—d1918

دانشگاه مذاهب اسلامی
دانشکده علوم قرآن و حدیث
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد رشته علوم قرآن وحدیث
عنوان
دشمن شناسی از منظر قرآن کریم
استاد راهنما
دکتر عباس مصلایی پور یزدی
استاد مشاور
دکتر مهدی ایزدی
نگارش
جواد جمشیدی حسن آبادی
زمستان1390
« این پایاننامه متعلق به دانشگاه مذاهب اسلامی است و هرگونه استفاده ازآن منوط به اجازه این دانشگاه میباشد»
39370291465

دانشگاه مذاهب اسلامی
دانشکده علوم قرآن و حدیث
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد علوم قرآن وحدیث
عنوان
دشمن شناسی از منظر قرآن کریم
استاد راهنما
دکتر عباس مصلایی پور یزدی
استاد مشاور
دکتر مهدی ایزدی
نگارش
جواد جمشیدی حسن آبادی
زمستان1390
« این پایاننامه متعلق به دانشگاه مذاهب اسلامی است و هرگونه استفاده ازآن منوط به اجازه این دانشگاه میباشد»

تقدیم به:
ساحت مقدس حضرت یار، آن سوار بیقرار، گل سر سبد خلقت، امام زمان (عج) آنکه همهی نیکان رو به مسجدالحرام کرده و دیده به کعبه دوخته و در انتظار ظهورش در سعی قدم نهادهاند و تقدیم به روح پرفتوح بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) و خلف صالحش حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای و شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی و به ارواح مطهّر علما و دانشمندان ِآزادهای که در راهِ افشای ترفندهای کینهتوزانهی دشمنان اسلام قربانی شدهاند.
و همچنین تقدیم به دو چشمهی محبّت: پدر و مادر عزیزم، که دعای خیرشان همواره راهگشای زندگیام بوده است.

تقدیر و تشکر
« مَنْ لَمْ يَشْكُرِ الْمُنْعِمَ‏ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ لَمْ يَشْكُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ »
و چه کلام زیبایی فرمود! و من از کوچه باغ همین کلام جاودان الهی، جامه توفیق بر تن میکنم و با وجودی سرشار از سپاس، راهنماییهای ِ استاد راهنمایِ گرانقدرم، جناب آقای دکتر عباس مصلایی پور یزدی و استاد مشاور گرامیام، جناب آقای دکتر مهدی ایزدی و نیز همه کسانی که مرا در انجام این پایاننامه یاری کردند را ارج مینهم و همچنین از ریاست محترم دانشگاه جناب آقای دکتر بیآزار شیرازی و اساتید گرامی و دیگر کارکنان دانشگاه نیز تقدیر و تشکر فراوان دارم.
چکیده
بحث شناختِ دشمن در قرآن کریم مورد توجه ویژه قرار گرفته است. خداوند متعال در آیات متعددی دشمنان جبهه حق را معرفی میکند تا مسلمانان آنان را بهتر بشناسند و به مبارزه با آنها بپردازند.
دشمن در اصطلاح لغویان و مفسران به کسی که ضرر میرساند و نیز هر آنچه انسان را از راه مستقیم منحرف سازد و موجب عدم اطاعت انسان از خدا شود، اطلاق میشود. قرآن کریم شش گروه از دشمنان را نام برده است: «شیطان و همراهان او»،«نفس امّاره»،«برخی از همسران و فرزندان»، «کفار و مشرکان»، «برخی از اهل کتاب بهویژه یهودیان» و «منافقان». میتوان این شش دشمن را، در یک تقسیمبندی کلّی به سه گروه تقسیم کرده و مورد بررسی قرار داد: دشمن ایمانیدرونی یا پنهان، دشمن خارجی، دشمن داخلی.
در اين پايان‌نامه شگردهاي مبارزه دشمنان با رهبران ديني و پيروان مكتب توحيدي و نيز شيوه‌هاي آنها براي تضعيف مباني مكتب اسلام بيان شده است. بر مبنای آیات قرآن کریم، دين‏زدايى و ايجاد مانع در راه ديندارى و دينداران، اختلاف افكنى، تحريم اقتصادى، تحريف محتواى دين و تبليغات سوء همراه با تحقير و استهزاء مؤمنان، گسترش فساد و عمليات نظامى از مهمترین راهكارهاى دشمنان عليه مسلمانان است.
قرآن کریم علاوه بر معرفی دشمن و شیوههای او، به شناسایی راه مقابله با آن نیز میپردازد. ایمان و توکل، ترک معصیت، یاد خدا، پناه بردن به خدا، تزکیهی نفس، ترس از خدا و بازداری نفس از هوی و هوس، خود را به خدا سپردن، قطع هرگونه ارتباط و دوستی، صبر و تقوا، اعلان موضع صریح مبنی بر بیزاری از آنها، مبارزه فرهنگی به وسیله قرآن، مجهز شدن به سلاح روز، مبارزه قهرآمیز و جهاد با دشمنان، افشاگری، بصیرت دینی و حذر ( هوشياري و احتياط) از راهكارهاي قرآن كريم براي مقابله با دشمن است.
کلیدواژهها:
دشمن، دشمنشناسی، خصم، عدوّ، شیطان، نفسامّاره، کفّار، مشرکان، یهود، منافقان، قرآن کریم.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه11. فصل اول: کلیّات3 1-1. طرح تحقیق4 1-1-1. بیان مسأله4 1-1-2. اهمیّت و ضرورت تحقیق4 1-1-3. سؤالات تحقیق5 1-1-4. فرضیههای تحقیق5 1-1-5. پیشینهی تحقیق6 1-1-6. روش تحقیق7 1-1-7. اهداف و کاربردها72. فصل دوم: شناخت مؤلفههای دشمن9
2-1. معنای لغوی دشمن10
2-2. معنای اصطلاحی دشمن11 2-3. اهمیّت و ضرورت بحث دشمنشناسی12 2-3-1. اهمیّت و ضرورت بحث از منظر قرآن کریم12 2-3-2. اهمیّت و ضرورت بحث دشمنشناسی از منظرروایات14 2-3-3. اهمیّت و ضرورت بحث دشمنشناسی از منظرعقل16 2-3-4. اهمیّت و ضرورت بحث دشمنشناسی در سخن بزرگان18 2-4. نگرشی به آیات قرآن کریم در زمینهی شناخت دشمنان……………………………………………..19
2-4-1. کید19 2-4-1-1. بررسی آیات «کید»20 2-4-2. مکر22 2-4-2-1. نکاتی در مورد واژه مکر24
2-4-2-2. بررسی آیات «مکر»26 2-4-2-3. فرق بین کید و مکر27 2-4-3. ضَلال27 2-4-4. کفر29 2-4-4-1. نکاتی در مورد واژه«کفر»30 2-4-5. صدّ31 2-4-6. خدع33 2-6-4-1. نکاتی در مورد واژه«خدعه»33 2-6-4-2. بررسی آیه «خدعه»34 2-6-4-3. تفاوت میان خدعه و کید35 2-4-7. عدوّ35 2-4-7-1. بررسی آیه «عدوّ»35 2-4-8. بطانه37 2-4-8-1. بررسی آیه «بطانه»38 2-4-9. ولیّ39 2-4-9-1. بررسی آیه «ولیّ»40 2-4-10. نفاق40 2-4-10-1. نکاتی پیرامون واژه «نفاق »و«منافق»41 2-4-10-2 اقسام نفاق42 2-4-10. بصیرت433. فصل سوّم: اقسام دشمن از دیدگاه قرآن کریم47 3-1. بخش اول: دشمن ایمانیدرونی یاپنهان49 3-1-1. شیطان و همراهان او49 3-1-1-1. معنای لغوی و اصطلاحی شیطان و ابلیس50 3-1-1-2. فرق بین شیطان و ابلیس53 3-1-1-3. نام و القاب ابلیس54 3-1-1-4. دامها و برنامههای شیطان:(اهداف و شیوههای مبارزه و دشمنی شیطان)54 3-1-1-4-1. شیوه دشمنی شیطان54 3-1-1-4-2. دامها و ابزارهای شیطان56 3-1-4-2-1. دنیا56 3-1-4-2-2. وسوسه57 3-1-4-2-3. اختلافافکنی57 3-1-4-2-4. هواپرستی58 3-1-4-2-5. وعده به فقر59 3-1-4-2-6. از راه عبادت61 3-1-4-2-7. از طریق اموال و اولاد62 3-1-4-2-8. زنان63 3-1-4-2-9. تبلیغات63 3-1-4-2-10. بزرگ کردن آرزوها و تمنیات واهی64 3-1-4-2-11. تزیین اعمال زشت64 3-1-4-2-12. وعدههای دروغین……………………………………………………………………..65
3-1-1-5. صفات شیطان66 3-1-2. نفس امّاره67 3-1-2-1. اقسام نفس69 3-1-2-2. خطرات نفس73 3-1-3. برخی از همسران و فرزندان75 3-2. بخش دوم: دشمن خارجی (یهود، کافران، مشرکان)78 3-2-1. یهود79 3-2-1-1. یهود در لغت79 3-2-1-2. شناخت اجمالی چهرهی یهود80 3-2-1-3. هجرت یهودیان به مدینه80 3-2-1-4. صفات یهود از دیدگاه قرآن کریم81 3-2-2. کافران88 3-2-2-1. تعريف كافر در لغت و اصطلاح88 3-2-2-2. صفات کافران90 3-2-3. مشرکان93 3-2-3-1. شرک در لغت و اصطلاح93 3-3. بخش سوّم: دشمنان داخلی (منافقان)95 3-3-1. معنای لغوی و اصطلاحی نفاق95 3-3-2. ضرورت شناخت نفاق و منافق96 3-3-3. ویژگیهای منافقان97 3-3-3-1. ویژگیهای فردی- روانی98 3-3-3-2. ویژگیهای سیاسی منافقان102 3-3-3-3. ویژگیهای فرهنگی منافقان113 3-3-3-4. ویژگیهای اجتماعی منافقان1184. فصل چهام: شیوههای مبارزه دشمنان و شیوههای مبارزه با دشمنان از دیدگاه قرآن کریم122 4-1. شیوههای مبارزه دشمنان از دیدگاه قرآن123 4-1-1. شگردها و شیوههای مبارزه ی دشمنان با رهبران دینی124 4-1-1-1. ایجاد تردید و ابهام دربین مردم نسبت به حقانیّت رهبری124 4-1-1-2. شکستن قداست رهبری با استفاده ازحربه تهمت و افتراء126 4-1-1-3. تضعیف دستیاران رهبر و تشکیلات رهبری132 4-1-1-4. تحقیر و استهزای رهبری133 4-1-1-5. بدلسازی و رهبرتراشی134 4-1-1-6. تطمیع رهبری135 4-1-1-7. تهدید رهبری136 4-1-2. شگردها و شیوههای مبارزهی دشمنان برای تضعیف مبانی مکتب اسلام138 4-1-2-1. استفاده از سورژههای مذهبی139 4-1-2-2. تهمتهای گوناگون141 4-1-2-3. شریعتسازی142 4-1-2-4. اقدامات ضدّ تبلیغی(جنجال آفرینی)144 4-1-2-5. بدگویی و عیب جویی145 4-1-2-6. تمسخر و تحقیر145 4-1-2-7. تخریب پایگاههای مکتب146 4-1-2-8. جنگ و ستیز147 4-1-3. شگردها و شیوههای مبارزهی دشمنان با پیروان مکتب توحیدی148 4-1-3-1. تلاش برای گمراه کردن پیروان مکتب توحیدی ازطریق صرف هزینههای کلان149 4-1-3-2. اشاعه فساد، نشر اکاذیب و پخش شایعات150 4-1-3-3. اختلافافکنی و تفرقهانگیزی151 4-1-3-4. محاصره اقتصادی152 4-1-3-5. تحقیر و کوچک شمردن154 4-1-3-6. تمسخر155 4-1-3-7. اعزام عوامل نفوذی و جاسوسی157 4-1-3-8. تضعیف روحیه مسلمانان158 4-1-3-9. تبلیغات سوء159 4-1-3-10. تهدیدها و جنگها161 4-2. شیوههای مبارزه با دشمنان از دیدگاه قرآن کریم163 4-2-1. شیوه و روش قرآن کریم در مقابله با شیطان163 4-2-2. شیوه و روش قرآن کریم در مقابله با نفس167 4-2-3. شیوه و روش قرآن در مقابله با کفار و مشرکان و یهودیان172 4-2-4. شیوه و روش قرآن در مقابله با منافقان188نتیجهگیری194پیشنهادها197کتابنامه198مقدمه:
«إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبِيراً»
«اين قرآن، به راهى كه استوارترين راه‏هاست، هدايت مى‏كند و به مؤمنانى كه اعمال صالح انجام مى‏دهند، بشارت مى‏دهد كه براى آنها پاداش بزرگى است.»
قرآن، فيضِ رحمتى است كه از خزانه غيب بر قلب نورانى پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نازل و از آنجا بر پهن‏دشتِ هستى جارى شد تا تشنگان حقيقت از زلال معنويت و هدايت آن سيراب گردند.
قرآن، انسان را به این حقیقت واقف میکند که آدمی گاه چیزی را که به سود واقعی او نیست دوست میدارد و چه بسا آنچه که به زیان اوست را میطلبد. لذا از آنجا که علم و آگاهی انسان اندک است برای شناخت سود و زیان واقعیمان بایستی به قرآن کریم ، که ما را به استوارترین راهها هدایت میکند چنگ زنیم و از آن مدد جوییم. و از آنجا که، شناخت دوست و دشمن یکی از مهمترین نیازهای زندگی فردی و اجتماعی انسان است، قرآن کریم به مدد انسان آمده و با آموزههای خود، انسان را در شناخت دشمن یاری مینماید، تا جاییکه در آیات گوناگون، به معرفی دشمنان واقعی انسان پرداخته است و قطعاً شیوههایی را که برای مبارزه با دشمنان معرفی میکند از استحکام و تأثیر لازم برخوردار است.
بحث شناختِ دشمن در قرآن کریم از موقعیّت ویژهای برخوردار است و خداوند در آیات متعددی دشمنان متنوع جبهه حق رادر شکلهای گوناگون معرفی میکند و چهرههای پلید و گمراه کننده آنان را برای پیروان حق آشکار مینماید تا مسلمانان آنان را بهتر بشناسند و به مبارزه با آنها بپردازند، در این آیات بیشتر سخن از هجوم همه جانبه دشمنان بر ضد پیروزی حق به میان میآید که حتی اگر عقبنشینی نمایند باز خود تاکتیکی برای رویارویی دوباره و هشداری مهم برای پیروزی حق میباشد و از آنجا که پیکار حق و باطل موقتی نیست و از آنجا که هدف مشترک نابودی نظام الهی است این نبرد تا قیامت هم استمرار دارد و به رغم تمامی توطئههای گوناگون دشمنان اسلام در طول تاریخ، شاهد درخشش روزافزون حق خواهیم بود زیرا خداوند مدافع حریم حق است.
بنابراین این قرآن، کتابی است که به ما میآموزد که با خودی چگونه رفتار داشته باشیم و با بیگانه چگونه برخورد کنیم: « مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُ…»: محمّد (ص) فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و شديد و در ميان خود مهربانند…
این پایاننامه با عنوان« دشمنشناسی از منظر قرآن کریم»، در چهار فصل تنظیم شده است. در فصل اول کلیات پایاننامه بیان شده و در فصل دوم به بررسی معنا و مفهوم دشمن از دیدگاه قرآن کریم پرداخته و سپس اهمیّت و ضرورت این بحث از منظر قرآن و روایات و عقل و سخن بزرگان بیان شده و در ادامه آیات قرآن کریم در زمینهی شناخت دشمنان و بررسی واژگان کلیدی بحث دشمنشناسی از جمله: کید و مکر و ضلّل و کفر و صدّ و خدع و عدوّ و بطانه و ولیّ و نفاق و بصیرت مطرح شده و در فصل سوم، اقسام دشمن از دیدگاه قرآن کریم تحت عنوان دشمن ایمانیدرونی یا پنهان(شیطان و همراهان او و نفس امّاره و برخی از همسران و فرزندان) و دشمن خارجی(یهود، کافران و مشرکان) و دشمن داخلی(منافقین) مورد بررسی قرار گرفته است. در فصل پایانی در بخش اول موضوعِ شیوههای مبارزه دشمنان از دیدگاه قرآن کریم و در بخش دوم موضوع ِشیوههای مبارزه با دشمنان از دیدگاه قرآن کریم مورد بررسی قرار گرفته است و در پایان نتیجهگیری از مباحث مطرح شده در این پایاننامه بیان شده است.
امید است این اثر ناچیز در خدمت اسلام و فرهنگ شیعی و معارف اهل بیت (ع) مورد عنایت صاحب ولایت و ذخیره آخرت قرار گیرد.

جواد جمشیدی حسن آبادی
زمستان1390
فصل اوّل
کلیّات
فصل اوّل: کلیّات
1-1) طرح تحقیق:
1-1-1) بیان مسأله:
یکی از اساسیترین شرایط موفقیّت یک فرد یا جامعه در تمامی عرصهها شناخت دشمن است و هرگاه آدمی در پهنه طبیعی دشمن را شناخت به موفقیت دست خواهد یافت.
انسان در ابتدا زندگى كوچك و ساده‏اى داشت و دشمنان خويش ‏را به راحتى مى‏ديد و با ابزارهاىِ ساده به مقابله با آنان برمى‏خاست و خود را از گزند آنان در امان مى‏داشت. اما يكى از مشكلات انسان امروز عدم شناخت دشمن خويش است. در واقع دشمنان انسان با ابزارهاى پيشرفته و با به كارگيرى انواع روش هاى جنگ روانى خود را از او مخفى داشته و در لباس دوست ضربات خود را بر او وارد مى‏كنند، بنابراین بیتفاوتی نسبت به دوست و دشمن و انکار دوستی و دشمنی و خودی و غیر خودی و اشتباه درشناخت دوست و دشمن باعث وارد شدن بزرگترین ضربهها بر پیکر جوامع انسانی می شود. تا جایی که یکی از ضعفهای اساسی عامه مسلمان از صدر اسلام به ویژه زمان حکومت امام علی (علیه السّلام) تاکنون نشناختن دشمن یا ضعف در دشمن شناسی بوده است همین امر موجب شکست و از دست دادن حکومت و عملی نشدن بسیاری از احکام اسلام بوده و هست. بنابراین در این تحقیق به دنبال آن بودهایم که به معرفی دشمنان از دیدگاه قرآن کریم پرداخته و با توجه به آیات ِقرآن کریم، انواع دشمنان و شیوه هایِ دشمنی آنها و همچنین راههای مقابله در برابر آنها مورد بررسی قرار گیرد.
1-1-2) اهمیّت و ضرورت تحقیق:
از آنجا که انسان ها در معرض آسیبهای دشمنان قرار میگیرند و دشمنان دائماً افراد و جوامع را تهدید میکنند بنابراین شناخت دشمن از جنبههای مختلف فردی و اجتماعی بسیار مهم می باشد و از آنجا که علم انسان در شناخت دوست و دشمنِ خود، کافی نیست لذا وحی و قرآن به کمک او آمده و با آموزههایِ خود، انسان را در شناخت هرچه بهتر دشمن، یاری نموده اند و آیات گوناگونی این مهم را تبیین نمودهاند لذا تدوین پایان نامه ای با این عنوان و در این شرایط که دشمنان از هر طرف درصدد ضربه زدن به اسلام می باشند، بیش از پیش ضرورت و اهمیّت مییابد.
1-1-3) سؤالات تحقیق:
هر تحقیقی بر اساس سؤالات مطرح و پیگیری میشود که بحث و تحقیق حول و حوش آن سؤالات انجام میگردد. در این تحقیق نیز سؤالات مطرح و مورد بررسی قرار گرفته است.
1) از ديدگاه قرآن كريم دشمنان انسان چه كساني هستند؟
2) مؤلفهها و ویژگیهای ِدشمنان از دیدگاه قرآن کریم چیست؟
3) شیوهها و شگردهایِ دشمنان در مبارزه با مسلمانان از دیدگاه قرآن کریم کدام است؟
4) روشهای مقابله با دشمنان از دیدگاه قرآن کریم کدام است؟
1-1-4) فرضیههای تحقیق:
1) دشمنان انسان از دیدگاه قرآن کریم، شیطان و همراهان او، نفس امّاره، برخی از همسران و فرزندان، یهودیان و برخی از اهل کتاب، کفّار، مشرکان و منافقین هستند.
2) مؤلفه‌ها و ويژگي‌هاي دشمنان از ديدگاه قرآن كريم عبارت است از: پيمان‌شكني، جهل و ناداني، استكبار، هواپرستي، فريبكاري، بخل و ولايت ستيزي.
3) شیوهها و شگردهایِ دشمنان در مبارزه با مسلمانان از دیدگاه قرآن عبارتند از:
الف) مبارزهی دشمنان با رهبران دینی.
ب) مبارزهی دشمنان برای تضعیف مبانی مکتب اسلام.
ج) مبارزهی دشمنان با پیروان مکتب توحیدی.
4) روشهای مقابله با دشمنان(دشمنان ایمانیدرونی یا پنهان، دشمنان خارجی- سیاسی و دشمنان داخلی- سیاسی) از دیدگاه قرآن کریم به ترتیب عبارتند از: ایمان و توکل، ترک معصیّت، یاد خدا، پناه بردن به خدا، تزکیّه نفس، ترس از خدا، قطع هرگونه ارتباط و دوستی، صبر و تقوا، اعلان موضع صریح مبنی بر بیزاری از دشمنان، مبارزه فرهنگی به وسیله قرآن، مجهز شدن به سلاح روز، مبارزه قهرآمیز و جهاد با دشمنان، افشاگری، بصیرت دینی و حذر ( هوشياري و احتیاط).
1-1-5) پیشینهی تحقیق:
دربارهی این موضوع، مقالات و کتابهای گوناگون نوشته شده است که مهّمترین آنها عبارتند از:
الف) کتابها:
1. برهانیان، عبدالحسین، دشمنشناسی در قرآن، تهران، پژوهشکده تحقیقات اسلامی معاونت سپاه، بیتا.
2. جعفری، رحمت و دهشیری، حسن، دشمنشناسی از دیدگاه قرآن، قم، انتشارات دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم،1383ش.
3. حسینی، سید کمال، دشمنشناسی، تهران، انتشارات لوح محفوظ، چاپ اول، 1385ش.
4. کاشفی، محمدرضا، نگاهیقرآنی به دوست و دشمن، تهران، کانون اندیشهجوان، چاپچهارم،1387ش.
اما یک نوشتاری که به صورت منظم و در عین حال به صورت جامع به جنبههای مختلف موضوع توجه کند کمتر به چشم میخورد. کتاب«دشمنشناسی از دیدگاه قرآن کریم» نوشته رحمت جعفری و حسن دهشیری در سال 1383 به چاپ رسیده است. در این کتاب بحث دشمنشناسی به صورت مختصر مورد بررسی قرار گرفته است، دیگر کتابها و مقالات در این موضوع براساس این کتاب و با حداقل تغییر در روش و چارچوب و محتوایِ آن و در برخی موارد تکرار مطالب از این کتاب در کتابها و مقالاتشان بوده است، از آنجا که این کتاب خود نیز دارای عیبها و کاستیهایی بوده است که در زیر به برخی از آنها اشاره میشود، این کاستیها در آثار بعدی که متأثر از آن بوده نیز تا حدودی دیده میشود. در این پایاننامه با توجه به مهّم و کاربردی بودن این موضوع، سعی شده که با یک تقسیمبندی نسبتاً جدید و جامع به ابعاد مختلف بحث پرداخته شود و تا حدودی این عیبها و کاستیها برطرف شود.
نگارنده مدعی است که در آثار موجود اشکالات و ایراداتی وجود دارد از جمله:
الف) عدم ترتیب منطقی مباحث در بیشتر این آثار، لذا در این تحقیق، سعی شده این نقیصه تا حدودی برطرف شود و مطالب با نظم و ترتیب منطقی در کنار یکدیگر بیان شوند.
ب) عدم تقسیمبندی درست مطالب یا حداقل تقسیمبندی ناقص. به عنوان مثال: تقریباً در همهی آثار قبلی، دشمنان بدون تقسیمبندی مناسب یا حداقل تقسیمبندی ناقص بیان شدهاند و در برخی آثار، نام هیچ دشمنی را بیان نکرده است برای نمونه در کتاب «دشمنشناسی از دیدگاه قرآن کریم» نوشته رحمت جعفری و حسن دهشیری، هیچ اشارهای به انواع دشمنان از دیدگاه قرآن کریم نشده و همچنین در این کتاب عنوانی از دشمنان(نفس امّاره، شیطان، کفار، یهود و منافقان) که به معرفی آنها بپردازد، نیامده است در دیگر آثار نیز تا حدودی چنین است اما در این تحقیق دشمنان گوناگون از نگاه قرآن کریم در یک تقسیمبندی به سه گروه(دشمنان ایمانی، دشمنان خارجی و دشمنان داخلی) تقسیم شده و آنگاه با استفاده از کتاب معجم المفهرس، آیات مربوط به آنها از قرآن کریم انتخاب شده و با توجه به کتب تفسیری مختلف، نکات تفسیری پیرامون آن نوع دشمن و صفات و ویژگیها و روش دشمنی آنها و همچنین روش مقابله و دفاع در برابر آنها بیان شده است و این در نوع خود، امری نو و جدید میباشد.
ج) در اکثر قریب به اتفاق آثار موجود(ازجمله کتاب دشمنشناسی اثر جعفری، کتاب دشمنشناسی اثر سید کمال حسینی و کتاب دشمنشناسی اثر برهانیان) ذیل هر عنوان یک یا دو آیه آورده شده است و در تفسیر همین آیه نیز، تنها به چند کتاب تفسیری(که در اغلب موارد تنها به دو تفسیر المیزان و تفسیر نمونه)، مراجعه شده است ولی در این تحقیق، در اکثر موارد ذیل عناوین، بیش از سه یا چهار آیه بیان شده و در تفسیر این آیات به تفاسیر مختلف مراجعه شده و نکات تفسیری آنها بیان شده است به گونهای که در این اثر از بیش از چهل کتاب تفسیری اعمّ از فارسی و عربی استفاده شده است علاوه بر اینکه به کتابهای مختلف پیرامون موضوع نیز مراجعه شده است و این خود باعث اتقان مطالب تحقیق میشود و این نیز در نوع خود، امری نو در محتوای تحقیق نسبت به آثار قبلی است.
نگارنده مدعی نیست که تحقیق حاضر عاری از عیب و ایراد است اما نهایت تلاش خود را انجام داده تا حداقل ایراد و اشکال را داشته و جامع مباحث مختلف دشمنشناسی باشد و در حقیقت مقدمهای برای تحقیقات گستردهتر خود و دیگران در این زمینه باشد. بنابراین وجه تمایز این تحقیق با کارهای قبلی در جامع و کامل بودن و تقسیمبندی جدید و مناسب مباحث و مراجعه به منابع بیشتر در این زمینه است.
1-1-6) روش تحقیق:
تحقیق در این پایاننامه به صورت توصیفی-تحلیلی به روش کتابخانهای بوده است. برای انجام این کار ابتدا به شناخت منابع پرداخته و سپس فهرستی از عناوین مختلف از آن استخراج گردیده و با مطالعه آن منابع و جمعآوری مطالب به صورت فیشبرداری و همچنین تحلیل و دستهبندی مطالب، این اثر به رشتهی تحریر درآمده است.
1-1-7) اهداف و کاربردها:
اهداف: هدف از انتخاب و انجام این تحقیق آن است که به معرفی انواع دشمنان و ترفندها و نقشههای آنها و همچنین راه مقابله در برابر ترفندهای آنها از دیدگاه قرآن پرداخته و إن شاء الله گامی در جهت نصرت اسلام و مسلمین باشد.
کاربردها: این تحقیق میتواند مورد استفاده تخصصی برای طالبان علم در قلمرو بحث های دینی قرار گیرد همچنین میتواند مورد استفاده برای مسئولان و افراد مختلف جامعه برای شناختن هرچه بهتر دشمنان و نقشههای شوم آنها و راهکارهای مقابله با آنها باشد.
فصل دوّم
شناخت مؤلفههای دشمن
در این فصل سعی خواهیم کرد که تعاریف و کلیاتی در مفهوم دشمن و دشمنی و معنای ِلغوی و اصطلاحی آن و اهمیّت بحث دشمنشناسی بیان شود و همچنین به بررسی نگرشی به آیات قرآن کریم در زمینهی شناخت دشمنان و بررسی واژگان کلیدی در اینباره میپردازیم.
2-1) معنای لغوی دشمن :
دشمن در لغت فارسی به معنی زشت ذات، زشت خوی؛ این کلمه مرکب است از«دش» به معنی بد و زشت ؛و«من» به معنی نفس و ذات. بنابراین به صورت مرکب می شود: زشت خوی و زشت ذات.
برخی هم گویند: مرکب از «دشت» به معنی بد و زشت و «من» است به معنیِ بدنفس، بددل، زشتطبع است. این واژه به معنی مفرد و جمع بهکار میرود و همچنین به آنکه عداوت میکند به شخص و کسی که ضرر میرساند، دشمن گویند. آن که بد فرد دیگری را خواهان است(آن کس که بدخواه دیگریست).
معادلهای عربی این واژه عبارتند از: العدو , الخصم.
العدو: از ماده «عدو»: به معنای تجاوز کردن از کاری است که حقّش عدم تجاوز از آن میباشد.
العَدْو: تجاوز و درگذشتن از حدّ است كه با التيام منافات دارد يعنى با بهبودى بخشيدن و سازگارى دادن ميان دو چيز تفاوت دارد. صاحب النهایه و التحقیق فی کلمات القرآن نیز همین معنی را آوردهاند.
با توجه به آنچه که در معنای عدو گفته شد، این واژه در کاربردهای معنایی مختلفی به کار رفته است که میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1- گاهى به اعتبار (قلب و دل) است كه آن را «العَدَاوَة و المُعَادَاة» مى‏گويند يعنى: (كينه توزى و دشمنى در دل پنهان داشتن.
2- و زمانى به اعتبار (راه رفتن) گفته مى‏شود: «العَدْو»: دويدن و هروله .
3- گاهى به اعتبار كوتاهى نمودن از عدالت و افساد در معامله گويند:« له‏ العُدْوَان‏ و العَدْو»: در معامله بى‏عدالتى و ظلم و خصومت دارد- گفت: ـ«فَيَسُبُّوا اللَّهَ‏ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ‏ » (بدون آگاهى و علم و از روى جهالت خداى را خصمانه و ظالمانه سبّ مى‏كند).
4- و گاهى به اعتبار مكانهاى آرميدن و قرار گرفتن است، گفته مى‏شود: له‏ العَدْوَاء: ناآرام و نامطمئنّ است.
مكانٌ ذو عَدْوَاء: جایيكه اجزايش با هم متناسب و قابل استقرار نيست. درباره معنى معادات و دشمنى و كينه پنهانى در دل گفته مى‏شود:
رجلٌ‏ عَدُوٌّ و قومٌ‏ عَدُوٌّ: مرد و قومى كينه توز (كه مثل واژه- عدل در جمع و مفرد يكى است) در آيه گفت: «بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ» (در باره آغاز حيات بشر در زمين است كه مى‏گويد بعضى از شما با بعض ديگر دشمن خواهيد بود) جمع آن- عِدًى‏ و أَعْدَاء- است گفت: «وَ يَوْمَ يُحْشَرُ أَعْداءُ اللَّهِ‏».
2-2) معنای اصطلاحی دشمن:
دشمن در اصطلاح مفسران به آن کس که ضرر میرساند اطلاق میشود و اصطلاحات هم معنا با آن عبارت است از: حریف، ضد، مخالف، معارض، عدوّ.
(عدوّ): دشمنی كه در قلب به انسان عداوت دارد و در ظاهر مطابق آن رفتار ميكند «إِنَّ الْكافِرِينَ كانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبِيناً» و همچنین آیهی«إِنَّ الشَّيْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ» .
عدوّ دو گونه است:
1- عداوت به قصد دشمنى و خصومت مثل آيات:
«فَإِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ‏»و«جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ‏»
و دشمنى از ديگرى و از غيرجنس خود در آيه: «عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِ‏».
2- دشمنى و عداوتى كه از روى قصد نباشد بلكه حالتى به او دست مى‏دهد كه اذيّت مى‏شود همانگونه كه از دشمنان مورد اذيّت و آزار قرار مى‏گيرد، مثل آيه: «فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِي إِلَّا رَبَّ الْعالَمِينَ‏»و آيه‏اى در باره اولاد كه مى‏گويد: «عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ‏».لذا بنابر آنچه گفته شد؛ تعریف دشمن در اسلام به دشمنی بیرونی (کافران ،مشرکان ،منافقین ویهود)ختم نمیگردد و شامل نفس امّاره و شیطان نیز میشود به گونهای که جهاد با نفس را برترین جهاد میخواند، زیرا که در تعریف دشمن گفته شد هر آنچه باعث شود انسان را از راه مستقیم منحرف سازد و موجب عدم اطاعت انسان از خدا شود، دشمن نامیده میشود.
2-3) اهمیّت و ضرورت بحث دشمنشناسی:
اهمیّت و ضرورت بحث پیرامون دشمنشناسی رامیتوان در یک تقسیمبندی در چهار عنوان مطرح نمود:
2-3-1) اهمیّت و ضرورت بحث دشمن شناسی از منظر قرآن کریم:
از ویژگیهای بارز قرآن کریم، جامعیّت و گستردگی بحثهای آن و دربرداشتن کلیّات برنامهی بشری میباشد چنانکه خدا فرموده :«… وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏…»و ما این کتاب را برتو فرستادیم تا بیانی جامع و فراگیر درباره هر چیز باشد.
امام باقر (ع) نیز درباره جامعیّت قرآن فرمودهاند :«إنَّ اللهَ لَم یَدع شَیئاً تَحتاجُ إلیهِ الاُمَّةُ إلی یَومِ القِیامَةِ إلّا اَنزََلَهُ فِی کِتابِهِ وَبَیَّنهُ لِرَسُولِهِ….»:«خداوند تمام آنچه را که امت (اسلام ) تا قیامت بدان نیاز دارند در کتاب خود آورده و برای پیامبرش بیان فرموده است.
نظر به این که قرآن کریم هم جامعیّت دارد و هم جاودانگی، در مییابیم که هیچ موضوع مهمّی در راستای هدایت انسان نیست که در قرآن کریم از آن صحبت نشده باشد به خصوص موضوع مهمی همچون ساختار جامعه اسلامی و عواملی که به طور مثبت یا منفی در ساختار آن مؤثر است. با تأملی دقیق در آیات در خواهیم یافت که تا چه اندازه قرآن کریم نسبت به «شناساندن دشمن» حساسیّت نشان داده است؛ به طوری که بیش از هزار و پانصد آیه از آیات قرآن کریم پیرامون دشمن شناسی است. این آیات، انواع دشمنان مؤمنان و نظام اسلامی، ابزار و شیوههای دشمن و راههای مقابله با آنان را به مسلمانان میآموزد.
از طرفی در فرهنگ اسلامی، دین و سیاست بهگونهای با یکدیگر عجین و آمیخته شدهاند که حتی تصور جدایی میان آنها آسان به نظر نمیرسد اگر چنین نبود اسلام هرگز نمیتوانست با سیاستمداران جهان مقابله کند و تمامی نقشهها و توطئههای آنها را درهم بشکند.
لذا با عنایت به جامعیّت و جاودانگی قرآن کریم و این که هیچ موضوع مهمی که نقش اساسی در ساختار جامعهی اسلامی دارد در قرآن کریم از آن فروگذار نشده است و همچنین عجین شدن دین و سیاست در هم در مکتب اسلام ملاحظه میکنیم که این قانون نامهی اساسی تا چه اندازه نسبت به «شناساندن دشمن» حساسیت نشان داده است و بدان مهم پرداخته است. برای درک بهتر این مطلب کافی است نگاهی داشته باشیم به سخنان گرانسنگ امام محمد باقر(ع)، آن جا که فرمود: قرآن بر سه قسمت نازل گردیده که یک سومِ آن، دربارهی ما و دوستان ماست و یک سوم، دربارهی دشمنان ما و دشمنان پیشینیان ما و یک سوم، روشها و امثال است. آیهای که دربارهی قومی نازل شده، اگر با مرگ آن قوم باطل گردد، دیگر از قرآن چیزی نمیماند، حال آنکه قرآن تا بقای آسمانها و زمین باقی است و احکام آن جاری و ساری میباشد و برای هر ملتی آیهای است که آنرا قرائت میکند، خواه آن آیه خیر را بیان کند و خواه شرّرا»
اهمیّت دشمنشناسی در تعالیم اسلامی آنقدر مورد توجه قرارگرفته است که قرآن کریم در آیات متعددی و با تعابیرمختلفی به این موضوع پرداخته است، تا جایی که در قرآن کریم، آيات دشمن‏شناسى بيش از آياتالاحكام است و از ميان يكصد و چهارده سوره‏ى قرآن كريم، در آغاز نُه سوره به مسئله دشمن‏شناسى توجّه شده است؛ سوره‏هاى برائت، احزاب، محمّد، ممتحنه، منافقون، معارج، بيّنه، كافرون و مسد.و از همين رو واژه «عدوّ» و «اعداء» در قرآن حدود28 بار تكرار شده و آيات متعدد، چهره دشمنان اسلام و راههاى مقابله با شيوه‏هاى نفوذ آنان را به خوبى تبيين نموده‏اند اين آموزه‏هاى قرآنى هم دشمنان ما را به ما مى‏شناساند و هم شيوه‏هاى مبارزه با آنان را.
قرآن کریم شش گروه از دشمنان را نام برده است: «شیطان و همراهان او»،«نفس امّاره»،«برخی از همسران و فرزندان»، «کفار و مشرکان»، «برخی از اهل کتاب خصوصاً یهودیان» و «منافقین»، که ما این شش دشمن را، در یک تقسیم بندی کلّی به سه گروه تقسیم نموده و مورد بررسی قرار خواهیم داد:
1) دشمن ایمانیدرونی یا پنهان
2) دشمن خارجی
3) دشمن داخلی.
2-3-2) اهمیّت و ضرورت بحث دشمن شناسی از منظر روایات:
در سیره پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) نیز به دشمن شناسی توجه بسیار شده است . و در میان معصومین (ع)، رفتار حضرت علی(ع) با دشمنان از همه درس آموزتر است. علی (ع) با توجه به شرایط زمانی و شیوه حکومتش با دشمنانی روبه رو بود که پیامبر (ص) و دیگر ائمه (ع) با آن رو به رو نشدند.
2-3-2-1) دشمنشناسی در روایات:
درباره لزوم شناخت دشمن احادیث فراوانی از پیامبر اكرم(ص) و ائمه معصومین(علیه السّلام) وجود دارد كه به پاره ای از آنها اشاره میكنیم:
پیامبر(ص) درباره ضرورت شناخت دشمن میفرماید: «أَلا وَ اَن أعقل الناس عبد عَرَفَ رَبَّهُ فَأَطَاعَه وَ عَرَفَ عَدوه فَعَصاه»
آگاه باشید، عاقلترین مردم كسی است كه خدایش را بشناسد و از او پیروی كند و دشمن را نیز بشناسد و آنگاه نافرمانیش نماید.
نکته جالب در این حدیث آن است که از جملهی نمودار یک انسان پیش رو و آگاه را خداشناسی و دشمن شناسی میداند که نتیجهی خداشناسی تسلیم شدن در برابر خدا و پرستش اوست و نتیجهی دشمن شناسی، نافرمانی از دشمن است.
2-3-2-2) معرفی دشمن یکی از اهداف اساسی معصومین(ع):
پس از رحلت پیامبر(ص)، اسلام واقعی از مسیر اولیهاش منحرف و خلافت از خاندان پیامبر اسلام (ص)گرفته شد، از این رو، از همان ابتدا، امامان شیعه تلاش خود را صرف شناسایی چهره دشمنان اسلام کردند. حضرت علی(علیه السّلام)، امام حسن(علیه السّلام)، امام حسین(علیهم السّلام) و دیگر ائمه (علیه السّلام) تلاشهای زیادی در جهت معرفی دشمن به جامعه مسلمین انجام دادند و مهّمترین رمز پیروزی آنها، به ویژه پیروزی نهضت حسینی در این بود که دشمن را به مردم معرفی کرده بودند.
امام علی (ع) که خود بخش عظیمی از تلاش خویش را در دورهی حکومتش به افشاگری چهرهی دشمنان خود به کار برد در احادیث زیادی به معرفی و شناخت بیشتری پیرامون جایگاه و ضرورت دشمن دشمنشناسی میپردازد از جمله:
1) امام علی (ع) میفرماید: به خدا سوگند! اگر تنها با دشمنان روبرو شوم، در حالى كه آنان تمام روى زمين را پر كرده باشند، نه باكى داشته و نه مى‏هراسم. من به گمراهى آنان و هدايت خود كه بر آن استوارم، آگاهم و از طرف پروردگارم به يقين رسيده‏ام و همانا من براى ملاقات پروردگار مشتاق و به پاداش او اميدوارم. لكن از اين اندوهناكم كه بى‏خردان و تبهكاران اين امّت، حكومت را به دست آورند، آنگاه مال خدا را دست به دست بگردانند و بندگان او را به بردگى كشند، با نيكوكاران در جنگ و با فاسقان همراه باشند، زيرا از آنان كسى در ميان شماست كه شراب نوشيد و حد بر او جارى شد و كسى كه اسلام را نپذيرفت امّا به ناحق بخشش‏هايى به او عطا گرديد. اگراينگونه حوادث نبود شما را بر نمى‏انگيختم و سرزنشتان نمى‏كردم و شما را به گرد آورى تشويق نمى‏كردم و آنگاه كه سرباز مى‏زديد رهاتان مى‏كردم. آيا نمى‏بينيد كه مرزهاى شما را تصرّف كردند؟ و شهرها را گشودند؟ و دستاوردهاى شما را غارت كردند؟ و در ميان شهرهاى شما آتش جنگ را برافروختند؟ براى جهاد با دشمنان كوچ كنيد، خدا شما را رحمت كند، در خانه‏هاى خود نمانيد، كه به ستم گرفتار و به خوارى دچار خواهيد شد و بهره زندگى شما از همه پست‏تر خواهد بود و همانا برادر جنگ، بيدارى و هوشيارى است، هر آن كس كه به خواب رود، دشمن او نخواهد خوابيد!
2) همچنین امام میفرماید: هر کس نسبت به دشمن خود بخوابد (ونسبت به دشمن بیتفاوت باشد) مکرها و حیلهها بیدارش میکند.
3) امام در کلام دیگری لزوم قطع ارتباط با دشمن را اینگونه بیان میکند:« از دشمنان ِخدا جدایی کنید و با اولیا خدا پیوند نمایید.
4) امام درسخن دیگر لزوم آمادگی و قدرت در برابر دشمن را بیان می کند:« قبل از قدرت، با دشمن جنگ و ستیز منما».یعنی نخست باید نیرو تهیه کرد آنگاه جنگید.
5) امام علی(ع) میفرماید:«هیچ دشمنی را کوچک مشمارید؛ هرچند، ضعیف و ناتوان باشد زیرا دشمن همیشه در فکر تجاوز است و به همین جهت او را دشمن نامیدند».
6) امام عسكري «ع» میفرماید: اضعف الأعداء كيدا، من أظهر عداوته: كم‏حيله‏ترين دشمنان آن است كه دشمنى خود را آشكار كند.
7) الامام الصادق «ع»: ثلاث من علامات المؤمن: علمه باللَّه، و من يحبّ، و من يبغض.
امام صادق «ع»: سه چيز از نشانه‏هاى مؤمن است: علم و يقين او درباره خدا و اينكه چه كس را دوست مى‏دارد و از چه كس بيزار است‏.
2-3-3) اهمیّت و ضرورت بحث دشمن شناسی از منظر عقل:
از محوریترین مسایل دفاعی کشور، دشمن شناسی است. با شناخت دشمن میتوان احتمال پیروزی و یا شکست را مشخص کرد لذا شناخت دشمن نقش مهم و اساسی در رویارویی انسان با دشمنان دارد، زیرا که، اگر توان انسان در رویارویی بسیار باشد ولی اطلاعات کافی را در دست نداشته باشد شکست خواهد خورد، هر موجود زنده ای دشمن دارد و به میزان گستردگی وجود خود با دشمن بیشتری رو به رو است. نگاه درس آموز و عبرت پذیر هر یک از مسلمانان به ویژه متولیان امور به گذشته تاریخ و نیز حوادث امروز جامعه، بینش و بصیرتی فراهم میکند تا در کنار سلسله مباحث شایسته اعتقادی، اخلاقی، فقهی و…، برخی از گفتارهای پویا و بنیادین با جایگاه ویژه در آموزههای معارف را نیز مطرح کنیم و مخاطبان خود را با ریشههای حوادث چهارده قرن اخیر و شیوههای دشمنان در تمامی زمانها و وظیفههای دین باوران در همهی عرصهها آشنا سازیم و راهی روشن برابر آنها بگشاییم. دشمن شناسی گفتاری است از این دست که پرداخت جامع و عالمانه به آن در این زمان ضرورتی صد چندان یافته است.
به طور کلّی ضرورت شناخت دشمن از دیدگاه عقل را میتوان در موارد زیر بیان کرد: الف) انحراف خواستههای به حق فکری انسان: اگر آدمی در تشخیص دوست و دشمن دچار اشتباه شود و دشمن خود را دوست خود کند، خواستههای اصیل فطری بیپاسخ مانده، بلکه به انحراف و کژروی کشیده میشوند و بدیهی است چنین شخصی دچار چه زیانهای روحی و روانی خواهد گشت.
ب) سقوط در رذایل: همانطور که انسان از دوست خود متأثر میشود و متقابلاً صفات و خصیصههای او به دوستش سرایت می کند، دوستی با دشمن یا دشمن را دوست پنداشتن موجب میشود رذایل و اوصاف زشتی که بر روح و جان دشمن حاکم است در انسان رسوخ کند و به جای آنکه به درجاتی برتر از فرشتگان صعود کند، به پستترین مرتبهی بهایم نزول یابد، آری شناخت دشمن اصلی بایسته ضروری است.
ج) آمادگی برای عکس العمل: با شناسایی دشمن میتوان آمادگی لازم را برای رویارویی با او کسب نمود و به مکر و کید او آگاه گشت و به مقتضای حرکت ضد انسانی او، واکنش نشان داد.
د) مصلحت جامعه و دشمنان: شناخت دشمن نه تنها به مصلحت افراد است بلکه به مصلحت جامعه نیز هست و از طرفی دوستی نکردن با دشمنان به معنای طرد آنها از جامعه است و از آنجا که انسان به طور فطری به اجتماع وگروه گرایش دارد، ممکن است مطرود شدن از جامعه، باعث تنبّه آنها گردد و از راه خلاف، کژ اندیشی و کج روی بازشان دارد، به این ترتیب شناخت دشمن هم به مصلحت جامعه است و هم به مصلحت خود آنها، چرا که هدف از شناسایی آنها در نهایت، اصلاح وتربیت ایشان است.
و همچنین از آنجا که جامعه از افراد و اقوامى تشكيل شده است كه داراى طبايع و افكار مختلف هستند. اگر برخى از آنها بر اساس سنّتى كه حافظ منافعشان باشد به دور يكديگر جمع شوند و اجتماعى را تشكيل دهند به طور طبيعى اجتماع ديگرى عليه منافع آنان تشكيل خواهد شد و ديرى نمى‏پايد كه كارشان به نزاع و درگيرى خواهد كشيد.
از طرفى مى‏بينيم كه در انسان قوايى چون غضب و شدّت وجود دارد كه جز در مواقع دفاع به كار نمى‏آيد و اين خود دليل بر آن است كه وقوع جنگ و درگيرى امرى اجتناب‏ناپذير است.
وجود دشمن توهّم نيست و انسانِ معتقد، با دشمنانى چون شيطان و نفس امّاره در درون و كافران، منافقان و محاربان و …در بيرون مواجه است.
بديهى است كه تنها با يارى از خداوند و با آشنايى بيشتر با كتاب آسمانى قرآن كريم، دشمنان خود و جامعه خود را خواهيم شناخت و با آنها مقابله خواهيم كرد.
یکی از اساسیترین شرایط موفقیّت یک فرد یا جامعه در تمامی عرصههای شناخت دشمن است. هرگاه آدمی در پهنهی طبیعی دشمن را شناخت و در دفع آن کوشید، به موفقیّت دست یافته است، ولی همین انسان از دشمن ناشناختهی خود ضربههای فراوانی خورده است. به عنوان نمونه، انسان از زمانی که دشمن به نام میکروب را شناخت، به آسانی توانست در پی دفع آن برآید، اما چون نتوانسته است سرطان را بشناسد، هر روز قربانیهای فراوان میدهد.
در فضای مسایل سیاسی و اجتماعی نیز شناخت دشمن نقش مهم و کلیدی دارد. زیرا تا زمانی که به طرز تفکر و میزان توانایی و… دشمن معرفت نباشد هرگز موفقیّتی در کار زار با وی بدست نمیآید . درعرصهی نظامی نیز همچنین است در فضای معنویّت نیز شناخت دشمن خانهزاد به نام نفس امّاره و همکار خارجیاش، شیطان وسوسهگر نیز یک امر ضروری است، بدون شناخت آنها تن دادن به ذلت نفس و سقوط از مقام انسانیّت است.
بنابراین شناخت دشمن و مبارزه با آن از اموری است که تمام عقلا اعم از خداپرست و غیرِ خداپرست در ضرورت آن اتفاق نظر دارند.
2-3-4) اهمیّت وضرورت بحث دشمن شناسی در سخن بزرگان:
شناختن دشمن برای اقشار مختلف مردم و مسؤولین و به خصوص جوانان، از همه(چیز)مهمتر است دشمن سعی میکند خود را دوست جلوه بدهد و شعارهای ملتها را عوض کند کما اینکه شعار ضدیّت با صهیونیسم را در میان بعضی از دولتمردان عرب، تبدیل به یک شعار انحرافی کردند. یکی از کارهایشان تبدیل کردن شعارهاست. ملت و دولتی تسلیم میشود که دشمن را درست نشناسد یا دچار فساد و بدبختی باشد، اگر دشمن شناسی باشد آن وقت شعارها، شعار های روشن وآگاهانهایی خواهد بود و آنچه که دشمن میخواهد به فضل پروردگار آنرا درمیان ملت ایران به دست نمی آورد.
بنابراین دشمن شناسی، گفتاری است که پرداخت جامع و عالمانه به آن در این زمان ضرورتی صد چندان یافته است زیرا که با تأسیس حکومت اسلامی در ایران به رهبری یک عالم شیعی، تمام مستکبران، به طور کلّی اسلام را و به ویژه تشیّع را به عنوان خطری جدّی برای خود احساس کردند آنان دریافتند که با صدور انقلاب و تفکر اسلام ناب به دیگر کشورها، به یقین منافع آنها به خطر می افتد از این رو، آنها در صدد دشمنی بر میآیند که آمدند. لذا شایسته و ضروری است که با شناخت ترفندها و نیرنگهای دشمنان به دفاع از حریم مقدس قرآن کریم و احکام دین و شریعت و انقلاب اسلامی پرداخته و دین خود را اداء کنیم.
2-4. نگرشی به آیات قرآن کریم در زمینهی شناخت دشمنان:
در بحث «دشمنشناسی در قرآن» به جایگاه شناختِ دشمن در قرآن پرداخته میشود و طی این شناخت به واژگانی برخورد میکنیم که شناخت دشمن را برای ما بهتر و راحتتر مینماید. در این نوشتار، بیان خواهیم کرد که اصل مطرح شده در قرآن در خصوص برخورد با دشمنان، یک اصل همیشگی و دائمی است و در تمام ادوار قابل استفاده است. در قرآن به انواع دشمنان و در واقع به مراتب دشمنی اشاره شده است. از این رو، هر دسته از دشمنان دارای خصوصیّاتی منحصر به فرد می باشند و راهکارهای مبارزه مختص به خود دارند. پس برای مبارزه با آنها باید سیاستهای اصولی خاصی را به کار گرفت و دچار افراط و تفریط نگردیم و تنها براساس موازین الهی عمل نماییم.
واژگان کلیدی:
آیههایی از قرآن کریم بیانگر توجه ویژه قرآن پیرامون دشمنشناسی است نمونههایی از آن را در اینجا یادآور میشویم:
2-4-1.کید:«الكيد: صياح الغراب بجهد. و الكيد. إخراج الزند النار. و الكيد: التدبير بباطل أو حقّ. و الكيد: الحرب»:کید یعنی فریاد کلاغ به بلندی و يعنى چوب آتش زنه آتشش که کم و كند است. و تدبیر به باطل یا حق و کید به معنی جنگ.
کید عبارت است از حیله، نیرنگ، فریب دادن و نیز کوشش کردن است.کید نوعی حیله و چاره جویی است که بر دو گونهی نکوهیده و پسندیده میباشد، هر چند استعمال آن در مذموم بیشتر است.
صاحب مجمع البحرین در معنی کاد مینویسد: «کاد یعنی نسبت به او نیرنگ کرد. و کائد به فردی، زمانی اطلاق میگردد که نسبت به کسی با نیرنگ، عملی را انجام دهد و او را در ضرر و زیان قرار دهد».
کید: «کاری است که فردی با رفیقش از راه حیله انجام می دهد تا او را در مکروه و ناملایمی افکند».
كيد:« درخواست چيزى از ديگرى با نارضايتى و كراهت او، چنانچه زليخا كارى را از يوسف ميخواست كه حاضر بدان نبود و از آن امتناع داشت». كيد: «نقشه كشيدن در پنهان براى ضرر زدن به ديگرى» .
و كيد: عبارت است از مكر شديد و مكر با سه قيد محقّق گردد: فكر و تدبير و عمل و حركت و برنامه إضرار بر ديگرى.
2-4-1-1) بررسی آیات «کید»:
2-4-1-1-1) إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداًًوَ أَكِيدُ كَيْداً، فَمَهِّلِ الْكافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً : ضمير «اِنَّهُم» راجع به كافران و معارضان با قرآن و حكومت آنست. كيد، نقشه و ساخت و سازهاى پنهان براى غافلگيرى است. دو فعل مضارع «يكيدون. اكيد» اشعار به استمرار و هميشگى بودن اين دوگونه كيد دارد. كيداً، دلالت بر نوعى كيد مي نمايد كه متناسب با كيد كننده است: دامها و كيدهاى كافران و منافقان بافته رشته‏هاى اوهام و ناشى از انديشه‏هاى شيطانى و قدرت هاى محدود و در ميان كوره راههاى تاريك و گمراهى است: «وَ ما كَيْدُ الْكافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلالٍ». كيد خداوند حكيم و قاهر در طريق هدايت و نور و بر مبناى حكمت و ناشى از قدرت پايدار و نظام و سنن عالم و اجتماع است: «إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ».
إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً: دشمنان پیوسته مکر وحیله می کنند. نکتهی قابل توجه در این آیه، آن است که کلمه «یکیدون» به صیغه فعل مضارع بیانگر دوام و استمرار تؤطئههای دشمنان است. که باترفندها و القای شبههها و ایراد افکنی، مردم را برای مبارزه کردن با قرآن فرا میخوانند.
خداوند در این آیه براى تسلّى خاطر پيامبر(صلّى اللّه عليه و آله) و مؤمنان از يك سو و تهديد دشمنان اسلام از سوى ديگر مى‏افزايد: «آنها پيوسته حيله مى‏كنند» و نقشه‏ها مى‏ريزند (انّهم يَكيدون كَيداً)
صاحب تفسیر نوین در ذیل آیهی 15، سورهی طارق چنین می نویسد: «كتب لغت «كيد» را چنين معنى كرده‏اند: حيله و مكر- خدعه- خبث- جنگ- بدخواهى يعنى قطعاً مشركان مكه سخت چاره جوئى- فريبكارى- نيرنگسازى- پليدى و بدذاتى و بدخواهى و بالاخره جنگ و ستيز ميكنند تا جلو نفوذ قرآن و تأثير دعوت تو را بگيرند. آرى آنها نقشه‏ها كشيدند تدبيرها كردند، كوششها نمودند تا اسلام پيشرفت نكند نسبت سحر و كهانت، شاعرى و جنون به حضرتش دادند، تطميعش كردند كه اگر زن زيبا، پول و ثروت يا رياست و مقام ميخواهى همه را به بهترين وجه برايت فراهم ميكنيم گروندگان را آزردند، شكنجه دادند و كشتند پيمان نامه امضاء كردند كه كسى با پيغمبر و كسانش، معامله و معاشرت و ازدواج و مراوده نكند. وقتى از هيچكدام از اين كارها نتيجه نگرفتند تصميم به كشتنش در دار الندوه گرفتند. آنهم عملى نشد».
صاحب «اطیبالبیان» در تفسیرش ذیل این آیه، چنین مینویسد: «مفسرين نظر به اين كه كيد و مكر از صفات خبيثه است و ساحت قدس ربوبى منزه است لذا كيد و مكر را حمل بر عقوبت و عذاب كردند يعنى عذاب من سخت است، لكن كيد و مكرى كه از صفات رذيله شمرده شده با مؤمنين است و اما با كفار بهخصوص در مقام عقوبت از صفات بارزه است چنانچه گفتند امير المؤمنين (عليه السّلام) در جنگ با عمرو ابن عبدود بعد از ضربتى كه بر فرق على(عليه السّلام) آمد فرمود با اين شجاعتت كمك از براى تو ميآيد، برگشت ببيند كيست به كمك آن آمده حضرت ضربتى بر ران آن ملعون زد كه در غلطيد و روى زمين افتاد و همچنين حضرت قاسم (عليه السّلام) در مقابل ازرق شامى فرمود: بند ركاب اسبت را ببند خم شد ضربتى بر كمر او زد دو نيم شد بنابراین كيد و مكر الهى اينست كه معامله‏اى با كفار ميكند كه بر حسب ظاهر آنها را خوش آيد مثل اقبال دنيا از سلطنت و رياست و جاه و مقام و مكنت و دولت ولى در حقيقت عين عقوبت است لذا ميفرمايد:« وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ» و نيز ميفرمايد:« إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً وَ أَكِيدُ كَيْداً فَمَهِّلِ الْكافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً » ، كه تفريع ميفرمايد بر كيد خود كه اى پيغمبر من آنها را مهلت ده من آنها را مهلت دادم تا زمان عقوبت و البته كيد خدا محكم است و مكر او شديد».
2-4-1-1-2) انَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً: يعنى مكر و سياست شيطان هميشه محكوم به شكست و خذلان است. نيرنگ شيطان در همه حال و در همه وقت، ضعيف است و چنين نيست كه گاهى ضعيف باشد و گاهى ضعيف نباشد. آوردن «كان» در جمله نيز براى تاكيد همين معنى است. اما كيد خداوند حكيم و قاهر در طريق هدايت و نور و بر مبناى حكمت و ناشى از قدرت پايدار و نظام و سنن عالم و اجتماع است: «إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ» قرآن كه خود قول حق و فصل است، مظهرى از نقشه حقّ و كيد حكيمانه خداوند مى‏باشد كه مانند اژدهاى موسى كيدهاى ساحران و افسونگران را باطل مى‏نمايد و بر طبق نظام و سنن خداوند پيش مى‏رود.
قتاده و مجاهد گويند: يعنى نيروى خداوند سخت است. حسن گويد: يعنى غضب خداوند سخت است. زجاج گويد: يعنى قدرت و عذاب خداوند سخت است. جبائى گويد: يعنى كيد و مكر خداوند نسبت بهكفار شديد است.
نکته جالب: اگر گفته شود: چگونه خدا در اين آيه مي فرمايد: (إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً)و در آيه 28 سوره يوسف، درباره كيد و مكر زنان ميفرمايد: (إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ) يعنى حتماً كيد و مكر شما زنان بزرگ است. در صورتى كه كيد و مكر شيطان از مكر زنان بزرگتر است؟جواب ميگوئيم: كيد و مكرى كه آيه مورد بحث ميگويد: در مقابل كيد و قدرت خدا است. و ترديدى نيست كه قدرت خدا مافوق هر قدرت و مكرى است. ولى كيد و مكرى كه در آيه 28 سوره يوسف راجع به زنان ميگويد در مقابل كيد و مكر مردان ميباشد.
2-4-2) مکر:
واژهی«مکر» که در قرآن با مشتقاتش 43 بار به کار رفته به معنی خدعه و نیرنگ در خفا و نیرنگ پنهانی است. هرگاه کسی را با حیله بازی از هدفش باز دارند، مکر گفته میشود.
راغب اصفهانی در معنی مکر مینویسد:«المَكْرُ: صرف الغير عمّا يقصده بحيلة و ذلك ضربان: مكر محمود، و ذلك أن يتحرّى بذلك فعل جميل و على ذلك قال: وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ‏* [آل عمران/ 54]. و مذموم و هو أن يتحرّى به فعل قبيح، قال تعالى: وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ‏ [فاطر/ 43]، وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا [الأنفال/ 30]، فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ مَكْرِهِمْ‏ [النمل/ 51]. و قال في الأمرين: وَ مَكَرُوا مَكْراً وَ مَكَرْنا مَكْراً [النمل/ 50] و قال بعضهم: من مكر اللّه إمهال العبد و تمكينه من أعراض الدّنيا، و لذلك قال أمير المؤمنين رضي اللّه عنه: من وسّع عليه دنياه و لم يعلم أنّه‏ مُكِرَ به فهو مخدوع عن عقله»‏.
یعنی: مَكْر يعنى با حيله و نيرنگ كسى را از مقصدش دور كنند و برگردانند كه دو گونه است: مكر پسنديده كه به وسيله آن قصد كار خوبى بشود در اين معنى گفت: وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ‏.
و مكر و حيله مذموم و ناپسند كه كسى كار زشتى را قصد كند.«وَ لا يَحِيقُ‏ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ» و «وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا» و «فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ مَكْرِهِمْ‏».اما در مورد حيله خوب و بد آيه: وَ مَكَرُوا مَكْراً وَ مَكَرْنا مَكْراً. بعضى گفته‏اند، مكرى كه از سوى خدا براى كار نيك است همان مهلت دادن به بنده است تا از امور دنيائى و متاع دنيوى بهره‏مند شده و تمكين يابد و جزايش را ببيند. از اين جهت على (عليه السّلام) فرمود: «من وسع عليه دنياه و لم يعلم انّه مكر به فهو مخدوع عن عقله» :يعنى كسى كه دنيا برايش توسعه داشت و نفهميد كه بدست آوردن افزون بر نياز از متاع دنيا براى او فريبى است كه گرفتار نيرنگش شد و براى كار نيك‏ چنين وضعى دارد نه پرداختن به اعمال قبيح چنين كسى عقلش او را فريب داده كم خرد است.
صاحب قاموس ذیل واژهی «مکر» چنین مینویسد: «مكر: تدبير. اعمّ از آن كه در كار بد باشد و يا در كار خوب. در مفردات و اقرب الموارد ميگويد: مكر آنست كه شخص را به حيله‏اى از مقصودش منصرف كنى و آن دو نوع است محمود و مذموم. محمود آنست كه از آن كار خوبى مراد باشد و مذموم به عكس است. در المنار گفته: مكر در اصل تدبير مخفى است كه مكر شده را به آنچه گمان نميكرد، ميكشد و اغلب در تدبير بدكار ميرود». اينكه در قاموس گفته: المكر: الخديعة و در صحاح آمده: المكر: الاحتيال و الخديعة. هر دو معنى غالب را در نظر گرفته‏اند. بنابر قول اقرب، مفردات، مجمع و المنار مكر اعمّ و شامل تدبير خوب و بد هر دو است. مؤيّد اين سخن قول خداوند است كه فرموده: اسْتِكْباراً فِي الْأَرْضِ وَ مَكْرَ السَّيِّئِ وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ‏. وصف «السّيّئ» ميرساند كه مكر فى نفسه گاهى سيّئ است و گاهى حسن ايضاً آيات‏: فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا. و هم چنین آیه ی :أَ فَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُوا السَّيِّئاتِ أَنْ يَخْسِفَ اللَّهُ بِهِمُ الْأَرْضَ‏.
احمد مصطفی مراغی در تفسیرش مکر را اینگونه معنی کرده است: «مکر در اصل، تدبیر مخفی است که مکر شده را نسبت به آنچه که گمان نمیکرد می کشاند و غالباً در تدبیر بد و ناپسند به کار میرود».
2-4-2-1) نکاتی در مورد واژه مکر:
2-4-2-1-1) در بسيارى از آيات آنگاه كه نسبت مكر به خدا داده شده مكر در مرتبه ثانى است يعنى اوّل مكر بدكاران در مقابل دين حق و دستور خداوند است سپس مكر خدا و آن دو جور است مجازات و غير آن مثلاً در آيه:‏ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ‏. مراد از «يَمْكُرُونَ» حيله و تدبير مشركين است كه ميخواستند حضرت رسول (صلّى اللّه عليه و آله) را بكشند يا زندانى كنند و يا تبعيد نمايند و مراد از «يَمْكُرُ اللَّهُ» همان تدبير خداوند است كه آن حضرت را مأمور به هجرت نمود.
ايضاً در آيه‏: وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ‏. كه مراد از مكر اول حيله يهود است درباره كشتن عيسى (عليه السّلام ) و منظور از مكر اللّه نجات دادن عيسى (عليه السّلام ) از دست آنها است. ولى در آياتى نظير: وَ مَكَرُوا مَكْراً وَ مَكَرْنا مَكْراً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ. فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ مَكْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْناهُمْ وَ قَوْمَهُمْ أَجْمَعِينَ‏. منظور از مكر اوّل طفره زدن و انحراف كفّار است از پيروى حضرت صالح (عليه السّلام) و غرض از مكر دوّم هلاكت و عذاب آنهاست كه همگى از بين رفتند و مكر خدا نتيجه طبيعى مكر آنها بود چنانكه فرموده: «فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ مَكْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْناهُمْ وَ قَوْمَهُمْ» و نيز روشن ميكند كه مكر خدا همان «دمرنا» است. ايضاً: إِذا لَهُمْ مَكْرٌ فِي آياتِنا قُلِ اللَّهُ أَسْرَعُ مَكْراً .
2-4-2-1-2) در اينگونه آيات نسبت مكر بهخدا اشكالى ندارد كه مكر خدا همان تدبير خدا و تقديراتى است كه به حرمان و عذاب بدكاران ميشود و آن در مرتبه ثانى از خدا ممدوح است كه مقتضاى عدالت جز آن نيست وگرنه بد كار و نيكو كار از هم شناخته نميشوند پس آن مكر ممدوح است زيرا كه عدالت است‏: «أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ».‏
2-4-2-1-3) گاهى مكر منسوب به خدا مكر ابتدائى است مثل‏: أَ فَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ‏. معلوم است كه مراد از مكر، عذاب خداست در مقابل نافرمانى مردم. بنابراین مكر خدا به عنوان مجازات صحيح و مكر ابتدايى از خداوند ممتنع است .یعنی: كلمه” مكر” به معناى اين است كه شخصى ديگرى را غافل‏گير كرده و به او آسيبى برساند، اين عمل از خداى تعالى وقتى صحيح است كه به عنوان مجازات صورت بگيرد، انسان معصيتى كند كه مستحق عذاب شود و خداوند او را از آنجايى كه خودش نفهمد معذب نمايد و يا سرنوشتى براى او تنظيم كند كه او خودش با پاى خود و غافل از سرنوشت خود به سوى عذاب برود و اما مكر ابتدايى و بدون اينكه بنده معصيتى كرده باشد، البته صدورش از خداوند ممتنع است.به طور کلّی میتوان چنین نتیجهگیری گرفت که: « وَ قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلِلَّهِ الْمَكْرُ جَمِيعاً يَعْلَمُ ما تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ …». اين آيه صريح است در اينكه تدبير كلّى مال خداست و تدبير ديگران در مقابل تدبير خدا هيچ است و كارى از پيش نميتوانند برد.
2-4-2-1-4) مکر در لغت عرب با آنچه در فارسی امروز از آن میفهمیم، تفاوت بسیار دارد در فارسی امروز مکر به نقشههای شیطانی و زیانبخش گفته میشود درحالیکه در ریشههای لغت عرب «مکر» هر نوع چاره اندیشی را میگویند که گاهی خوب و گاهی زیانآوراست.
2-4-2-1-5) كيفر مكر و فريب‏: محمّد بن حسن بن على (ع) از پدرش از جدّش امير مؤمنان (ع) نقل كرده است كه آن حضرت مكرّر مى‏فرمود: مكر و فريب در آتش جاى دارد.
هشام بن سالم در حديثى مرفوع از امير المؤمنين (عليه السلام) حديث كند كه فرمود: اگر نبود كه مكر و فريب كارى در آتشند من مكر انديشترين مردمان بودم. گويا جهت اينكه حضرت اين سخن را فرموده اين بود كه مردم معاويه را مردى سياستمدار و عاقل ميدانستند، و آن حضرت را سست رأى مى‏پنداشتند، چون ميديدند كه حيله‏هاى معاويه كه بر پايه دروغ و مكر بنا نهاده شده بود پيشرفت ميكرد، پس آن حضرت بيان فرمايد: كه او به اين نيرنگها آشناتر است ولى چون آنها مخالفت با دستور خدا است آنها را بهكار نبندد چنانچه سيد رضى (ره) در نهج البلاغه از آن حضرت روايت كرده است كه فرمود: «و ما در زمانى واقع ‏شده‏ايم كه بيشتر مردم آن مكر را زيركى پندارند و نادانان ايشان را زيرك خوانند، آنها را چه شده است؟ خدا ايشان را بكشد، مرد نيرومند و كاردان راه حيله و نيرنگ را ميداند ولى امر و نهى خدا جلوگيريش كند و با اينكه به رأى العين آن را ديده و دانسته و توانائى بهكار بردن آن را دارد واميگذارد و كسى كه در دين از هيچ گناهى باك ندارد فرصت‏جوئى ميكند و مكر را به كار اندازد …» و آشناتر بودن آن حضرت به مكر و حيله و داناتر بودنش در به كار بردن آن روشن است زيرا آن حضرت به همه چيز داناتر از ديگران بوده است.
2-4-2-2) بررسی آیه «مکر»:
2-4-2-2-1) وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ‏‏: (خدا بهترين مكر كنندگان است) يعنى منصف و عادلترين مكركنندگان است زيرا مكر آنها ظلم است و مكر او عدل و انصاف و اما اينكه خداوند به خود نسبت مكر داده از باب مزاوجت (كه يكى از وجوه بلاغت است) ميباشد چون قبلاً اسم مكر برده شده مثل آيه شريفه: «اگر كسى به شما اعتداء و تجاوز كرد شما مانند آن بوى اعتداء و تجاوز كنيد» با اينكه دومى اعتداء نيست بلكه مجازات است به لفظ اعتداء ذكر كرده‏اند و اين يكى از وجوه بلاغت است. مثلاً مجانست و مقابله كه اولى مثل «تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ» و دومى مثل آيه شريفه «ماذا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قالُوا خَيْراً» به نصب خيراً كه با سؤال مطابقه كند و مقابله مثل «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى‏ رَبِّها ناظِرَةٌ وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ باسِرَةٌ تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ.
«وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ»
شأن نزول این آیه قضیّهی«دارالنّدوه» است خداوند در این آیه میفرماید: ای پیامبر، به ياد آور، يا به يادشان بياور آن وقتى را كه كافران نسبت به تو مكر مى‏كنند كه تورا زندان كنند، يا بكشند يا اخراج كنند. اين سخن يادآورى همان نعمت نجات از مكر كفّار است و آن وقتى بود كه قريش در دار النّدوه در مورد زندان يا قتل يا اخراج پيامبر(ص) جلسه مشاوره تشكيل دادند و رأى آنها بالاتّفاق بر قتل پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) قرار گرفت تا جايى كه بنا گذاشته شد تا از هر قبيله‏اى مردى در قتل شريك باشد، تا خونش را بين قبيله‏ها تقسيم كنند تا بنىهاشم نتوانند قصاص كنند.
معناى كلمه (يَمْكُرُ) در مبحث لغت و معنى در بالا نوشته شد. منظور از الذين كفروا: كفار قريش است كه در مبحث سبب نزول گفته شد. يعنى يا محمّد (صلى اللّه عليه و آله و سلّم) به خاطرآور آن هنگامى را كه مشركين ميخواستند سه نوع مكر و حيله عليه تو بهكار ببرند. ولى ما خدعه و نيرنگ ايشان را دامن گير خودشان نموديم و تو را بر آنان مسلّط كرديم. يكى از نيرنگ‏هاى ايشان اين بود كه تو را زندانى نمايند و در زندان نگاهت دارند تا بميرى. چنانكه ميفرمايد: (لِيُثْبِتُوكَ) ؛دوّم،



قیمت: 10000 تومان