دانلود پایان نامه

بشکه سرکه، برای انتقال پیام کافی بود247(تصویر2-30).
معمولا ًدر این تابلو ها خبری از نوشته نبود بعضی از آنها علائم پیکتو گرافیک،248و برخی شامل نمادی کاملاً قراردادی بودند؛ به عنوان مثال برای بسیاری از فروشگاه های توتون فروشی از تصویر درامه استفاده شده است؛ رابطه توتون و تنباکو با دارمه خیلی آشکار نیست، اما ظاهراً برای ژاپنی های آن دوره و حتی تا به امروز نمادی از دخانیات است249. نقل ​​قول زیر از سفرنامه جیمز شرر مربوط به سال 1933 یافت شده است: “در حال حاضردرامه به عنوان پیشوا یا حامی مقدس اشخاص سیگاری ازرواج بسیار زیادی برخوردار است. چشم های غم انگیز وصورت پر ریش او از تمام مغازه های توتون و تنباکو ژاپن، به بیننده خیره شده است او در ژاپن به یک هندی چوبی تبدیل شده است”250(تصویر2-29).
نشانه های فروشگاهی تابع دو وظیفه بوده اند: یکی اعلام تجارت فروشگاه به شیوه ای جذاب و دیگری مقاومت در برابر آب و هوا؛ چرا که آنها بیشتر در خارج از فروشگاه آویزان می شدند. بدیهی است که بازرگانان برای جذب بیشترین تعداد مشتریان، نیاز به تبلیغ اجناس یا ارائه خدمات خود، در معابر عمومی داشتند. علامت ها به طور فزاینده ای خلاق می شدند در غیر این صورت دمد به نظر می رسیدند. اغلب تخته اعلان های استادانه، شبیه محصولی که فروخته می شد و یا چیزی در ارتباط با آن بود. مثل نشانه ای برجسته از یک پیپ برای فروشگاه توتون فروشی. کیفیت و تمایزات نشانه های منحصر بفرد، به متمایز شدن تاجر از دیگر فروشگاه های مشابه در آن محل کمک می کرد. برخی از نشانه های به سقف و یا کرکره مجهز شدند تا آنها را دربرابر محیط طبیعی محافظت کند251(تصویر2-32). در آغاز دوره ادو اشکال و فرم های ساده غالب بودنند، اما بعدتر لاک، خوشنویسی ساده شده، طلا و سبک اوکیو-ئه نیز مورد استفاده قرار گرفت. کانبان ژاپنی که یک هنر مردمی محسوب می شود، باعث پیشرفت هنرهای سنتی نجاری، خوشنویسی، و نیز نقاشی های اغلب کنده کاری شده از چوب شد. اما در مجموع این تابلوها به عنوان فرمی از هنر سنتی مطرح نشد و اغلب تابلوهای درخشان فلزی یا نئونی جایگزین تابلوهای قدیمی شد. این روزها به سختی می توان نمونه خوبی از آنها را برای فروش پیدا کرد؛ مگر در عتیقه فروشیهای محلی و قدیمی شهر.
جاذبه و اهمیت این نشانه ها نه تنها به دلیل طراحی گرافیک جسورانه و مبتکرانه شان، بلکه به عنوان سندی از تجارت و سلایق طبقه بازرگان در دوره ادو و میجی می باشد. تابلویی که آنان برای تزئین فروشگاه کوچک خود انتخاب می کردند، نوری بر تاریخ اقتصاد ژاپن و گذر آن از جامعه فئودالی به دولت مدرن افکنده است.252 در دوره های گذشته ژاپن، طبقات و مراتب اجتماعی در چهار رده شناخته و ازهم متمایز می شدند253 ؛ از زمانی که جایگاه بازرگانان که قبلاً به دلیل سود بردن از داد و ستد دسترنج دیگران در پایین ترین طبقه بودند، شروع به پیشرفت کرد و جایگاه سامورایی که در بالای این چینه های اجتماعی جای داشت کاهش یافت، کانبان ها وکاربردشان روز به روز بیشتر و شایع تر شد. در دوران ادو، اهمیت کانبان به عنوان نمادی برای بازرگانان به اندازه اهمیت شمشیر یا نشان نظامی سامورایی ها بود.
کلمه کانبان، هنوز در ژاپن به تابلوهای راهنمای خیابان ها، اماکن و تابلوهای سردر فروشگاه ها اطلاق می شود؛ هرچند که شکل ظاهری کانبان های امروزی، و نشانه های روی آن با نمونه های اولیه قابل مقایسه نیست،254 اما سنت استفاده از احجام و تصاویر هنوزدر طراحی آنها دیده می شود. (تصویر33).

2-7 مانگا255(داستان مصور ژاپنی)
برخلاف آنچه که بسیاری از مردم تصور می کنند، مانگا به هیچ یک از انواع انیمیشن، چه ژاپنی و چه غیر ژاپنی گفته نمی شود! مانگا را می توان تصاویر خیالبافانه256 ترجمه کرد. اما جدای از ترجمه لغوی، مانگا را اصولا می توان معادل انگلیسی کلمه کمیک257 دانست، درواقع منظور از مانگا همان داستان های کمیک استریپ می باشد. کمیک استریپ ها داستان های مصوری هستند که بصورت کتاب های مستقل و یا در مجلات خاص به چاپ می رسند و یک داستان را در قالب تصاویر نقاشی شده متوالی، صحنه به صحنه روایت می کنند. (تصویر2-34) این داستان ها بر خلاف آنچه که از نامشان (یعنی کمیک) به ذهن می رسد، لزوما خنده دار نیستند. بلکه در ده ها گروه و ژانر مختلف طراحی می شوند و به چاپ می رسند. آنچه را که مردم امروزه بعنوان مانگا می شناسند، در واقع فرم مدرن مانگا است که بعد از جنگ جهانی دوم در ژاپن شکل گرفت، و امروزه یکی از قدرتمند ترین رسانه های این کشور به حساب می آیند.«کتاب های مانگا نزدیک به 23% از کل صنعت نشر ژاپن را به خود اختصاص داده اند. و برخی از هوادارترینِ آن ها با تیراژ هفته ای 5/3 میلیون نسخه منتشر می شوند»258 کتاب های مانگا بین کودکان و بزرگ سالان طرفدار دارند و در ایستگاه های اتوبوس و مترو، دکه های روزنامه فروشی و حتی سوپر مارکت های کوچک محلی می توان آنها را تهیه کرد. اگرچه به نظر مبالغه آمیز می آید ولی مانگا در ژاپن و دیگر بخش های ژاپن عظمتی توصیف نشدنی دارد. مانگا یک پدیده خاص است. عمومیت آن تمام گروه های سنی و هر دو جنس زن و مرد را در بر می گیرد. در مقابل مخاطب کتاب های کمیک غربی فقط پسران دوازده تا بیست سال می باشد.259
« تفاوت عمده مانکا و کمیکِ آمریکایی در این است که مانگا وابسته به تصویر، و کمیک وابسته به متن است. در مانگا تصاویر روایت کننده اصلیِ قصه هستند. این کتاب ها می توانند در چندین صفحه متوالی، بدون تکیه بر نوشت
ار، و فقط با تصویر داستان را پیش ببرند».260 آنها طوری طراحی شده اند که بتوان به سرعت آن را خواند بنابر این متون موجود در بادکنک های گفت وگو به حداقل رسیده و حرکات و حالت ها، داستان را بیان می کنند. کتابهای مانگا، در مقایسه با مشابه های غربی 22 صفحه ای، ممکن است به 200،300 یا حتی 1000 صفحه نیز برسد. منحصر به فردی و فوراً قابل درک بودن مانگا عامل جذابیت آن است؛ چشم های درشت و درخشان و بینی های کوچک و سربالا، موهای رقصان در باد و دهان های فوق العاده پر تحرک. به علاوه « مانگا اصولاً بر شخصیت پردازی از روی مردم عادی تاکید دارد در حالی که کمیک های غربی بیشتر بر آناتومی فوق بشری، قدرت و خشونت تاکید دارد به همین دلیل ارتباط برقرار کردن با یک شخصیت مانگا راحت تر است از یک، مثلا قهرمان جنگاورکه صبحانه اش پلاتونیوم است و یک دیوار بتونی را درهم می شکند»261(تصویر35-2).
موضوعات گوناگون ورزشی، عشقی، تاریخی، نمایشی، کمدی، تخیلی و بسیاری دیگر بهانه های خلق کتاب های مانگا است. « مانگاکا »262ها یاد تصویرگران مانگا برای برخورداری از استقبال عمومی، باید در رقابت تنگاتنگِ خلاقیت واجرا و طراحی کاراکترهای جذاب از دیگران پیشی بگیرند. هنرمندان مانگا در ژاپن از موقعت اجتماعی بالایی برخوردارند.
شیوه خواندن مانگا بر قوانین سنتی آن استوار است. مانگا از بالای سمت راست صفحه شروع شده، ستون ها یکی پس از دیگری از بالا به پایین خوانده می شوند و تا پایان سمت چپ صفحه ادامه می یابد. با این حال در بعضی از نسخه ها ممکن است تعقیب عمودی ستون ها تغییر مکان از راست به چپ را نیز در پی داشته باشد. و یا ممکن است نسخه ای افقی، از چپ به راست نوشته شده باشد. در هر صورت حرکت متوالی میان فریم ها بر اساس نوعی بازی هدایت کننده که با عوامل مختلفی تنظیم شده است انجام می پذیرد.263
« اغلب آمریکائیان مانگا را به خاطر آنامی (با تلفظ آن- آ- می) می شناسند که یک به معنی انیمیشن ژاپنی می باشد. ولی معمولاً این کتاب های مانگا هستند که الهام بخش کارتون های تلویزیونی بوده اند.»264بسیاری از نمونه های موفق آن به فیلم یا سریال های انیمیشنی تبدیل شده و شهرت های جهانی کسب کرده اند. سال ها قبل هالیود مانگا را کشف کرد و آنرا به شکل انیمیشن های تلویزیونی از قبیل پسر فضایی- کیمیا شیر سفید، جاینگنتور، تندران و توبور مرد هشتم به نمایش در آورد. امروزه هالیود هنوز هم در ژاپن به دنبال نمایش های انیمیشنی است ولی کتاب های سرگرمی بیش از پیش به نمایشهای تلویزیونی، نمایش های تلویزیونی به فیلم و فیلم ها به اسباب بازی ظها تبدیل می شوند. اکنون کتاب های مانگای ترجمه شده از ژاپنی بیش از گذشته در حال انتشار در غرب وجود دارد. تهاجم مانگا با آخرین سرعت در حال انجام است.265 مانگای آسترو بوی266 اولین بار در میانه دهه ۱۹۵۰ انتشار یافت و پس از آن به سرعت محبوب، و به یک پدیده فرهنگی تبدیل شد که تا به امروز همچنان زنده باقی مانده و پس از مدتی هم راه خودش را از دنیای کتاب، مجلات به تلویزیون باز کرد و به دنیا معرفی شد(تصویر2-36).
اما مانگا پدیده هنری قرن20 نیست و نسخه های قدیمی نقاشی ژاپنی موسم به مانگا با مجله های مصور کارتونی امروز گرچه متفاوت است اما به نظر می رسد کمیک استریپ از این هنر منشعب شده است. مانگا ازیک سنت محلی، برخاسته است. « بعضی از محققان ریشه مانگا را در قرن ششم و هفت میلادی، هم زمان با ورود بودیسم و ساخته شدن معابد بودایی در ژاپن می دانند. و در دو معبد قدیمی بودایی « توشودایجی»267و « هوریوجی» اولین نمونه های کاریکاتور ژاپنی کشف شده است و داستان های مصور طوماریِ قرن دوازدهم، اولین نمونه های کمیک استریپ ژاپنی یا مانگا شناخته شده اند».268 دراین طومارها صحنه های داستان، درکنارنوشته ها و بدون هیچ قاب یا فریم خاصی پشت سر هم ترسیم می شدند. تنها تغییر مکان، زمان یا روال کلی قصه با حد فاصلی ابر مانند ویا باتصاویر آشنا و کلیشه ای مثل شکوفه های گیلاس یا برگ درختان افرا مشخص می شد.
پس از هوکوسایی، مانگا شکل دیگری به خود گرفت و دچار تغییراتی شد. هر چند در دوره ادو تولید مانگا به صورت کتابی که از صحافی چند اثر چاپ باسمه ای به هم دوخته شکل می گرفت ادامه یافت و در این گونه کتاب ها به همراه تصویر سازی، سطح گسترده ای از نوشتار نیز وجود داشت؛ یکی از استادان قدیمی و شاید بزرگترین استاد این رشته هنری اوتاگاوا کانایوشی269 (1798–1861 ) است. او پسر یک رنگ کار ابریشم بود که در16 سالگی به عنوان یک نقاش مشغول کار شد و برای مردم چهره های درخواستی را از گیشاها و بازیگران می کشید. در سال 1842 میلادی به دنبال اصلاحات تنپو270در ژاپن کشیدن این تصاویر ممنوع شد و کانی یوشی به کشیدن تصاویر قهرمانان اسطوره ای روی آورد که این تصاویر نیز شباهت عجیبی به بازیگران تئاتر آن زمان داشت؛ حرکت، پویایی و کنتراست رنگ ها در آثاراو موج می زند. تصویر2-37 چند نمونه از آثار کانی یوشی، و ویژگی های آثارش را نشان می دهد. اما در اواخر قرن نوزدهم طنز و کمدی هم تحت تأثیر غرب شکل نوینی به خود گرفت و در این راستا مانگا هم به شکل غربی سازماندهی شد. با این وجود واژه مانگا حفظ شد و برای نامیدن کتاب های کمیک معاصر ژاپنی به کار رفت.این مانگاه ها در نگاه اول بسیارشبیه نمونه های غربی هستند وبه نظر تنها تفاوتشان در این است که به جای داشتن رنگ چاپی درونی، اکثرا تک رنگ تولیدمی شوند. دراین آثارکه نمایشنامه ای همانند یک فیلم دارند، شخصیت های انسانی با دقت بسیار ترسیم می شو
ند و جزئیات بسیاری را ارائه می دهند.
هرچند امروزه مانگا، بسیاری از ویژگی های خود را مدیون انیمیشن های شرکت والت دیزنی و کمیک استریپ های غربی است، اما همانند بسیاری کشورهای دیگر از هنر های ژاپنی آنچنان پالایش یافته که به یکی از بارزترین مشخصه های فرهنگ ژاپنی بدل شده است. مانگاه ها در ژاپن و بسیاری از کشورهای دیگر از محبوبیت زیادی برخوردارند و گاه بر اساس آنها انیمیشن و فیلم تولید شده و یا برخی از شخصیت های به نماد هایی برای شجاعت، قدرت، وفاداری، پلیدی و… بدل می شوند. شیفتگی بیش از حد مردم، و محبوبیت یافتن کاراکترهای مانگا باعث شده است رد پای این هنر در گرافیک امروزی ژاپن به خوبی دیده شود. تصویر38-2 و 2-39 نمونه هایی ازکاربرد مانگا در تبلیغات است.

8-2کاوایی271، شخصیت های کارتونی کودکانه
«کاوائی» در لغت به معنی دوست داشتنی، ملوس و کودکانه


دیدگاهتان را بنویسید