات هسته‌ای، نگرش به حفظ مسیر حرکت ماهی‌های سالمون، و نگرش نسبت به کنترل موالید سنجیده شده است که با مقیاس«نگرش به بازیافت» همبسته بود؛ در واقع، افرادی که با بازیافت کردن موافق بوده‌اند، نسبت به حمل و جابجایی ضایعات هسته‌ای مخالف بودند و دو مورد دیگر با نگرش به بازیافت همسو بوده‌اند. در نهایت، محقق اظهار داشته است که ممکن است این مقیاس برای کشورهای دیگر نیز مفید باشد.
چاپمن و شارما (2001) در مقاله خود با عنوان «نگرش و رفتار محیط‌زیستی دانشجویان سال اول و دوم در شهرهای آسیایی: مروری بر استراتژی جهت پیاده‌سازی برنامه‌های محیط‌زیستی مدارس» نشان داده‌اند که نگرش و دانش محیط‌زیستی دانشجویان سال اول و دوم هندی و فیلیپینی و آمادگی‌شان برای مشارکت در رفتارهای حامی محیط‌زیست می‌تواند منجر به تغییر شیوه زندگی شخصی‌شان شود. در اکثر موارد، فعالیت‌های آموزشی محیط‌زیستی درون موضوعات علمی متفاوتی تعبیه شده‌اند. در این پژوهش از ابزار مصاحبه بهره گرفته شده است و هدف از این مصاحبه‌ها دستیابی به اطلاعات ذیل بوده است: منبع و فراوانی مواجهه دانش‌آموزان با اطلاعات محیط‌زیستی بیرون از مدرسه، درک دانش‌آموزان از کیفیت آموزش‌های محیط‌زیستی، آگاهی و دغدغه نسبت به مسایل محیط‌زیستی، گستره دانش مفهومی و واقعی‌شان از محیط‌زیست و تمایل آنها به مشارکت در برنامه‌های حامی محیط‌زیست برای حفظ محیط‌زیست. همچنین، ارتباط بین آموزش محیط‌زیستی و آگاهی محیط‌زیستی برای بررسی اینکه آیا آموزش محیط‌زیستی مدارس می‌تواند به شکل‌گیری نگرش‌های محیط‌زیستی کمک کنند، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان داده است که اکثر اطلاعات دریافتی آنها درباره محیط‌زیست از طریق رسانه‌ها به‌ویژه تلویزیون کسب شده و والدین منبع ضعیف‌تری در اطلاعات اکتسابی آنها درباره محیط‌زیست بوده‌اند. به‌علاوه، آگاهی نسبتاً کمی درباره مشکلات محیط‌زیستی حال حاضر داشته، اما نسبت به تغییراتی جهت رفع مسایل محیط‌زیستی خوش‌بین بوده‌اند. نتایج دیگر نمایان‌گر این بوده که اغلب آموزش‌ها در سطح تئوری ارائه می‌شوند، در حالی‌که، این سطح از آموزش‌ها تغییر چندانی در نگرش و رفتار آنها در قبال محیط‌زیست نمی‌تواند ایجاد نماید.
براون (2000) در تحقیق خود تلاش نموده است که دانش محیط‌زیستی و تأثیر آن بر نگرش محیط‌زیستی دانش‌آموزان را مطالعه کند. برای این منظور، محقق از یک پیش آزمون و پس آزمون بهره گرفته است. در شروع و پایان ترم سوم که درس علوم محیط‌زیستی ارائه می‌گردید، از دانشجویان آزمون به عمل آمده است. تعداد دانشجویان مورد آزمون 121 نفر بوده که 95 درصد آنها در رشته آموزش ابتدایی (سال دوم تا فوق لیسانس) در حال تحصیل بوده‌اند. پرسشنامه 35 گویه‌ای و بر اساس مقیاس لیکرت برای ارزیابی اینکه چگونه دانشجویان، علوم محیط‌زیستی را درک می‌کنند، مورد استفاده قرار گرفته و همچنین پرسشنامه دیگری که از دو پارامتر تشکیل شده است، برای سنجش نگرش محیط‌زیستی طراحی گردیده است: 1) نگرش محیط‌زیستی دانشجویان؛ 2) حمایت‌های اطلاعاتی مرتبط با محیط‌زیست. برای اندازه‌گیری پارامتر نگرش‌های محیط‌زیستی از چهار مقوله مربوط به محیط‌زیست استفاده شده است: 1) منابع، جمعیت و غذا 2) تخریب زیستگاه/ تنوع زیستی 3) سموم دفع آفات و 4) استفاده از زمین. نتایج تحقیق نشان داده که بعد از شرکت در برنامه آموزش محیط‌زیستی در نگرش محیط‌زیستی دانشجویان تغییری حاصل نشده است. وی در توضیح این عدم تغییر اظهار داشته که صرف آموزش در یک ترم کوتاه، نمی‌توان انتظار اثرگذاری بر نگرش دانشجویان را داشت. همچنین، مشخص گردیده که آموزش‌های سخنرانی‌محور اثرگذاری بهتری نسبت به این‌گونه آموزش‌ها دارد. در واقع، با بهره‌گیری از استراتژی‌های آموزشی مناسب‌تر می‌توان دانشجویان را برای بحث و مشارکت بیشتر در مورد مسایل محیط‌زیستی که منجر به تغییر در نگرش آنها نسبت به محیط‌زیست می‌شود، ترغیب نمود. این مطالعه نشان اده که شیوه تدریس در صورتی‌که درس موردنظر در یک ترم کوتاه ارائه شود، اثر کمی بر نگرش دانشجویان خواهد داشت.
کلودیانو (2000) در پژوهش خود «تأثیر صفات شخصی (سن، تجربه و سطح تحصیلات) بر نگرش کشاورزان نسبت به محیط‌زیست» را بررسی کرده است. در این تحقیق رفتار 86 کشاورز در گلخانه مورد ارزیابی قرار گرفته و همچینین، نگرش آنها نسبت به محیط‌زیست از طریق پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفته است. یافته‌ها نشان داده‌اند که کشاورزان جوان‌تر، تحصیل‌کرده‌تر، کم‌تجربه‌تر نگرش دوستانه‌تری با محیط‌زیست دارند. بیش از نیمی از کشاورزان مورد مطالعه (58.1 درصد) به نظر می‌رسد که از اثرات منفی کشاورزی سنتی بر محیط‌زیست آگاه بوده‌اند، اما در مقابل، به نظر نمی‌رسد که به مشکلات محیط‌زیستی توجه جدی داشته باشند.
کایزر و همکارانش (1999) معتقدند که نظریه‌های انتخاب عقلانی برای توضیح رفتارهایی که تاحدودی اخلاقی هستند، مانند رفتار محیط‌زیستی ناکافی هستند. این مقاله بر یک مدل بسط‌یافته انتخاب عقلانی از نگرش محیط‌زیستی بنا نهاده شده است که بر اساس احساس تعهد شخصی نسبت به محیط‌زیست (به‌عنوان مثال، احساس مسئولیت) – به عنوان یک پیش‌بینی‌کننده اضافی از نیت به انجام رفتار محیط‌زیستی- گسترش یافته است. یافته‌های این مقاله بر اساس دو مطالعه ارائه شده‌ است: در مطالعه اول، یک نمونه 436 نفری از بزرگسالان سوئیس مورد سنجش قرار گرفته‌اند و برای آزمون مدل پیشنهادی، مطالعه دیگری بر روی 488 دانشجوی کالج کالیفرنیا تکرار شده است. ارزیابی نهایی در چارچوب مدل‌سازی معادله ساختاری انجام شده است. دانش محیط‌زیستی، ارزش‌های محیط‌زیستی، و احساس مسئولیت‌پذیری با هم 45 درصد (50 درصد در مطالعه دوم) از واریانس نیت رفتار محیط‌زیستی را توضیح داده‌اند که به نوبه خود، 76 درصد (94 درصد در مطالعه دوم) از واریانس قابل توضیح رفتار محیط‌زیستی کلی را پیش‌بینی می‌کند.
ورسلی و اسکرزیپیک (1998) هدف اصلی تحقیق‌شان را بررسی ساخت و شیوع نگرش‌ها و باورهای محیط‌زیستی در بین دانش‌آموزان سال آخر دبیرستان بیان کرده‌اند. در همین راستا، میزان نگرانی برای محیط‌زیست، میزان خوش‌بینی و بدبینی آنها درباره آینده‌شان و نقش علم و تکنولوژی در حل مشکلات فعلی مورد سنجش قرار گرفته است. برای این منظور، 958 دانش‌آموز سال آخر دبیرستان از 32 مدرسه انتخاب شده‌اند. سن نمونه انتخابی بین 15- 18 سال بوده است. پرسشنامه 40 گویه‌ای نگرانی محیط‌زیستی براساس پرسشنامه باورهای محیط‌زیستی هررا (1992) طراحی شده است. نتایج نشان داده است که نگرانی محیط‌زیستی، تقریباً یک چهارم واریانس را برآورد می‌کند. همچنین، نتایج بیانگر این بوده که به‌طور کلی دانش‌آموزان هر دو مناطق شهری و روستایی در مورد مسائل محیط‌زیستی کاملاً نگران و در عین حال، بدبین بوده‌اند. دختران نوجوان خوش‌بینی و حمایت کمتری از راه‌حل‌های علمی برای مشکلات محیط‌زیستی نسبت به پسران نوجوان داشته و همچنین، بین پایگاه اجتماعی و حمایت از بهره‌برداری از محیط‌زیست ارتباط مثبتی وجود داشته است. در واقع، دانش‌آموزان با وضعیت اقتصادی اجتماعی پایین‌تر تمایل به حمایت بیشتری از بهره‌برداری و راه‌حل‌های علمی برای مشکلات محیط‌زیستی نسبت به دیگران اظهار داشته‌اند. علاوه‌بر این، آنها بر این باورند که مدارس ممکن است در شکل‌گیری تفکرات محیط‌زیستی دانش‌آموزان نقش مهمی ایفا کنند، به این دلیل که در مدارس مختلف، تفکرات محیط‌زیستی متفاوتی به چشم می‌خورد. بنابراین، ممکن است بدبینی با دانش محیط‌زیستی دریافت شده در مدارس مرتبط باشد.
هینی و دیگران (1995) در تحقیق‌شان، ارتباط بین نگرش‌ها و رفتارهای محیط‌زیستی را بررسی نموده‌اند. این محققین از داده‌های مربوط به پروژه پیماش اجتماعی بین‌المللی که بر روی نیوزلندی‌ها در سال 1993 انجام شده است، استفاده کرده‌اند. پیمایش مذکور، یک پیمایش پستی و در بین بیش از 1268 نفر بالای 18 سال (با نرخ 70 درصد پاسخگویی) که به صورت تصادفی انتخاب شده است، می‌باشد. پرسشنامه شامل تقریباً 60 سئوال برای سنجش رفتار و تقریباً 25 سئوال برای سنجش نگرش و تعدادی سئوال جمعیت‌شناختی از قبیل سن، جنس، درآمد، پایگاه اجتماعی و میزان شهرنشینی) می‌شود. نتایج این تحقیق نشان داده است که تنها ارتباطی ضعیف بین نگرش و رفتار وجود دارد (بالاترین Adjusted R2 تنها 0.27 بود). همچنین، نتایج نشان داده که نگرش‌ها پیش‌بینی‌کننده بهتری نسبت به متغیرهای جمعیت‌شناختی هستند. با این حال، شواهدی دال بر مفید بودن نگرش محیط‌زیستی در پیش‌بینی رفتار محیط‌زیستی وجود نداشته است.
درکسن و گارترل (1993) در مقاله‌ای تحت‌عنوان «بستر اجتماعی بازیافت» به نقش بستر اجتماعی و ارتباط آن با نگرش فردی درباره محیط‌زیست و رفتار بازیافتی از طریق مقایسه جوامع براساس دسترسی یا عدم دسترسی به برنامه‌های بازیافتی پرداخته‌اند. در این مطالعه، ادمونتون آلبرتا کانادا که برنامه بازیافتی داوطلبانه و بدون مشوق در آن اجرا می‌شود، با دو منطقه دیگر بدون اجرای چنین برنامه‌ای مورد مقایسه قرار گرفته است. به‌علاوه، منطقه آلبرتا نیز به سه بخش اصلی تقسیم گردیده است. پاسخگویان شامل افراد بالای 18 سال و تعداد نمونه 1245 نفر بوده است. آنگونه که بیان شده، زمینه اجتماعی توسط منطقه مسکونی و دسترسی به برنامه بازیافت مفهوم‌پردازی شده است. نگرانی برای محیط‌زیست با پاسخ به سئوال «چقدر درباره وضعیت محیط‌زیست زمین نگران است؟» سنجیده شده است. نتایج این تحقیق نشان داده که ساکنان آلبرتا (منطقه‌ای که دارای برنامه بازیافت بود) سطح بالایی از نگرانی برای محیط‌زیست را بیان کرده‌اند. میانگین نگرانی آنها 94/5 با انحراف استاندارد 35/1 بوده و اکثریت زیادی (89 درصد) عنوان کرده‌اند کمی نگران، 46/9 درصد خیلی نگران و یک درصد سطح پایینی از نگرانی درباره محیط‌زیست دارند. نویسندگان بیان کرده‌اند که با این توزیع عجیب نخواهد بود که بین نگرانی و متغیرهای جمعیتی و رفتار بازیافتی همبستگی پایین است. همچنین، نگرانی محیط‌زیستی با رفتار بازیافتی ارتباط اندکی را نشان داده و تحلیل واریانس نیز تفاوت معناداری را در میانگین نگرانی بین مناطق نشان نداده است. متغیرهای جمعیتی کمتر از یک درصد از واریانس نگرانی محیط‌زیستی را بیان کرده است. ساکنان شهری بیشتر از ساکنان روستا به بازیافت پرداخته‌اند. رفتار بازیافتی تنها با متغیر مناطق مسکونی به شدت همبسته بوده، سن به‌گونه مثبتی با رفتار بازیافتی همبستگی داشته است. تحصیلات نیز همبستگی ضعیف اما مثبتی را نشان داده است. در نهایت، مدل رگرسیون چندمتغیره شامل متغیرهای مناطق مسکونی، نوع منزل مسکونی، نگرانی محیط‌زیستی، برنامه بازیافت، سن، تحصیلات، درآمد و وجهه شغلی را شامل گردیده است که در مجموع 43 درصد از کل واریانس تغییر در بازیافت اقلام را تبیین کرده‌اند.
ایپ و مائوگر (1989) هدف خود را در مقاله‌شان شناسایی ویژگی‌های مرتبط با میزان تولید زباله‌های جامد خانوارها و همچنین پیشنهاد سیاست‌هایی برای کاهش فشارهای روزافزون بر فضاهای زباله‌دانی‌ها اعلام کرده‌اند. داده‌ها از طریق پرسشنامه‌های پستی جمع‌آوری گردیده است. میزان زباله‌‌ای که از هر خانواری به‌طور هفتگی جمع‌آوری شده است، به‌عنوان متغیر وابسته انتخاب شده و دو نوع متغیر مستقل نیز مورد مطالعه قرار گرفته‌ است: ویژگی‌های شخصی و خانوادگی، نگرش‌ها، ارزش‌ها و رفتار خانوارها در خرید مواد غذایی. ویژگی‌های شخصی و خانوادگی موردنظر شامل درآمد خانوار، هزینه‌های هفتگی خانوار برای مواد غذایی، سن فرد خریدکننده مواد غذایی در خانوار، سطح تحصیلات خریدار، تعداد افراد بزرگسال شاغل در بیرون از خانه، اندازه خانوار، تعداد فرزندان خانوار و حضور گربه یا سگ در خانه. متغیرهایی که نگرش‌ها و ارزش‌ها و رفتارها را می‌سنجند نیز عبارتند بوده‌اند از: آیا خانوار مواد را بازیافت می‌کنند، آیا مواد زائد را کمپوست می‌کنند، مقدار میوه‌ها و سبزیجات تولیدشده در خانه (خودکفایی)، وجود و میزان استفاده از انواع لوازم خانگی، استفاده از ظروف نوشیدنی‌های خاص و میزان صرف وعده‌های غذایی در خارج از خانه. علاوه بر این‌ها سه متغیر مستقل دیگر که شامل شاخصی درباره نگرش و اعتقادات، نگرش محیط‌زیستی فرد مسئول خرید خانوار و کاهش مصرف گوشت می‌شود، نیز از طریق تحلیل عاملی بدست آمده است. از رگرسیون برای ساخت یک مدل از داده‌هایی که فرضیه میزان زباله‌ها را نشان می‌داد، بهره گرفته شده است. نتایج نشان داده که اغلب زنان خرید مواد غذایی خانوارها را انجام می‌دهند. هزینه‌های غذایی، نگرش محیط‌زیستی، مصرف نوشیدنی‌های غیرالکلی در بطری‌های پلاستیکی و نگهداری گربه در خانه، برای تمامی خانوارها ارتباط معناداری با میزان تولید زباله‌ها نشان داده‌اند. خودکفایی، مقیاس رفتاری آگاهی از انرژی نیز بر زیرگروه خانوارهایی که سرپرست آنها زن بود، تأثیرگذار بوده، البته زمانی که سطح تحصیلات آنها دبیرستان



قیمت: 10000 تومان